خاطراتی از گروگان های آمریکایی

محمود فاضلی

تفاوت ما با غربی ها در خاطره نگاری و وقایع نویسی کاملا مشهود است. آنها دارای کم ترین ملاحظه در نگارش خاطره نویسی هستند و به بیشترین اسناد هم دسترستی دارند برای آنها اسناد پایه اصلی هرگونه خاطره نگاری است.

دانش آموزان و انقلاب در کازرون

مصطفی بخرد

دانش آموزان در کازرون با سازه های اجتماعی خاصی در انقلاب مشارکت یافتند که در آن سازه ها نقش معلمان و به موازات آن تشکل های اجتماعی و نهاد های دینی هر یک به نوبه خود قابل توجه است.

خاطره ای از سفر شمس آل احمد به کوبا

محمود فاضلی

شمس آل احمد را برای اولین بار در نیکاراگوئه می دیدم. آرام، متین، تا حدودی لاغر و تکیده و صدایش آهسته و کم طنین بود. شنیدن حرف هایش تا حدودی دشوار بود. آثار پیری در چهره اش به خوبی دیده می شد.

خواهم گفت چرا

محمد حسن شهسواری

اولین باری که داستانی در یک جمع حرفه ای خواندم، پانزده سالم بود. اولین داستانم که در جایی (روزنامه های محلی) چاپ شد هجده سالم بود. اولین مجموعه داستانم در بیست وشش سالگی چاپ شد.

خاطراتی از دکتر شریعتی از زبان یک کشاورز مزینانی

حاج حسین مزینانی

حاج حسین مزینانی از اقوام دکتر و هم صحبت ایشان در ایام حضور وی در روستای مزینان، خاطراتی به ویژه از آخرین روز های حضور وی در این روستا بیان می کند که شنیدن آن خالی از فایده نیست. ویژگی های بارز دکتر که می توان به آن اشاره کرد و در جای جای این گفتگو به آن اشاره شده است، سادگی، بی تکلفی و آرامش دکتر است.

خاطره در خاطره

رحیم قنبری

در سال 60 وقتی که از کردستان برگشتم کازرون شنیدم که جلال نوبهار در جبهه دهلاویه مجروح شده است یک شب به منزل ایشان رفتم و او از نحوه مجروح شدنش برایم چنین گفت: من مسئولیت محور را به عهده داشتم یک روز صبح یک استوار ارتشی از لشکر 16 قزوین با موتور آمد و گفت: مسئول اینجا چه کسی است؟

افطار خونین

ابراهیم بنیادی

شهید حاج شیخ عبدالرحیم دانشجو در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در یک خانواده مستضعف چشم به جهان گشود و در محیطی سرشار از روح مذهب و زیبایی آن دوران کوددکی را گذراند و به تحصیلات ابتدایی پرداخت.

زندگی نامه و خاطرات دکتر محمد باقر دانشپوی

دکتر محمد باقر دانشپوی

تحصیلاتم را که ناتمام مانده بود طی سه سال اول ورودم به ارتش تمام کرده دیپلم خود را گرفتم. سپس در کنکور شرکت کردم و در رشته ی پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدم اما دو سال بعد که توسط ساواک دستگیر شدم ناچار درسم نیمه تمام ماند.

خاطرات سرهنگ پاسدار غلامرضا خبیری

سرهنگ پاسدار غلامرضا خبیری

سوم آذرماه سال ۱۳۸۹ درپی گفت و گویی تلفنی با سرهنگ پاسدار غلامرضا خبیری برای اولین بار در محل حوزه هنری آذربایجان غربی ملاقات کردم. از لابه لای صحبت هایش خاطراتی که در پیش رو دارید استخراج شد. خاطراتی که سعی در به تصویر کشیدن یک روز نبرد چریکی، اهمیت این روش جنگی و مشکلاتی که رزمندگان این عرصه با آن روبه رو بودند را دارد.

زندگینامه و خاطرات سید صادق صادقی

سید صادق صادقی

سروان بازنشسته ی نیروی هوایی، سید صادق صادقی فرزند سید ضیا الدین هستم. در سال 1350 به استخدام نیروی هوایی ارتش در آمدم و پس از دوره ی آموزشی در فرماندهی پدآفند نیروی هوایی مشغول به کار شدم.
...
68
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/38

در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه‌ و گویش‌ محلی چگونه رفتار کنیم؟
لهجه و گویش، بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایت‌ها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویش‌ها و لهجه‌های بومی نیز کمک می‌کند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.