یک نکته آموزشی

تاریخ شفاهی را پاس بداریم

صمیمیت در امر مصاحبه فعال، اسباب رونق مصاحبه چالشی یا همان تاریخ شفاهی است. اما این ‏صمیمیت در چرخش اصطلاحات رایج و توافق شده علوم، اسباب انحنای ستون فقرات علم شده و ‏انحراف ذهن و کار را اندک‌اندک فراهم می‌سازد. اصطلاح‌شناسی یا ترمینولژی علوم، نمایشی از ‏نگرش‌ها و نگارش‌های تخصصی، فنی و حرفه‌ای است.

تدوین ضعیف، واقعیت‌های تاریخی را پنهان می‌کند

آسیب‌های پیاده کردن متن در مصاحبه تاریخ شفاهی، یکی از مباحث مهم و جدی در حوزه تدوین و نگارش است؛ تا آنجا که می‌تواند بخشی از واقعیت‌های تاریخی را برای همیشه پنهان کند. آنچه پیشِ رو دارید گفت‌گویی کوتاه با سیدقاسم یاحسینی، از چهره‌های شناخته شده حوزه تاریخ شفاهی است که در نگاهی کلی به آسیب‌های پیاده کردن متن در مصاحبه پرداخت.

ضرورت درج کلیدواژه برای منابع تاریخ شفاهی(2)

کلیدواژه‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟

در قسمت قبلی این یادداشت، تأکید شد که درج کلیدواژه (keyword) از ضرورت‌های نگارش هر متن علمی و پژوهشی است که متون تاریخ شفاهی از آن مستثنی نیستند. کلیدواژه‌ها، کلمات یا ترکیباتی برگرفته از متن و مرتبط با موضوع اصلی هستند که با ملاحظه آن‌ها می‌توان اجمالاً به محتوای متن و موضوعات فرعی پی برد. در حقیقت، کلیدواژه‌‌ها، سرعت و میزان بهره‌برداری از متن را افزایش می‌دهند.

ضرورت درج کلیدواژه برای منابع تاریخ شفاهی(1)

لید‌واژه‌های منابع تاریخ شفاهی پس از پیاده‌سازی مصاحبه و هنگام ویراست اول و با نظر مصاحبه‌گر انتخاب می‌شود. البته برخی مؤسسات با تهیه فهرستی از کلمات و ترکیبات موضوعی، همکاران را ملزم به انتخاب کلیدواژه‌ها از همان فهرست می‌کنند که در تسهیل کار، مؤثر است. لکن در مواردی به دلیل طرح مباحثی خارج از موضوعات اصلی، دایره کلیدواژه‌ها بیش از فهرست قبلی خواهد بود.

کارگاه روش پژوهش در تاریخ شفاهی -2

تاریخ شفاهی؛ تبدیل تجربه فردی به تجربه جمعی

مصاحبه بخشی از تاریخ شفاهی است و مبتنی بر پژوهش انجام می‌شود. پژوهش و نگاه تاریخی که ما بر موضوع مصاحبه داریم، مصاحبه ما را تبدیل به یک منبع تاریخی می‌کند. اگر اینگونه نباشد می‌شود مصاحبه‌ای که اغلب روزنامه‌نگاران انجام می‌دهند. هدف‌ها و کارهایی که در روند مصاحبه انجام می‌شود باعث خواهد شد که مصاحبه به تاریخ شفاهی تبدیل شود و آن را از بقیه مصاحبه‌ها جدا کرد.

کارگاه روش پژوهش در تاریخ شفاهی -1

تاریخ شفاهی؛ منبع گردآوری اطلاعات تاریخی از طریق مصاحبه

تاریخ شفاهی باید متکی بر یک طرح و نقشه کلی باشد. البته این طرح در تاریخ شفاهی به هیچ وجه طرح ایستایی نیست و یک طرح پویا به شمار می‌رود که هم‌زمان با انجام پژوهش در انجام مصاحبه کامل‌تر می‌شود. این طرح قرار نیست دست و پای ما را ببندد و برای ما محدودیت ایجاد کند. اتفاقاً ما می‌خواهیم با تاریخ شفاهی محدودیت‌ها را از میان برداریم تا اطلاعات قابل اعتباری به دست دهیم.

در کارگاه «نیمروز با تاریخ شفاهی» مطرح شد:

احصای «جهان گمشده» با تاریخ شفاهی

کار ما در مصاحبه تاریخ شفاهی، باید تولید تجربه جمعی باشد ولی در خاطره‌نگاری، تجربه فردی است. روایت در خاطره‌نگاری، خطی است. یعنی یک توالی معین دارد که خودِ شخص می‌گوید. این خط بر اساس زمان‌بندی است. پس یک روال در خاطره‌نگاری، حفظ می‌شود. اما در تاریخ شفاهی، تجربه شخصی باید تبدیل به تجربه جمعی شود. روایت تاریخ شفاهی، شبکه‌ای است و ساختمان آن تاریخ‌شناسی و یکی از مؤلفه‌های آن است.

«تاریخ شفاهی» و «نقاشی قهوه‌خانه» به روایت محسن کاظمی

تاریخ شفاهی، حاصل سند پُرسا و سند گویاست

تاریخ شفاهی به خودی خود، شاید به کار تاریخ‌نگاری نیاید. تاریخ‌نگاری شفاهی در خدمت تاریخ‌نگاری استفاده می‌شود و کمبودهای تاریخ‌نگاری مکتوب را پُر می‌کند. آنچه که هست، باید وجاهت تاریخی پیدا کند وگرنه کار، به سمت خاطره‌نگاری شفاهی می‌رود.

هنر مورّخان شفاهی – 2

راستی‌آزمایی، قلب تاریخ شفاهی است

نقاط تمرکز مصاحبه را در جایی قرار دهید که راوی در آنجا بوده یا در آن حادثه نقشه داشته است. با این کار می‌توانید بفهمید چقدر از اطلاعاتش را به‌ عنوان شاهد عینی به دست آورده و چقدرش را از دیگران شنیده است.

هنر مورّخان شفاهی - 1

توصیه‌هایی برای انجام تاریخ شفاهی

مورّخ شفاهی باید منصف باشد. گوش بدهد و عقب بایستد. درعین‌حال، او باید با سؤال‌هایی که سبب غور در موضوع و گویا‌شدن جمله‌های مبهم می‌شود، جهت‌دهنده خط پژوهش باشد. مقصد نهایی، تفسیر نیست، بلکه فراهم‌آوردن شواهدی واقعی است که مورّخان از آن طریق بتوانند گذشته را بازسازی کنند.
1
...
 

برد ایمان – 12

همه به خط شدند و بعد بلیتها را بین بچّه‌ها پخش کردند. فکر می‌کنم دو سه قطار بود که می‌خواست بچّه‌ها را ببرد؛ ولی با این حال باز بلیت به بعضی نرسید؛ از جمله ما. ولی از خوشوقتی ما و از آنجا که خدا نمی‌خواست بیشتر معطل شویم، دو بلیت هم برای ما جور شد و من و محمدرضا مصلح با هم سوار قطار شدیم و یک جوری، با انبوه بچّه‌ها، در یک کوپه کنار آمدیم.