خاطره نویسی نسوی در قرن 7 هجری قمری

برخلاف این نظریه که حسب‌حال‌نویسی (اتوبیوگرافی) در ایران فقط مربوط به دورۀ معاصر می‌باشد، در میان متون قدیمی به آثاری برمی‌خوریم که از لحاظ دقت و اهمیت آن‌ها در ثبت خاطرات فوق‌العاده ارزشمند محسوب می‌شوند و در زمرۀ اسناد ملّی به شمار می‌آیند. در این زمینه دو اثر در خور ذکر مربوط به دورۀ خوارزمشاهیان را که توسط شهاب‌الدین احمد نسوی تحت عناوین «سیرت جلال‌الدّین مینکبرنی» و «نفثه المصدور» نگارش یافته است می‌توان برشمرد که یکی به زبان عربی و دومی به فارسی می‌باشد.

خاطره نویسی و نقد خاطره نویسی

درخصوص خاطره‌نویسی، پرسش‌های بسیاری مطرح شده است که جواب به آن‌ها می‌تواند ما را با موضوع خاطره‌نویسی و نقد آن آشنا نماید. خاطره‌نویسی اساساً چیست و به چه نوع نوشته‌ای گفته می‌شود؟ منظور از نقد خاطره‌نویسی چه می‌باشد؟ در هر خاطره‌ای باید نقد وجود داشته باشد؟ آیا برای نوشتن خاطرات شرایطی لازم است؟ گاهی افرادی خاطرات اشخاص دیگری را ارائه داده‌اند، آیا ممکن است افرادی خاطرات خود را تقریر نمایند و اشخاص دیگری آن را بنویسند و انتشار بدهند؟ آیا چنین وضعی آن را از ردیف خاطرات و خاطره‌نویسی خارج نمی‌سازد؟ در خاطره‌نویسی زمان نوشتن خاطره اهمیت دارد

انسان و خاطره اش

هرچند که تاریخ شفاهی یک رویکرد نسبتاً جدید در امر تاریخ‌نگاری محسوب می‌شود، سابقۀ آن حتی به دوران ماقبل تمدن و پیش از اختراع خط می‌رسد و بسیاری از ملل از طریق نقل شفاهی رویدادها هویت تاریخی خود را به‌دست می‌آوردند. منبع اولیۀ تاریخ‌نگاران بزرگی مانند هرودوت، توسیدید، و پلوتارک نیز همین روایات شفاهی شاهدان رویدادها بوده است. در آنچه باعث رویکرد به این مقوله در دنیای معاصر شده است می‌توان از اختراع وسایل پیشرفتۀ شنیداری و دیداری، تحول در فلسفۀ تاریخ‌نگاری، مشارکت رسانه‌ها در امر سیاست، و بالا رفتن مشارکت عمومی در حکومت نام برد.

خاطره و تاریخ شفاهی

علمی شدن و روشمند شدن تاریخ شفاهی، رشته‌ای را پدید آورده است که در بسیاری از رشته‌های علوم انسانی به کار می‌آید و یا از آنها بهره می‌برد. این رشته در واقع بر پایه استخراج و تنظیم و تحلیل خاطرات به وجود آمده است. خاطرات علاوه بر تاریخ شفاهی، می‌توانند منبعی برای ادبیات و هنر نیز به حساب آیند. خاطره‌نگاری تخصصی است که می‌تواند دانسته‌های محصور مانده در اذهان را از انحصار فایده‌مندی و کارکرد فردی‌شان خارج سازد و از آنها اطلاعات مفید برخوردار از کارکرد اجتماعی بسازد، به گونه‌ای که مایه غنای تاریخ و ارتقاء آگاهی اجتماعی قرار گیرند

شب سمور و لب تنور

چه بسیار سربازان و مبارزان متوسط الحالی که با تردستی های شاعران و خنیاگران و هنرمندان و مورخان به قهرمانانی ملی بدل شدند و چه بسیار قهرمانان حیرت انگیزی تنها به این دلیل که به عالم پررمز و راز هنرمندان و نویسندگان راه نیافتند، در غبار تاریخ مدفون شدند. البته در بینش دینی و و اخروی، ارج و قرب مجاهدان راه خدا را شاعران و مورخان رقم نمی زنند. اما هر ملتی برای آنکه راه خود را در تاریخ هموار کند به قهرمانانی نیاز دارد که روح خود باوری و اعتماد و سرافرازی را در آنان زنده کند

خاطرات عزت شاهی

چهاردهمین چاپ کتاب «خاطرات عزت شاهی» از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار نشر شد. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سی و یکمین کتاب از مجموعه خاطرات منتشر شده دفتر ادبیات انقلاب اسلامی شامل خاطرات مبارزی به نام عزت شاهی در جریان رویارویی با رژیم شاه است که بعد از پیروزی انقلاب نام خانوادگی خود را مطهری خواند. وی چند صباحی از برنامه‌‌ریزان و مجریان نظام نوپا و انقلابی جمهوری اسلامی بود و هم اکنون در خاطرات وی تاریخ دو دهه مبارزه با رژیم شاه و سرگذشت جریان‌های سیاسی و گروه‌های مبارز مسلح بیان شده است. محسن کاظمی، تدوین کننده کتاب نیز برای مستندسازی اثر در منابع و مآخذ متنوع به تحقیق و جست‌وجو پرداخته و اسناد، اخبار و گزارش‌های حوادث مربوط به گروه‌ها و مبارزان و شرح زندگی شخصیت‌های مطرح قبل و پس از انقلاب را افزوده است.

باورناپذیری فضای جنگ برای نسل آینده

در سال 58 تحرکات نظامی ضد انقلاب در کردستان شروع شده بود و نیروهای سپاه و ارتش، برای برقراری امنیت در آنجا مستقر شده بودند. من هم به‌عنوان بسیجی در سال 58 اعزام شدم با توجه به اینکه در تیراندازی جزو نفرات برگزیده بودم، اما به لحاظ جثه ریزی که داشتم، در کارهای پشتیبانی مشغول شدم و از این بابت شاکی بودم.

نمایشی از قدرت معنوی

در روزهای اول جنگ، یک نفر نظامی پیش من آمد و فهرستی آورد که انواع و اقسام هواپیماهای ما ـ جنگی و ترابری در آن فهرست ذکر و مشخص شده بود که چند روز دیگر همه‌ فروندهای این نوع هواپیماها زمین‌گیر خواهد شد؛ مثلاً این نوع هواپیما در روز هشتم، این نوع هواپیما در روز دهم، این نوع هواپیما در روز پانزدهم! این فهرست را به من داده بود که خدمت امام ببرم، تا ایشان بدانند که موجودی ما چیست.

اگر روزی تاریخ بمیرد!

چندین سال پیش کتابی خواندم از اوریانا فالاچی به نام «اگر روزی خورشید بمیرد» و اکنون مقالة حاضر با دغدغة این پرسش مهم نوشته شده است که اگر روزی آسمان معرفت انسان‌ها در سوگ مرگ خورشید تاریخ بنشیند، انسان‌های پس از این واقعه چه خواهند کرد و زیر سقفی از ابرهای وهم و تردید چگونه خواهند زیست؟ اساساً چه چیز موجب مرگ تاریخ می‌شود و فروغِ نشاط و حیات را از آن سلب می‌کند؟

درآمدی بر مطالعة نشانه‌شناختی روایت

واژة تازی تبارِ «روایه/ روایت» ـ که می‌توان آن را با گردانیدة پارسیِ «گفت ـ بازگفت/ بازگفتن» برابر شِمُرد ـ از نظر دستور زبان فارسی، اسم و مصدر متعدی و از دیدگاهِ نوع‌شناسیِ دانشنامه‌ای، مَدخَلِ مفهومی است. صورتِ مصدرِ ترکیبی این کلمه ـ «روایت‌کردن» ـ نیز در متون فارسی سابقه کاربرد دارد1.
...
69
 

سال‌های تنهایی - 14

روزها از پی هم می‌گذشت و اطلاع دقیقی از اوضاع ایران و جنگ تحمیلی نداشتیم. احمدی که کمی عربی می‌دانست، گاهی با نگهبان‌ها حرف می‌زد. می‌گفتند جنگ ادامه دارد و هیئت‌هایی بین دو کشور در حال رفت‌وآمد هستند. خبرهای مربوط به جبهه و اسرا را از نگهبانی که شیعه بود، دریافت می‌کردیم.