اخبار تاریخ شفاهی شهریور 1400

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از شهریور 1400 را می‌خوانید. دبیر اجرایی سومین همایش ملی «تاریخ شفاهی دفاع مقدس» از تمدید مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه سومین همایش ملی«تاریخ شفاهی دفاع مقدس» خبر داد و گفت: مهلت ارسال مقالات به دبیرخانه این همایش تا پایان مهر تمدید شد.

خرده‌روایت‌هایی از اربعین

این مردمی که می‌بینید بیست روز کلاً کار و زندگی‌شان را ترک کردند. در خانه‌هاشان را هم نبستند. یکی را توی خانه می‌گذارند که از مردم پذیرایی کند. خودشان هم می‌آیند اینجا توی موکب از مردم پذیرایی کنند. خدمت نجفی‌ها کلاً معروف است توی عراق اولین هیئت‌هایی که زدند هیئت‌های نجفی بود. نجفی‌های زمان صدام اولین مردمانی بودند که می‌رفتند به سوی کربلا، آن وقت‌ها زیارت پیاده ممنوع بود.

نگاهی به کتاب «روایت رندان تشنه‌لب»

تاریخ شفاهی بسیجی جانباز حاج جعفر باقری

کتاب با مقدمه سازمان اسناد و مدارک دفاع مقدس آغاز می‌شود که در آن از تاریخ شفاهی همچون روشی تازه برای گردآوری خاطرات و روایت‌های شفاهی رخدادهای تاریخی یاد می‌شود و اینکه چگونه محتوای تاریخ شفاهی از طریق فرایند مصاحبه به دست می‌آید که شامل مشاهدات و تجربه‌های تاریخی اشخاص یا نقل‌قول‌های آنان از دیگر حاضران در صحنه تاریخ است. در ادامه، به مشکلات تدوین تاریخ شفاهی پرداخته می‌شود و مرور زمان را تهدیدی برای گردآوری منابع شفاهی تاریخ دفاع مقدس و تدوین آن می‌شمارد.

مهران، شهر آینه‌ها – 2

از ستاد ادوات خارج شدم و خودم را به مقر اصلی دوشکا رساندم. از بچه‌های دوشکا خواستم که در سنگر حاضر شوند. خودم رفتم داخل اتاقم و با معاونان واحد صحبت کردم. بعد، یک نفر را به عنوان بی‌سیم‌چی و یک نفر را برای پیک انتخاب کردم و با یکی از معاونان واحد، آماده شدیم برای رفتن. از آنها خواستم که وصیتنامه خود را بنویسند و نامه‌ای هم برای خانواده‌شان بفرستند؛ چون مدتی که در آنجا هستند، تا شروع عملیات، نمی‌توانند نامه بنویسند.

داستان یک عکس

پرتره اندیشمندانه امام خمینی در آخرین روزهای حضور در نوفل لوشاتو

عکس‌های منتشره از امام خمینی از مهم‌ترین اسناد تصویری انقلاب است که باید روایت چگونگی خلق آنها فراهم و ثبت و ضبط گردد. در میان حجم فراوان عکس‌های منتشره از امام خمینی، پرتره‌ای از ایشان در آخرین روزهای حضور در نوفل لوشاتو قابل توجه است؛ عکسی که به واسطه انتشار آن از سوی مجله تهران‌مصور در شماره سوم به تاریخ ۶ بهمن ۱۳۵۷ در دسترس عموم قرار گرفت و جلوه‌ای دیگر از سیمای رهبر انقلاب را به نمایش گذاشت.

سیصد و بیست و پنجمین شب خاطره - 1

مرزبانان نیروی انتظامی

خاطره دیگر من برمی‌گردد به عملیات والفجر 8؛ حالا از بسیجی عبور کرده بودیم، پاسدار شده بودیم در تیپ قوامین. به جبهه رفتیم. این که چطور ما آمدیم و از رودخانه اروند گذشتیم برای من خیلی مهم بود چون من اولین باری که از اروند گذشتم با قایق بود و رفتیم آن طرف و برگشتیم. مرحله اول که فاو رفتیم اینطور بود. مرحله دوم که می‌خواستیم برویم فاو، حقیقتش من در ماشین خوابم برد.

خاطرات مهدی طحانیان

مهدی طحانیان، آزاده دوران دفاع مقدس که در 13 سالگی اسیر شده بود، مهمان صدوهفتادو‌هشتمین برنامه شب خاطره(دی 1387) بود. او درباره دوران اسارت و تهدید فرمانده استخباراتی که گفته پیش خبرنگاران خارجی و دوربین حرف‌های سیاسی نزن و کتک زدن و ترساندن او خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

اینجا هتل نیست!

برای رفع سوءتفاهم باید فرهنگ‌سازی کرد

بعد از ظهر روز 1398/7/23 پس از وداع با امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام حرکت به سمت کربلا را شروع کردیم. قرار بود ساعت 2 پیاده‌روی را شروع کنیم اما مردها دیر از حرم برگشتند و حرکت به تأخیر افتاد. بعد از ساعتی از شهر خارج شدیم و به عمود 1 در خروجی شهر نجف رسیدیم و پیاده‌روی را شروع کردیم. موکب‌های کنار هم، کودکان عطر به دست ایستاده در مسیر و پذیرایی‌های متنوع و درخواست خدام برای نوشیدن چای، قهوه یا آب و پخش انواع مداحی‌ها حال و هوای خاصی به جاده بخشیده بود. هشت نفر بودیم و با هم حرکت یا استراحت می‌کردیم.
 

مهران، شهر آینه‌ها – 2

از ستاد ادوات خارج شدم و خودم را به مقر اصلی دوشکا رساندم. از بچه‌های دوشکا خواستم که در سنگر حاضر شوند. خودم رفتم داخل اتاقم و با معاونان واحد صحبت کردم. بعد، یک نفر را به عنوان بی‌سیم‌چی و یک نفر را برای پیک انتخاب کردم و با یکی از معاونان واحد، آماده شدیم برای رفتن. از آنها خواستم که وصیتنامه خود را بنویسند و نامه‌ای هم برای خانواده‌شان بفرستند؛ چون مدتی که در آنجا هستند، تا شروع عملیات، نمی‌توانند نامه بنویسند.