از جبههها تا کربلا
عبدالرضا شفیعیان
بیتردید شیرینترین خاطره دوران اسارت من و کسانی که توفیق اسارت را داشتهاند، رفتن به پابوسی امام علی(ع) و حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران فداکارش بود. البته تنها فکری که نمیکردیم این بود که روزی به زیارت این بزرگواران نایل شویم و هنوز که هنوز است، متعجب ماندهایم که آیا بهراستی ما بودهایم که به زیارت رفتهایم؟!حرف های آسمانی
سخت است اما بگذار بگویم و بنویسم تا همه بدانندکسی که عصاره سال های جوانی خویش را به خاک سرد می سپارد و شیره جانش را به مسلخ عشق می فرستد و چیزی از بنده خدا جز ادامه راه و رسم شهدا نمی خواهد و درد دلی جز بی وفائی عده ای که از شهدا دور شده اند ندارد، چگونه در جامعه مورد تکریم قرار می گیرد...
زندگی نامه و خاطرات رحیم کریمی
رحیم کریمی
رژیم ما را بهعنوان زندانی سیاسی قبول نداشت و معتقد بود که ما خرابکار یا ضدامنیتی و مارکسیستهای (وابسته به روسیه) اسلامی (چون مذهبی بودیم) هستیم و از این قبیل صفتها که هر رژیم استبدادی برای بقای خودش به مخالفینش لقب میدهد. در همان زمان، ما را مجدداً به زندان ساواک بردند همان جایی که امروز موزهی عبرت شده است.راه اندازی بسیج در کازرون
مصطفی بخرد
کازرون از پیش از پیروزی انقلاب تاکنون جزو شهرهای فعال در عرصههای مختلف بوده است. یکی از این عرصهها راه اندازی بسیج مستضعفین و اعزام نیرو به جبهه های جنگ و تقدیم 1100 شهید بوده است. به همین دلیل و به لحاظ سالروز تشکیل بسیج مستضعفین از "مصطفی بخرد" که اولین فرماندهی بسیج در شهرستان بود، خواستیم تا خاطرات خود را از راهاندازی این نهاد پویا بیان کنند.زندگینامه و خاطرات علی حاتمیه
علی حاتمیه
من را در سه مرحله دستگیر کردند که مرحلهی اول آن در محیط کارم یعنی همان جنگافزارسازی بود.در آنجا بهنظر من یک حرکت ساختگی بهوجود آوردند بهاین صورت که یک ضبط صورت را نزد من آوردند که در آن نواری حاوی سخنان انتقادی مرحوم کافی از رژیم وجود داشت. در همان لحظه من را از بلندگو به دفتر احضار کردند. جایی که در آنجا عامل ضداطلاعات منتظرم بود. من را بازرسی بدنی کرد، کمد و تمام وسایلم نیز تفتیش شد. سپس خودم نیز برای بازجویی، 48 ساعت در ضداطلاعات بازداشت شدم.زندگی نامه و خاطرات آقای محمد نجفی عرب
محمد نجفی عرب
من حدود سال 1341 وارد ارتش شدم. به مدت یک سال دورهی آموزشی گروهبانی را گذراندم. در سال 42 درجه گرفتم و تا سال 48 در لجستیک خدمت کردم. سه سال هم به پایگاه (نوژه) همدان منتقل شدم از آنجا هم پس از امتحان افسری در سال 1342 وارد لباس دانشجوئی شدم.زنان در سفرنامهها
(انیسالدوله از دید کارلا سرنا*)
یکی از جهانگردانی که در خاطرات خود به بانوی حرم ناصری یا ملکه ایران انیسالدوله پرداخته است کارلا سرنای ایتالیایی است که در سیامین سال سلطنت ناصرالدین شاه به ایران آمد. او با دقت زنانه به جزئیات میپردازد و نکاتی را که از دید سیاحان دیگر دور میماند بررسی میکند و محافل زنانهای را که دیگر سیاحان مرد به آن راه نداشتهاند به تصویر میکشد.زندگینامه و خاطرات سید حسین احمدیان
سید حسین احمدیان
من در شهرستان ورامین در یک خانوادهی روحانی متولد شدم و تحصیلات ابتدایی را تا سوم راهنمایی در شهرستان ادامه دادم. در سال 1342 که نهضت امام خمینی (ره) شروع شد. من دوازده ساله بودم به تبع اینکه پدرم از روحانیون بود. طبیعتاً با نظریات 15 خرداد امام خمینی بیشتر آشنا شدم.زنده در همیشههای تاریخ
راوی: سیدعلی اکبر مصطفوی
گرمای روز کشنده بود و خون را در رگهایمان به جوش میآورد. ما را به صف کرده بودند و هرم گرما همچون امواج لرزانی از هوا، تصاویر پیش چشم را بسان سراب مبهم و تار میکرد. افسر بعثی، با کلاه کج سرخ رنگ در برابرمان گام برمیداشت. باطوم پلاستیکیاش را در هوا تاب میداد و هرازگاهی نیز دیوانهوار آن را بر سر و روی و دست و بازوی یکی از ما میکوبید؛خاطرات تولد یک داستان
محمد رضا بایرامی
نوشتن دربارهی شکل گیری یک داستان، کار بسیار سختی است از چند منظر. یکی اینکه به هرحال نویسنده مجبور میشود در بارهی کارش توضیحاتی بدهد که گاه چون حالت دفاعی پیدا میکند، ممکن است این ذهنیت را به وجود بیاورد که وی دچار شیفتگی نسبت به اثرش است یا چون تا حدودی مجبور میشود از ساخت و ترفندهای کارش سخن بگوید شاید به نظر برسد که قصدش خودستایی است....
68
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/17
از دغدغههای اصلی مورخان شناخت و فهم درست تاریخ بوده است. در این فرایند، به جهت توسعۀ دانش و تکثر موضوعات مورد مطالعۀ آنها در دهههای اخیر، رویکرد «تاریخ فرهنگی» مطرح شد. در این شیوه بینرشتهای، از یافتهها و روشهای علوم مرتبط به تاریخ استفاده میشود. این شاخه از دانش، به تاریخ و فرهنگ از پایین و دور از نخبگی سنتی میپردازد.





