نقدی بر پژوهش در تاریخ شفاهی
موانع، محدودیتها و افقهای نو
فاضل شیرزاد
تاریخ شفاهی، شاخهای جذاب از مطالعات تاریخی و جامعهشناسی است که مسیری به دنیای تجربهها، خاطرات و روایتهای فردی میگشاید. این رویکرد، به ویژه در شناخت تاریخ اجتماعی، فرهنگی و هویتی اهمیت مییابد، چرا که بسیاری از لایههای زندگی مردم در اسناد رسمی و مکتوب، خاموش میمانند. تاریخ شفاهی با محوریت خاطرات شخصی و جمعی، تجربههای روزمره، نگاههای حاشیهای و روایتهای کمتر دیدهشده، تصویری زنده و انسانی از گذشته را پیش چشم ما قرار میدهد.مقایسه خاطرات مکتوب زنان و مردان در دفاع مقدس
محمدمهدی بهداروند
تفاوت زاویه دید زنان و مردان در بازنمایی جنگ، موضوعی است که مطالعه تطبیقی آن میتواند به فهم عمیقتر از روح زمانه دفاع مقدس بینجامد. مردان، بیشتر در میدان نبرد و مواجهه مستقیم با دشمن حضور داشتند؛ در حالی که زنان، بار سنگین پشتیبانی، مراقبت، تربیت فرزندان و مدیریت خانواده را بر دوش داشتند. این دو تجربه متفاوت، دو گونهی متمایز از روایت را شکل داده است: یکی مبتنی بر فعل و تصمیم در میدان عمل و دیگری بر احساس، تدبیر و تابآوری در میدان زندگی.واکاوی مرز خیال و حقیقت در خاطرهنگاری؛ از ناکجاآباد تا آرمانشهر
حسن بهشتیپور
در هر جامعهای، گذشته تنها در اسناد و وقایع نیست، بلکه در حافظهها، روایتها و خیال جمعی مردم استمرار مییابد. آنچه به نام «خاطره» یا «تاریخ شفاهی» ثبت میشود، اغلب آمیزهای از واقعیت و بازآفرینی ذهنی است. این مقاله با تکیه بر مفهوم خیال در فلسفۀ تاریخ و نظریۀ حافظه، نسبت میان واقعیت تاریخی و بازنمایی خیالی را با استفاده از روش تحلیلی – توصیفی بررسی میکند.مقایسه روایت فرماندهان با روایت رزمندگان عادی در دفاع مقدس
بررسی کارکردها و پیامدها
محمدمهدی بهداروند
تجربۀ دفاع مقدس، تنها از طریق آمار و گزارشهای رسمی قابل فهم نیست؛ آنچه از جنگ باقی میماند، روایت انسانهایی است که در میدان نبرد حضور داشتند. این روایتها بسته به جایگاه، مسئولیت و تجربه فرد، شکل متفاوتی به خود میگیرند. فرماندهان که مدیریت عملیات و تصمیمگیریهای کلان را بر عهده دارند و رزمندگان عادی که نقش عملیاتی و حضور مستقیم در خطوط مقدم را تجربه کردهاند، دو گروه اصلی روایتکنندگان هستند.بایستهها و روششناسی تدوین تاریخ شفاهی
حسن بهشتیپور
پرسش اصلی این است که این آفت بزرگ - که تاریخ راستین ما را در بعضی موارد با روایتهای شخصیِ تحریفشده آلوده میکند - چگونه به وجود میآید؟ و مهمتر از آن، با چه ساز و کارها و روشهایی میتوان با آن مقابله کرد تا اصالت و اعتبار تاریخ شفاهی، قربانی زیباییهای کاذب تخیل و توهم نگردد؟جایگاه زبان معیار در تدوین تاریخ شفاهی
محمدمهدی بهداروند
تاریخ شفاهی به عنوان روش جمعآوری و ثبت خاطرات و روایات افراد درباره رویدادهای تاریخی، نقش بیبدیلی در حفظ حافظه تاریخی جوامع ایفا میکند، اما نقطه حساس و در عین حال مهم در تدوین این روایتها، زبان به کار رفته در روایت و تدوین متن نهایی است که به طور معمول در قالب «زبان معیار» ارائه میشود. در این یادداشت به بررسی جایگاه زبان معیار در تدوین تاریخ شفاهی، ویژگیها، چالشها و اهمیت آن پرداخته خواهد شد.نقد و بررسی کتاب مطبخ: خاطرات اسیر آزاد شدۀ ایرانی باباعلی (سبزعلی) رمضانپور
زندگی در اردوگاه تکریت 12
جعفر گلشن روغنی
رمضانپور در صفحه 9 آشنایی اولیهاش را با بسیج و پایگاه و مسجد محل به خطا مربوط به زمانی میداند که «سال آخر بودم و باید دیپلمم را میگرفتم». این بدان معناست که در سن 18 سالگی است و باید سال 1362ش باشد، اما او چند سطر بعد زمان حضورش را در بسیج محل زندگانیاش در شهر بابل، بلافاصله در پی انفجار نخستوزیری در 8 شهریور1360 ذکر میکند. یعنی در سن 16 سالگی.گویاسازی
مینا صادقی
هنگام انجام پژوهش یا در مرحله تدوین، باید مخاطب را در نظر گرفت و زمینه درک بهتر متن را برای او فراهم آورد. وقتی در پژوهش از یک سری گزارهها یا اصطلاحات و تعابیر استفاده میشود که برای مخاطب ابهام ایجاد میکنند یا سبب آسیب به رشته معنایی متن تاریخ شفاهی میشود، باید به گویاسازی این بخشها مبادرت ورزید.واقعۀ یازدهم محرم سال 1357 شهر دامغان
بر اساس یک خاطره، یک خبر و پنج گزارش حکومتی
جعفر گلشن روغنی
با فرارسیدنِ ماه محرم و انتشار پیام امام خمینی در بهرهگیری مبارزان، واعظان و سخنوران از این ماه برای آشکار کردن چهره واقعی حکومت پهلوی، مبارزات و راهپیماییها و تظاهرات مردم از رشد و شدت و جمعیت بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شد. آنگونه که در تظاهرات تاسوعا و عاشورا (19 و 20 آذر 1357) بیشتر مردم تهران شرکت کردند و علیه حکومت پهلوی شعار دادند و به نوعی رفراندوم برگزار کردند.انهدام سینما کوروش فیروزآباد در انقلاب
براساس سه روایت و چهار خاطره
جعفر گلشن روغنی
ساعت که از یک نیمهشب گذشت، به نزدیکی سینما رسیدیم. طبق طرح، صادق در کنار خیابان و کمی دورتر از سینما مخفی شد. من و جعفر و کتیرایی با دو دبه بیست لیتری پر از بنزین به کنار باجه فروش بلیت سینما رفتیم و منتظر علامت صادق با چراغقوه شدیم. کمتر از یک دقیقه بعد، چراغقوه دو بار روشن و خاموش شد و عملیات را شروع کردیم. با سنگ، شیشه را شکستیم و وارد لابی سینما شدیم. کتیرایی دمِ در، چشمش به علامت خطر احتمالی صادق بود. من و جعفر با دبهها وارد شدیم. قرار بود من در طبقه همکف بنزین بریزم و جعفر در پلهها و بالکن سینما...2
...
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/30
چگونه میتوان اعتبار روایتهای متعارض در تاریخ شفاهی را سنجید؟یکی از مباحث مهم تاریخ شفاهی اعتبار روایتها است. اینکه پژوهشگر تاریخ شفاهی چگونه و یا از چه روشی به درستی آن پی ببرد، موضوع قابل تأملی است. معمولاً در بین مصاحبههای تاریخ شفاهی گاهی پژوهشگران با روایتهای متعارض برمیخورند که چالشی فرا روی آنهاست. در این مواقع اگر پژوهشگر به موضوع احاطه داشته باشد...






