ما را از حال خود بی‌خبر نگذارید

فائزه ساسانی‌خواه

صبح دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ به شهر نجف اشرف رسیدیم. پیش از ورود به نجف، مردم عراق را می‌دیدیم که از شهرهای مختلف در حال پیاده‌روی به طرف کربلا بودند. روی کوله‌پشتی بعضی از آنها پرچمی با عکس رهبر شهیدمان دیده می‌شد و جلوی بعضی از موکب‌ها هم عکس رهبر نصب شده بود. در نجف در خانه‌ای ساکن شدیم که نزدیک عمود ۱۷۵، داخل شهر و مسیر پیاده‌روی قرار داشت.

زنده‌یاد «سیمین‌دخت وحیدی» در آینه خاطرات شاعران

کوچه شعر، پلاک مادری، منزل سیمین‌دخت

گفت‌وگو و تنظیم: مریم اسدی جعفری

بازگویی خاطره، یکی از بهترین و روشن‌ترین شیوه‌هایی است که می‌توان، یادبود عزیزان از دست رفته را گرامی داشت. با ابعاد اخلاقی و منشی آن‌ها آشنا شد و حتی زوایای نادیده از زندگی‌شان را شناخت. زنده‌یاد «سیمین‌دخت وحیدی» شاعر و ادیب معاصر که نقش مؤثری در برجسته‌سازی نقش زنان در شعر انقلاب و شعر جنگ داشت، ششم تیر 1405 در 93 سالگی، چشم از جهان فروبست. او کوله‌باری از خاطرات و فراز و فرودهای زندگی شخصی و حرفه‌ای داشت.

روایتِ یک هم‌دانشگاهی از شهیده زهرا حداد عادل

فائزه ساسانی‌خواه

در یکی از روزهای پاییزی سال ۱۳۷۶، وارد دفتر مشترک انجمن اسلامی و بسیج دانشجویی واحد خواهران دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی شدم. دختر جوانی نشسته بود که تا آن روز او را ندیده بودم. یکی از دوستان او را معرفی کرد: «زهرا حداد عادل هستند؛ دختر آقای دکتر حداد عادل». دکتر حداد عادل را می‌شناختم؛ از استادان برجسته و سرشناس دانشگاه بود.

روایت یک زائر از مشهدِ پس از جنگ

فائزه ساسانی‌خواه

اولین چیزی که در پهنه یکی از صحن‌های امام رضا علیه‌السلام نظرم را جلب کرد، آقایی بود که روی یکی از فرش‌ها نشسته بود و در حال تلاوت دعا، میله پرچم ایران را به دوش تکیه داده بود. تا رسیدن به مسجد گوهرشاد، زنان و مردانی را دیدم که با خود پرچم‌های زیبای ایران و حزب‌الله لبنان را در اندازه‌های بزرگ و کوچک حمل می‌کردند.

سیصدوهفتادوچهارمین شب خاطره - 1

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

سیصدوهفتادوچهارمین برنامه شب خاطره پنج‌شنبه ۶ آذر 1404 با محوریت بازخوانی خاطرات نظامیان فعال در جریان پیروزی انقلاب اسلامی از زندان‌های رژیم پهلوی در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. این برنامه با پخش تصاویری از شهید امیرعلی حاجی‌زاده آغاز شد. در ادامه بهرام‌علی طاهری، محمدحسن پورجمعه و قنبر راسخ خاطرات خود را بیان کردند. اجرای این شب خاطره را داوود صالحی برعهده داشت.

سیصدوهفتادوسومین شب خاطره - 7

تنظیم: سایت تاریخ شفاهی ایران

وقتی وارد جزیره شدیم، تنها دارایی هر نفر یک جیره مختصر و یک قمقمه آب بود. به ما اعلام کردند پای درختانِ نخل را بکنید و برای خودتان سنگرِ حفره‌روباهی آماده کنید. زمین آن‌قدر سفت بود که سرنیزه اصلاً در آن فرو نمی‌رفت. هرچه تلاش کردیم، فقط توانستیم مقدار جزئی از خاک را بیرون بریزیم.

بخشی از خاطرات عباس دوزدوزانی

از حلقه‌های انقلابی تا بازوی نظامی حکومت اسلامی

به انتخاب: فائزه ساسانی‌خواه

نهادهایی در آن روزها ضروری به نظر می‌رسید خیلی زود پا بگیرد، که متناسب با حال و هوا و انتظارات و حسرت‌های به دل مانده قشر جوانان بود جوانانی که قبل از انقلاب سر و گوش‌شان می‌جنبید و احیاناً در برخی قضایا شامل دستگیری‌ها و زندانی‌ها و شکنجه‌ها با عوامل رژیم و ساواک، نیروی مشترک ضدخرابکاری، اطلاعات شهربانی و دیگر نیروهای انتظامی از نزدیک درگیر شده بودند.

آخرین سفر راوی

خرده‌روایت‌هایی از روزهای منتهی به شهادت شهید آوینی

به انتخاب محیا حافظی

روزهای آخر، وقتی به فکه رفتند و کار نیمه تمام ماند و برگشتند، گفتند دو سه روز دیگر باید برگردم فکه. در این چند روز ایشان را خیلی اندوهگین دیدم. مرتب سؤال می‌کردم چرا این‌قدر گرفته و ناراحتی؟ ولی در ذهنم هیچ ارتباطی برقرار نمی‌شد که اتفاقی افتاده که دوباره دارند برمی‌گردند.

نبض تپنده یک ملت در لحظه تحویل سال

نوروزی که خیابان‌ها خانه ما شد

فائزه ساسانی‌خواه

هر سال، روزها و شب‌های منتهی به عید نوروز، میدان شهدا دیدنی بود. از چند روز مانده به سال نو، مغازه‌ها پر از مشتری می‌شدند و دستفروش‌ها پیاده‌روها را اشغال می‌کردند. در بساطشان همه‌چیز پیدا می‌شد؛ از وسایل سفره هفت‌سین، شمع، ماهی قرمز و گلدان‌های گل بهاری گرفته تا لباس و کیف و کفش.

بهاری آمیخته با بوی باروت در روزهای رفراندوم

به انتخاب محیا حافظی

نوروز آن سال نتوانستم پیش خانواده‌ام باشم. البته از این بابت خیلی ناراحت نبودم؛ چون اول اینکه یک ارتشی و در خدمت مأموریت‌های سازمانی بودم؛ دوم اینکه تنها من نبودم که از خانواده اش دور بود، بلکه دوستانم هم مثل من بودند.
1
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/44

تاریخ شفاهی امروز ایران با چه خلأهای نظری مواجه است؟
تاریخ شفاهی در ایران با دو مسئله اساسی مواجه است. نخست، فعالان این حوزه، تاریخ شفاهی را به شیوه‌ای تجربی و بر پایه تجربه انجام می‌دهند. دوم، نظریه‌پردازی در این حوزه کمتر برآمده از تجربه‌های بومی و بیشتر متأثر از ترجمه و اقتباس نظریه‌های تولیدشده در خارج از ایران است. در نتیجه، میان شفاهی‌کاران تجربی و نظریه‌پردازان دانشگاهی شکافی شکل گرفته است.