افراد زیادی در زندان قصر شهید شدند
15 خرداد سال 42 بود که به مدت 2 ماه در زندان قصر زندانی بودم. درآن سالها، دو بند مخصوص زندانیان سیاسی بود که از ورامین و یا تهران دستگیر میشدند. در آن زمان زندانیهای سیاسی ممنوع الملاقات بودند. البته زندانیهای معمولی مشکلی نداشتند ولی کسانی مثل من که ضد رژیم شاه بودیم، اجازۀ ملاقات نداشتیم و در آن دو ماهی که زندانی بودم کسی را ملاقات نکردم.
زندان، امنیت و ناامنی
مهدی غنی
نمیدانم چه کسی اولین بار مجازات زندان را ابداع کرد و مخالفین خود یا خلافکاران را به بند کشید، ولی از زندان رفتن یوسف در حکایات مذهبی و به بند کشیده شدن ضحاک در اسطورههای میهنی معلوم است زندان پیشینۀ چند هزار ساله دارد.«کوه حضرت عباس» درجنوب اروپا
یک مستند دیدم دربارۀ بالکان و مسلمانانش. دستمایهای شد تا یک خاطرۀ عجیب و غریب را برایتان نقل کنم. نمیدانم میدانید یا نه، در بالکان قریب 20میلیون شیعه بکتاشیه زندگی میکنند. شیخ بکتاش یک مبلغ مذهبی دولت عثمانی بود که سالهایی را در آن بلاد گذراند و انبوه پیروان عیسوی خسته از جنگهای بیپایان میان ارتدوکسها و کاتولیکها را به دین جدید بشارت داد. شیخ بکتاش ایرانی و خراسانی بود.
در زندان، زندگی جمعی داشتیم
دوسه سال پیش از جریان تبدیل شدن زندان قصر به موزه، که توسط کانون سیاسی قبل از انقلاب بنا شد از زندان قصر دیدن کردیم. وقتی وارد حیاط زندان شدیم، دیدیم که زندان اصلی با خاک یکسان شده است؛ زندان اصلی که شامل زندان 3و4 بود و تمام شخصیتهای مبارز سیاسی درآن زندانی بودهاند، پشت این دو زندان اصلی، زندان بهداری و زندانهای دیگر وجود داشت که به عنوان موزه در نظر گرفته بودند ولی متأسفانه اصل زندان با خاک یکسان شده است.
وقتی زندان، زندان نباشد
عزت الله انتظامی
مدتی ازکودتای 28 مرداد سال32 گذشته بود، بعد از تئاتر سعدی و فردوسی بیشتر تئاترها را آتش زدند و بستند و هنرپیشهها را گرفتند. در دورهای که بختیار، فرماندار نظامی تهران بود بدون هیچ دلیلی طبق ماده 5 قانون مردم را به زندان میانداختند و هنرپیشهها را میگرفتند. من هم از آن دسته آدمها بودم و در خیابان دستگیر شدم. من را ابتدا بردند توقیفگاه تهران. در آنجا آقای محمدعلی جعفری و خیلی از هنرپیشهها و کارمندان رادیو را دیدم.نخستین دیدار
سخن گفتن از ابعاد مختلف زندگی و فعالیتهای فرهنگی و ادبی شخصیتی نظیر مرحوم هوشنگ گلشیری که آثارش در زمره بهترین آثار معاصر بوده که علاوه بر پویایی، به شکل زیبایی سنت و مدرنیته را تلفیق نموده؛ کاری است بس دشوار که در این مقاله نمیگنجد، ولی به منظور ادای دین به پیشگاه آن انسان فرهیخته، به عنوان یکی از خوانندگان و دوستداران شخصیت داستانهایش و نیز یکی از مصاحبهکنندگان با ایشان به بیان مختصری در این باب میپردازیم.
دفترچه سیاه
روزی که فرانسواموریاک روزنامهنگار، نویسنده و شاعر فرانسوی و برنده نوبل ادبی سال 1952 از دنیا رفت، ژان کوکتو نمایشنامهنویس و کارگردان معروف، یادداشت کوتاهی در یکی از روزنامههای عصر «بوردو» زادگاه فرانسوا منتشر کرد که آخرین جملهاش این بود: «موریاک بیچاره! میتوان دربارهاش گفت همه چیز را داشت، مگر همه چیز را!»
اسیر جاده نیستم
از دوازده سالگی کارم را شروع کردم؛ با اسب و گاری. این طرف و آن طرف بار میبردم آن هم در فاصلههای محدود، با یک اسب و گاری مگر چقدر میشود بار برد. سال 1344 بود که وانت سه چرخ خریدم و با آن کار میکردم. بار اصلی ما محصولات کشاورزی بود.
در تکریت 11، هر هفته یک نفر شهید میشد
«رحیم قمیشی»، زاده خوزستان و معاون گردان کربلا، که از نخستین روزهای جنگ، داوطلبانه و با عضویت رسمی در سپاه پاسداران عازم دفاع از وطن شد، چهار دی سال 1365 و در آغاز عملیات کربلای چهار به اسارت نیروهای عراقی درآمد. جملات نخستین او، یادآوری لحظاتی پیش از اسارت است. دشوارترین لحظهها...
یخ سرخ
بهاءالدین خرمشاهی
درخشش خاطرات کودکی بعضی از آدمها، خیالانگیزتر از هر داستانی مخاطب را به دنیاهای فراموش شده پرتاب میکند. این خاطره فریب از کودکی خرمشاهی هم از همان نوع روایتهای بیرون از دنیاهای روزمره اطراف است که چند دقیقهای آدم را از پوسته وقایع پیشبینیپذیر روزانه بیرون میکشد. در زمستان شدید قزوین که به زمستانهای تبریز و اردبیل و زنجان شبیه است غالباً آب حوض کثیرالاضلاع وسط حیاط درندشت ما یخ میزد. اتفاق میافتاد که هنوز این یخ ذوب نشده، یخبندان دوم پیش آید و برف بر روی یخ بنشیند....
57
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/40
مرز میان خاطرهگویی و تاریخ شفاهی چیست؟مرز این دو با هم بسیار ژرف و کاملاً ملموس است. خاطرهگویی بیان شخصی یک فرد از تجربههای زیسته خود درباره یک یا چند موضوع به صورت آزاد است. اما تاریخ شفاهی استفاده روشمند از روایتهای مستندی است که به منظور تولید محتوای تاریخی گردآوری و تنظیم میشود.






