خاطرات مهدی طحانیان

مهدی طحانیان، آزاده دوران دفاع مقدس که در 13 سالگی اسیر شده بود، مهمان صدوهفتادو‌هشتمین برنامه شب خاطره(دی 1387) بود. او درباره دوران اسارت و تهدید فرمانده استخباراتی که گفته پیش خبرنگاران خارجی و دوربین حرف‌های سیاسی نزن و کتک زدن و ترساندن او خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات رسول ملاقلی‌پور

زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور کارگردان، تهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس سینمای جنگ که با فیلم پرواز در شب، سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد، مهمان صدوچهل‌وچهارمین برنامه شب خاطره (آذر 1384) بود. او درباره مرحله دوم عملیات آزادسازی خرمشهر و آتش گرفتن جعبه مهمات در دارخوین پیش آمد، خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات سعید قاسمی

سعید قاسمی فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله، مهمان صدوچهل‌ودومین برنامه شب خاطره (مهر 1384) بود. او درباره عموحسن معروف به عموحسن قدسی و ماجرای گم شدنش در ارتفاعات بِشکان، حدفاصل سرپل ذهاب تا زیر بَمو خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات احمد اسدی

امیر سرتیپ دوم احمد اسدی، از هم‌رزمان شهید صیاد شیرازی و شهید آب‌شناسان، مهمان صدوچهل‌وهشتمین برنامه شب خاطره (اردیبهشت 1385) بود. او درباره حرکت یک ستون نظامی از شهرستان بانه به سمت سردشت و کمین گروه ضدانقلاب که از هلی‌کوپتر شاهد ماجرا بودند، خاطره گفت. او درباره شهید صیاد شیرازی هم صحبت کرد. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات سید صالح موسوی

سید صالح موسوی که هم‌رزمان او را «صالی» صدا می‌زدند و رزمنده نوجوان دوران جنگ، مهمان صدوهفتادویکمین برنامه شب خاطره(خرداد 1387) بود. او درباره شهید بهنام محمدی که 13 سال داشت و چند بار اسیر شده و فرار کرده، خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات مهدی طحانیان

مهدی طحانیان، آزاده دوران دفاع مقدس که در 13 سالگی اسیر شده بود، مهمان صدوهفتادو‌هشتمین برنامه شب خاطره(دی 1387) بود. او درباره دوران اسارت و فرمانده استخباراتی که از او بازجویی کرده بود خاطره گفت. او گفت: فرمانده عراقی تا من را دید به قد و قواره‌ام نگاه کرد و می‌خندید که در نهایت با کتک و ... تمام شد. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات محمود رفیعی

شهید دکتر محمود رفیعی(1392-1343)، جانباز دوران دفاع مقدس و عضو هیات علمی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، مهمان صدوپنجاه‌هفتمین برنامه شب خاطره(بهمن 1385) بود. او درباره روضه‌خوانی و ارادت یکی از هم‌رزمانش(محمدتقی) به حضرت علی‌اصغر(ع) خاطره گفت.

خاطرات محمود رفیعی

شهید دکتر محمود رفیعی(1392-1343)، جانباز دوران دفاع مقدس و عضو هیات علمی دانشکده ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی، مهمان صدوپنجاه‌هفتمین برنامه شب خاطره(بهمن 1385) بود. او درباره پاتک تانک‎های عراقی و چگونگی شهادت و مجروح شدن هم‌رزمانش خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات مجید یوسف‎زاده

مجید یوسف‎زاده، پاسدار لشکرهای 5 نصر و 31 عاشورا، مهمان صدوهفتادوسومین برنامه شب خاطره(مرداد 1387) بود. او درباره ماجرای شناسایی و اطلاعات عملیات خاطره گفت. او گفت: به اشتباه، وسط عراقی‌ها رفتیم و شانس آوردیم که اسیر نشدیم. این روایت‌‌ را ببینیم.

خاطرات معصومه رامهرمزی

معصومه رامهرمزی، امدادگر دوران دفاع مقدس و نویسنده کتاب «یکشنبه آخر» و «بر بال ملائک» مهمان صدوشصتمین برنامه شب خاطره بود. او درباره پخش غذا بین رزمندگان همراه خواهر و برادرش در خرمشهر و عید قربان خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.
1
...
 

مهران، شهر آینه‌ها – 2

از ستاد ادوات خارج شدم و خودم را به مقر اصلی دوشکا رساندم. از بچه‌های دوشکا خواستم که در سنگر حاضر شوند. خودم رفتم داخل اتاقم و با معاونان واحد صحبت کردم. بعد، یک نفر را به عنوان بی‌سیم‌چی و یک نفر را برای پیک انتخاب کردم و با یکی از معاونان واحد، آماده شدیم برای رفتن. از آنها خواستم که وصیتنامه خود را بنویسند و نامه‌ای هم برای خانواده‌شان بفرستند؛ چون مدتی که در آنجا هستند، تا شروع عملیات، نمی‌توانند نامه بنویسند.