نسبت تاریخ شفاهی و زندگینامه‌نویسی

حمید قزوینی

29 شهریور 1405


زندگینامه‌نویسی و بازخوانی زیست و زمانۀ افراد سرشناس همواره مورد توجه پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ بوده است. زندگینامه‌ها علاوه بر جنبه‌های فرهنگی و تاریخی به تناسب سابقۀ کاری شخصیت مورد اشاره، حامل اطلاعات و معلوماتی در همان رشته‌ هم هستند. اینکه زندگینامه‌ها چگونه نوشته می‌شوند و برای نگارش آن‌ها از چه داده‌هایی استفاده می‌شود، محل دقت و تأمل است.

زندگینامه‌ معمولاَ اطلاعات معتبری از زندگی فرد به مخاطبان ارائه می‌کند تا بتوان از طریق آن‌ به تصویری روشن و قابل اتکا درباره آن شخص رسید.

زندگینامه‌ نه تنها منبعی مهم برای شناخت فرد و آشنایی با فرایند شکل‌گیری و رشد شخصیت در جنبه‌های فردی و اجتماعی است، بلکه می‌تواند مخاطب را با لایه‌هایی از افکار و عواطف و کنش‌هایی آشنا کند که کمتر به آن‌ها توجه شده است. اساساً از طریق زندگینامه‌ها می‌توان علت و چگونگی بسیاری از رفتارها را فهمید.

صرف نظر از اینکه زندگینامه‌ها از چه ساختار روایی یا پژوهشی برخوردارند، این پرسش مطرح است که آیا مصاحبه‌های تاریخ شفاهی می‌تواند داده‌ای معتبر برای نگارش زندگینامه باشد و به عبارت دیگر چه اندازه می‌توان از داده‌های تاریخ شفاهی در زندگینامه بهره گرفت؟

برای پاسخ به این پرسش مقدمتا باید به یک نکته توجه داشت: زندگینامه‌ها متکی به‌ مجموعه‌ای از روایت‌ها درباره زندگی افراد هستند، که نهایتا روایتی واحد از زندگی و زمانۀ همان فرد را شکل می‌دهند. 

به این ترتیب روندی که پیشینۀ فرد و کنش‌ها و زندگی او را ارائه می‌کند روایت است. قالب روایت از طریق پیرنگ‌پردازی، واقعیت زندگی انسان را به یک کل تبدیل می‌کند.[1]

روایت‌ها خواه دربارۀ رویدادها باشند و خواه درباره تجربه‌ها، اطلاعات مهمی درباره تفکر یا احساس افراد برای ما به ارمغان می‌آورند.[2]

برخی محققان پنج مرحلۀ آماده سازی، جمع‌آوری داده، قصه‌گویی، تحلیل، و گزارش‌نویسی را برای مطالعه تاریخ زندگی پیشنهاد می‌کنند. به باور این گروه از محققان در تحقیقات کیفی باید داستان افراد شنیده شود.[3] این همان جایی است که تاریخ شفاهی با زندگینامه تلاقی می‌کند. در واقع تاریخ شفاهی سرشار از انواع روایت‌های کوتاه و بلند از قول شخصیت مورد بحث یا دیگران است که می‌تواند در جای جای زندگینامه مورد استفاده قرار گیرد.

این سخن بیراه نیست که مصاحبه‌های ضبط‌شده از مهم‌ترین منابع جدید برای تحقیقات تاریخی است... منابع شفاهی در دهه‌های اخیر گسترده استفاده شده‌اند و اگر به صورت انتقادی ارزیابی شوند، می‌توانند اهمیت هر پروژه‌ را افزایش دهند.[4] به بیان دیگر مصاحبه تاریخ شفاهی که مبتنی بر نگاه نقادانه تولید شده می‌تواند نقطۀ قوت و موجب ارتقای زندگینامه باشد.

به هر حال شخصیت هر فرد، محصول فرایندی پیچیده و چندلایه است که باید به درستی شناخته شود. هدف از زندگینامه نویسی بازشناسیِ همین زمینه‌ها و ریشه‌هاست که تاریخ شفاهی به جهت امکانی که برای ورود به جزئیات دارد، می‌تواند به خوبی زمینۀ آن را فراهم کند. تاریخ شفاهی نه تنها درباره عملکرد افراد سخن دارد، بلکه درباره اهداف و شکست‌ها و پیروزی‌ها، باور‌ها و اینکه بعدها درباره همان‌ها چگونه اندیشیده شده زمینۀ تولید اطلاعات دارد.

در گذشته به رغم ضرورت کنکاش در زندگی و زمانۀ افراد سرشناس، زندگینامه‌نویسان که با کمبود منابع و فقدان روایت‌های جزئی و دقیق مواجه بودند به توضیحی کلی از کوشش‌ها و کنش‌های شخصیت در کنار چند حکایت از زندگی او اکتفا می‌کردند، در حالی که پرسش‌ها و ابهامات متعددی بدون پاسخ می‌ماند. و امروز به مدد تاریخ شفاهی می‌توان جزئیات را دید و پاسخ بسیاری از پرسش‌ها و ابهامات را داد.

البته زندگینامه‌نویسان معمولاً از یادداشت‌ها و خاطرات خودنوشت بهره می‌برند که این نوشته‌ها با چند آسیب جدی مانند ناقص بودن، اشاره به خاطرات رضایت بخش، بزرگ‌نمایی و بیان یکطرفه قضایا مواجه است، در حالی که در تاریخ شفاهی به جهت انجام گفت‌وگوی فعال و هدفمند میان راوی و مصاحبه‌کننده اینگونه آسیب‌ها کمتر است. اگر شخصیت اصلی یا اطرافیان و افراد مطلع تن به مصاحبه تاریخ شفاهی داده باشند، پرسش‌هایی ناظر به نیاز تاریخ و به نمایندگی از جامعه مطرح خواهد شد.

بر این اساس مصاحبه تاریخ شفاهی که در گام نخست شاید اهدافی غیر از زندگینامه‌نویسی داشته باشد، در مطالعات مرتبط با زندگینامه افراد به منبعی مهم و غیر قابل انکار تبدیل خواهد شد. منبعی که زوایای کمتر دیده شده یا فاقد اطلاعات را مورد توجه قرار می‌دهد.

 

پی‌نوشت:


[1] آقابابایی، احسان، راهنمای عملی پژوهش روایی در علوم اجتماعی، تهران، اطراف، 1403 ص 38

[2] همان ص 67

[3] همان ص 53

[4] گروه نویسندگان، پژوهش و نگارش تاریخ در عصر دیجیتال، گروه مترجمان، تهران، پژوهشکده تاریخ اسلام، 1398، ص 115 و 116



 
تعداد بازدید: 307


ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید


         

اشتراک‌گذاری


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (6 + 7) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/51

51. بعد از گذشت چه مدتی از واقعه باید به ضبط خاطرات راویان اقدام نمود؟
واقعه در تاریخ شفاهی، از مهم‌ترین موضوعات برای ثبت و ضبط خاطرات به شمار می‌رود. بسیاری از راویان درباره وقایع مهم، خاطرات و تحلیل‌های قابل‌توجهی دارند. گاه یک واقعه چنان اهمیت می‌یابد که به سرفصل یا موضوعی تاریخی تبدیل می‌شود. ازاین‌رو، ثبت آن نقطه‌عطفی در تاریخ شفاهی محسوب می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید