عبور از آخرین خاکریز - 9
دکتر احمد عبدالرحمن
من مطمئنم تا به حال کسی نشنیده است که مخلوقی در عالم حیوانات همجنس خود را بدون دلیل منطقی به قتل رسانیده باشد، مگر هوموساپنیز که برای انجام این کار و یا بدتر از آن ساخته شده است! با وجود این من همه را به یک چشم نگاه نمیکنم.عبور از آخرین خاکریز - 8
دکتر احمد عبدالرحمن
واقعیت این است که انسان فاقد توانایی جسمی، مطلقاً قادر نبود که در آن مناطق طی طریق نماید. افسری که این مسائل را با من در میان میگذاشت دارای وجدانی بیدار، عواطفی انسانی و قلبی مهربان بود و هنوز حزب نتوانسته بود هویت او را به کلی تغییر دهد.عبور از آخرین خاکریز - 7
دکتر احمد عبدالرحمن
منطقه خانقین یکی از مناطق کوچ اجباری شهروندان بود. هنوز مناظر تلخ و رقتبار انتقال خانوادههای محنت کشیده توسط خودروها و تخلیه آنان در نقطه مرزی نزدیک شهرک «منذریه» از خاطرم محو نشده است.عبور از آخرین خاکریز - 6
دکتر احمد عبدالرحمن
جنون تبلیغاتی شروع شده بود. رسانههای تبلیغاتی حزب بعث این روزها بانگ نژادپرستی سر داده و به مردم عراق هشدار میدادند که: طوفان تهاجم از جانب شرق به سمت عراق و امت عربی در حال وزیدن است، «نژادپرستان ایرانی» هزاران سال است که چشم طمع به سرزمینهای «امت عربی» دوختهاند...عبور از آخرین خاکریز - 5
دکتر احمد عبدالرحمن
این گروهها ضمن هدف قرار دادن مواضع، استحکامات و خاکریزهایی که ارتش عراق در منطقه احداث کرده بود، کمینهایی نصب کرده و مینهای ضدنفر و ضدتانک کار میگذاشتند که در خلال ده ماه قبل از شروع جنگ دهها نفر را مجروح و مصدوم کرده بود.عبور از آخرین خاکریز - ۴
دکتر احمد عبدالرحمن
در ظاهر امر اختلاف مرزی صرفاً جنگافروزی بود، ولی اهداف واقعی چیزی بس خطرناک بودند! خاطرم هست که ملت عراق هنگام امضای موافقتنامه 1975 از سوی شخص صدام حسین که آن را یک پیروزی و دستآورد بزرگ «انقلاب» مردم عراق به حساب آورد چقدر احساس آرامش کردند.عبور از آخرین خاکریز - 3
دکتر احمد عبدالرحمن
انسان از کثرت نقاط بازرسی در عراق که گویای «استقرار» رژیم و از طرفی اضطراب و تشویق حاکم بر روابط بین حکومت و ملت است، ناخودآگاه متعجب میشود. برای روشن ساختن قضیه کافی است بگویم که در آن سال، در طول مسیر 170 کیلومتری بغداد، به خانقین، پنج محل بازرسی دایر شده بود که بعد از جنگ تعداد آنها افزایش یافت. اما در منطقه کردستان عراق تعداد محلهای بازرسی به حدی زیاد است که گفتن آن لزومی ندارد.عبور از آخرین خاکریز - 2
دکتر احمد عبدالرحمن
روزی که سوار بر یک خودرو نظارهگر زمینهای زیر کشت، دشتها و تپههای «حمرین» بودم، تصور نمیکردم به سوی سرنوشتم و یا بهتر بگویم به سمت مهمترین نقطه عطف زندگیم پیش میروم. زمان دقیقاً اکتبر 1979 بود و از خدمت سربازیم کمتر از دو ماه سپری میشد. بعد از گذرانیدن دوره آموزشهای اصلی در پادگان «الرشید» واقع در جنوب بغداد، راهی خانقین شدم تا به یگان نظامی مربوطه ملحق شوم. قابل ذکر است که خانقین هفت کیلومتر از اراضی ایران فاصله دارد.عبور از آخرین خاکریز - 1
دکتر احمد عبدالرحمن
از این هفته کتاب «عبور از آخرین خاکریز»: خاطرات پزشک اسیر عراقی به نام «دکتر احمد عبدالرحمن» با ترجمه محمدحسین زوارکعبه را میخوانیم. این کتاب، نخستین بار در سال 1368 توسط انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی منتشر شد. اوایل سال 1978 میلادی، روند حوادث و رخدادها در جهان اسلام، به طور عمومی و جهان عرب، به صورت اختصاصی در ضمن تشدید و گسترش فعالیتهای رسانههای تبلیغاتی دولتی طی سالهای اخیر در جهت وارونه جلوه دادن حقایق، مایۀ یأس و ناکامی بود. امت اسلامی بدترین مراحل تاریخی خود را پشت سر میگذاشت.شانههای زخمی خاکریز – 34
صباح پیری
جنگ تمام شد، اما حماسهها ماندند. هنوز مناطق عملیاتی، خون تازه را حس میکنند. هنوز فریاد مردانی که در سختترین لحظات زندگی، مرگ را در آغوش کشیدند، به گوش میرسد. هنوز دستان خالی از تفنگ مردان گره کرده است و... هنوز انقلاب با تمامی رنجهایش ادامه دارد. همه اینها را نوشتم برای اینکه چنگی زده باشم به فردا و حلقهای ساخته باشم برای پیوند یادهایی که ممکن است جنس کربلایی جنگ ما را درست لمس نکنند.2
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/34
در تدوین متن تاریخ شفاهی تا چه اندازه مجاز به استفاده از شیوههای روایتپردازی (هرچند ساده) هستیم؟روایتپردازی در تاریخ شفاهی یعنی تدوینکننده به توصیف و تحلیل روایت بپردازد و تخیلات ذهنی خود را مکتوب نمایند. به نظر میرسد در آثاری که صرفاً در زمینه تاریخ شفاهی تولید میشوند، روایتپردازی چندان مطلوب نیست؛ زیرا تدوینکننده نسبت به وفاداری در متن اصلی احساس مسئولیت دارد و هرگونه دستبرد در روایت، نوعی تحریف در تاریخ محسوب میشود






