خاطرات سیدجواد هاشمی


16 آبان 1402


سیدجواد هاشمی، نویسنده و کارگردان، مهمان دویست‌ و شانزدهمین برنامه شب خاطره (شهریور 1390) بود. او درباره سفر به مکه و ماجرای عبایش خاطره گفت: پدربزرگم در سن 12 سالگی یک عبا به من هدیه داد. ایشان موقع فوت گفت در تمام اماکن متبرک دنیا این را تبرک کن. گفتم چشم. سالها پیش به مکه رفتم. عبا را چهار تا زدم و ایستادم. یاد پدربزرگم افتادم. با یک حال روحانی عبا را چسباندم به دیوار حرم الهی. دو سرباز آمدند و عبا را می‌کشیدند. یک فرشته نجات آمد و ...

 در ادامه این روایت‌‌ را ببینیم.

تاکنون 351 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 2 آذر 1402 برگزار می‌شود.

آرشیو



 
تعداد بازدید: 3804


نظر شما


17 آبان 1402   14:54:58
محمدمهدی عبدالله‌زاده
بسیار جالب. هم نحوۀ روایت و هم محتوی
 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (3 + 9) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/45

آیا پرداختن به شکست‌ها و تلخی‌ها در تاریخ شفاهی ضرورت دارد؟
در تاریخ شفاهی نمی‌توانیم فقط وقایع و رویدادهای مثبت را در قالب پیروزی‌ها ثبت کنیم زیرا مخاطب انتظار دارد وقایع را آنگونه که اتفاق افتاده بیاوریم و تفاوتی نمی‌کند حاصلِ روایت، مثبت باشد یا منفی؛ زیرا مورخ شفاهی خود را موظف به بازنماییِ بی‌پرده تجربه راوی می‌داند، نه داوری درباره خوبی یا بدیِ آن واقعه.