از تعزیه در نقش حضرت رقیه تا مداحی در ژنو

حاج یدالله بهتاش نزدیک به نیم قرن مداح و ذاکر اهل بیت (علیه‌السلام) است. وی در سوابق خود، مداحی در بیت رهبری تا ژنو سوئیس را دارد؛ اما از خاطرات و زندگی‌‌اش کمتر مصاحبه‌‌ای موجود است. «سایت تاریخ شفاهی ایران» بر آن شد مصاحبه‌‌ای درباره زندگی این پیرغلام اهل بیت(ع) به مناسبت تقارن با ایام سوگواری اباعبدالله(ع) انجام دهد.

در گفت‌وگو با بتول قیومی مطرح شد

با پول شیرینی آزادی خرمشهر برای اتاق عمل لباس تهیه کردیم

وقتی جنگ شروع شد و هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد حمله حرکت کردند، من به مدرسه دخترم رفته بودم و دیدم مدیر و معلم‌ها گریه می‌کنند. می‌گفتند جنگ شده و بدبخت شدیم. آنها را دلداری دادم و گفتم: «باید ببینیم ما چه‌کاری از دست‌مان برمی‌آید.» آمدم خانه و تصمیم گرفتم خانه‌ام را تبدیل به ستادی برای کمک به جبهه‌ها کنم.

خلأ در نظریه‌پردازی؛ دغدغه اکنونِ تاریخ شفاهی

گاهی تاریخ شفاهی به عنوان سند درجه دوم تعریف می‌‌شود، یعنی اسناد، گزارش‌‌ها، خاطرات و منابع دست اولی مثل نشریاتی که همان روز منتشر شده و در دسترس است و آن حادثه را روایت می‌‌کند، در درجه نخست قرار می‌‌گیرد و پس از آن برای تکمیل بحث، از تاریخ شفاهی استفاده می‌‌شود.

در گفت‌وگو با سمیه شریف‌لو مطرح شد

تاریخ شفاهیِ مستند

تاریخ شفاهی تعریف و روش خودش را دارد، اما به نظرم اگر قرار است من روایتی مطرح کنم که مربوط به بیش از سی سال گذشته است، حتماً باید به بهترین شکل انجام شود و بحث استناد آن خیلی مهم است. برای اینکه یک روایت مستندِ سالم بگوییم، باید مطالب را مستند کنیم.

گفت‌وگو درباره چند مبحث نظری تاریخ شفاهی

تاریخ شفاهی؛ تاریخِ مکمل

من تاریخ شفاهی را تاریخِ گروه‌های ساکت اجتماعی می‌دانم که به خودیِ خود قادر به بیان تجربیات و نظرات و خاطراتشان نیستند. بنابراین مصاحبه‌گرِ تاریخ شفاهی به سراغ آنها رفته تا زبان این گروه‌های ساکت را به سخن بازخواند.

تاریخ شفاهی و تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی

مصاحبه با دکتر مرتضی میردار

تاریخ شفاهی را به معنای تاریخ شاهدی تعبیر می‌کنم؛ یعنی کسانی که به عنوان شهود، برای ما روایت می‌کنند. البته گفته می‌شود که تاریخ شفاهی از زمان اختراع ضبط صوت به‌وجود آمده و نمی‌توان این اصطلاح را پیش از آن به‌کار برد. پس تاریخ شفاهی یعنی کسی برای ما مشاهده‌های خود را روایت می‌کند و ما از طریق روش‌هایی صحّت و سقم آن را بررسی می‌کنیم.

روایت یک پزشک از دوران جنگ

مداوای مردمی که محاصره‌مان کرده بودند

فقط با هلی‌کوپتر برای هماهنگیِ امکانات مجروح‌ها به ارومیه و تبریز می‌رفتم. یعنی کلاً از مسیر هوایی و با هلی‌کوپتر می‌رفتیم سردشت و برمی‌گشتیم. همیشه هم مشکل کمبود امکانات داشتیم. چون مثلاً مجروح فقط با ملافه و پتو می‌آمد اینجا، اما از اینجا با لوله تراشه، کپسول اکسیژن، برانکارد و امکانات دیگر اعزام می‌شد به ارومیه و سنندج. این وسایل را دیگر برنمی‌گرداندند. محاصره هم که بودیم.

عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس:

سرنیزه مأموران شاه حریف اعلامیه‌های امام(ره) نمی‌شد!

با صدای رسایش شعارش را با گوش خودم شنیدم. فرمانده نظامیان با شنیدن این شعار که حالا چند نفر هم آن را تکرار می‌کردند، تیر هوایی زدند. این صحنه را با چشمان خودم دیدم. مردم با شنیدن صدای تیر متفرق شدند و پا به فرار گذاشتند. من با دمپایی در این تظاهرات شرکت کرده بودم. دمپایی‌ام را از پا درآوردم و زیر بغلم زدم تا سریع‌تر به همراه جمعیت بدوم.

با خاطرات امیر ثامری-2

روزهای مقاومت خرمشهر

یکی از شگردهای‌ بعثی‌ها این بود که نیروهای مردمی را اسیر می‌کردند، بعد لباس آنها را می‌پوشیدند و به خاطر این که ما را بگیرند کنار مردم می‌ایستادند. خیلی دوست داشتند ما را زنده بگیرند...

با خاطرات امیر ثامری-1

نقش گروه ابوذر خرمشهر در شهر و در مرز

نیروهای پاسگاه در طول روز نگهبانی می‌دادند و ما شب‌ها. نیروها را طوری می‌چیدیم که کسی وارد خاک ما نشود. این‌طوری موفق شدیم جلو بمب‌گذاری در شهر را بگیریم. واقعاً بچه‌های خرمشهر خیلی سختی کشیدند تا شهر را حفظ کنند.
1
...
 

برد ایمان – 7

قرآنها را باز کنیم. گفتار خدا را که پیام شهداست، در این میان سلاح خود سازیم و کلام پرنور آن را ره توشه خود. سیره ائمه(علیه‌السلام) را تاکتیک این رمز قرار دهیم. ای عزیزان! عملیّات را این‌گونه شروع کنیم. شعارمان هنگام فتح، «تَوَکَّلتُ عَلَی‌الله» باشد و رمز عملیّات را هجرت الی‌الله قرار دهیم.