عبور از آخرین خاکریز – 33

اما در رابطه با ـ به اصطلاح ـ «ائمه جماعت» در پادگان‌ها بهتر است بگویم آنها فقط مسئول اقامه نماز، ایراد موعظه و اقامه نماز بر مردگان هستند و بسیاری از آنها خودشان به توجیه اخلاقی نیاز دارند! بنابراین تنها عامل بازدارندۀ افراد در ارتش عراق فقط به تربیت خانوادگی یک نظامی بستگی دارد.

عبور از آخرین خاکریز – 32

دکتر احمد عبدالرحمن

جالب اینجاست که این سربازان در توجیه عمل خود می‌گفتند: «احتمال دارد اموالی زیر این چوب‌ها مخفی شده باشد». واقعاً چه عذر بدتر از گناهی! حتی پرسنل همین واحدهای نظامی، از چوب، آهن و مصالح ساختمانی سرقت‌شده از منازل متروکه، برای ساختن سنگرها و قرارگاه‌ها استفاده کردند. حال که نیروهای عراقی با شهرهای خودشان چنین معامله‌ای می‌کنند این تصور پیش می‌آید که با شهرهای اشغالی ایران چه رفتاری خواهند داشت؟

عبور از آخرین خاکریز - 31

دکتر احمد عبدالرحمن

در روزهای 26 و 27 سپتامبر به پادگان تیپ 25 ـ که از شروع جنگ به صورت ستاد فرماندهی موقت درآمده بود ـ فراخوانده شدم تا دو خلبان ایرانی را که هواپیماهایشان سرنگون شده بود، معاینه کنم. سریعاً به وسیله یک دستگاه آمبولانس در جاده‌های تاریک به راه افتادم، چرا که طبق دستور موظف بودیم هنگام حرکت چراغ‌های ماشین را خاموش کنیم.

عبور از آخرین خاکریز - 30

دکتر احمد عبدالرحمن

به طور حتم اگر آنها قصد بمباران مناطق مسکونی را داشتند می‌توانستند به راحتی و بدون نیاز به انجام مانورهایی که ممکن بود برایشان گران تمام شود، این کار را انجام دهند. گذشته از آن، هواپیماهای ایران در ارتفاع نسبتاً پایین پرواز می‌کردند، بنابراین اگر کسی قصد بمباران مناطق مسکونی را داشته باشد نیازی به این قبیل تدابیر نبود.

عبور از آخرین خاکریز - 29

دکتر احمد عبدالرحمن

علائم جنازه‌های مجهول‌الهویه در لیست مفقودین یگان نظامی مربوطه به ثبت می‌رسید و این دردناک‌ترین حالتی است که ممکن است خانواده‌ای با آن مواجه گردد، چرا که آن خانواده دردمند بایستی مدت‌ها در انتظار بازگشت فرزند خود لحظه‌شماری نماید. چگونه می‌توان مادری را به کشته شدن فرزندش متقاعد ساخت بی آنکه جسد او را مشاهده کرده باشد؟

عبور از آخرین خاکریز - 28

دکتر احمد عبدالرحمن

این شهرک به منزله دامی بود که نیروهای ما را به سمت خود کشید بی‌آنکه آنها متوجه مقصود خروج اهالی از آنجا باشند. نیروها به محض ورود به داخل شهرک خود را در جهنمی از آتش حملات توپخانه و موشکی یافتند. توپ‌هایی با بردهای مختلف، خمپاره‌اندازها و موشک‌اندازها، شهر و اطراف آن را زیر آتش سنگین خود گرفتند.

عبور از آخرین خاکریز - 27

دکتر احمد عبدالرحمن

آنچه مسلم است پرسنل بیمارستان کینه و بغضی نسبت به شخص ایشان نداشتند که از خبر درگذشت او خوشحال شوند بلکه عقیده داشتند این مساله موجب خاتمه سریع جنگ خواهد شد و اعتراف می‌کنم که بسیاری از آنان افرادی جاهل و بد ذات بودند. حتی خاطرم است یکی از متخصصین بیهوشی به این مناسبت فرخنده! بطری‌های حاوی نوشابه بین کارکنان توزیع کرد.

عبور از آخرین خاکریز - 26

دکتر احمد عبدالرحمن

لشکرهای رزهی و پیاده عراق دست به حمله گسترده‌ای از چند محور جنوبی، میانی و شمالی زدند. منطقه ما، نقطه شمالی جبهه به حساب می‌آمد و هدف از این تهاجم گسترده تسلط بر شهرهای قصرشیرین، سرپل ذهاب، گیلان‌غرب، سلسله کوه‌ها، ارتفاعات استراتژیک منطقه و پیش‌روی هر چه بیشتر به عمق خاک ایران بود.

عبور از آخرین خاکریز - 25

دکتر احمد عبدالرحمن

اوضاع با انتشار بیانیه‌هایی از سوی وزارت دفاع در مورد پیروزی‌های روزانه بدین منوال ادامه یافت و هیچ روزنه امیدی برای ختم درگیری وجود نداشت. 17 سپتامبر، صدام را در حال ایراد سخنرانی «تاریخی» خود در مجلس ملی عراق دیدیم. او ضمن سخنرانی، لغو موافقت‌نامه 1975 الجزایر را اعلام کرد و نمایندگان برّه‌صفتِ مجلس به افتخار وی کف زدند. اینجا بود که خطوط توطئه کاملاً مشخص شد.

عبور از آخرین خاکریز - 24

دکتر احمد عبدالرحمن

همه به وحشت افتاده و سراسیمه به جست‌وجوی پناهگاهی پرداختند. باور کنید چیزی رعب‌انگیزتر و وحشتناک‌تر از پرواز یک جنگنده از ارتفاع پایین به قصد تهاجم نیست. ولی این هواپیما مطلقاً اقدام به گشودن آتش نکرد. بلکه فقط به پرواز سریع از بالای سر نیروهای عراقی مستقر در منطقه اکتفا کرد. گویا در حال انجام مأموریت شناسایی بود.
1
...
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه هفتم: دوگانگی تکاملیِ سند و روایت

اسناد و تاریخ شفاهی نه رقیب یکدیگر، بلکه «دوگانگی تکاملی»ای هستند که در هر مرحله از پژوهش نقشی متفاوت و مکمل ایفا می‌کنند: در آغاز، اسناد «اسکلت» واقعه را می‌سازند و به مصاحبه‌گر اشراف می‌بخشند؛ حین مصاحبه، «محرک حافظه» راوی عمل کرده و از کلی‌گویی و خطاهای زمانی جلوگیری می‌کنند.