با خاطرات بهزاد آسایی، رزمنده دفاع مقدس و عضو هیئت علمی دانشگاه - بخش پایانی

بچه‌های مدرسه مفید

در بخش نخست خاطرات بهزاد آسایی، از نخستین حضور او در جبهه‌های دفاع مقدس خواندیم تا مجروحیتی که باعث شد بتواند در همه امتحان‌های خرداد ماه سال 1361 شرکت کند و باز به جبهه‌ها برگردد. او گفت: «هویزه برای من یک تغییر بزرگ بود. هویزه یک مرکز آموزش حرفه‌ای بود»، زیرا در آنجا روزی چهار پنج ساعت، مین خنثی می‌کرد. ادامه خاطرات این رزمنده دفاع مقدس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران را بخوانید.
با خاطرات بهزاد آسایی، رزمنده دفاع مقدس و عضو هیئت علمی دانشگاه - بخش نخست

هویزه برای من یک تغییر بزرگ و یک مرکز آموزش بود

بهزاد آسایی که سال 1344 در تهران متولد شده، هم‌اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رشته برق است و تجربه فراوانی در زمینه طراحی و تولید محصولات مربوط به تخصص خود دارد. این استاد دانشگاه در آستانه 17 سالگی به جبهه‌های دفاع مقدس رفت. در گفت‌وگوی سایت تاریخ شفاهی ایران با او راهی به خاطرات آن سال‌ها گشوده‌ایم.
در گفت‌و‌گو با «محمود فرهنگ» بیان شد

بُرش‌هایی از تاریخ شفاهی تئاتر دفاع مقدس

در این گفت‌و‌گو به خاطرات محمود فرهنگ می‌پردازیم؛ متولد ۱۳۳۲ در همدان و نویسنده، کارگردان و منتقد تئاتر. کسی که سال‌ها در زمینه دفاع مقدس فعالیت کرده‌ و همواره امید دارد که با پیشرفت هنرمندان، روزی آوازه بزرگ‌مردان این دفاع به گوش جهانیان خواهد رسید. در گفت‌وگوی سایت تاریخ شفاهی ایران با محمود فرهنگ از برنامه‌ها، وقایع و چهره‌هایی سخن به میان آمده که سرآغازی برای تدوین تاریخ شفاهی تئاتر دفاع مقدس محسوب می‌شوند.
ناخدا دوم سعید کیوان شکوهی از عملیات «شهید صفری» می‌گوید

لحظه‌های حساسی که تکاوران، کمر پایانه‌های نفتی دشمن را شکستند

نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای عملیات شهید صفری در نیمه آبان 1359 اولین گام برای از بین بردن دو پایانه نفتی عظیم دشمن را در دستور کار خود قرار داد. ناخدا دوم بازنشسته، سعید کیوان شکوهی که جزو تیم طراحی عملیات و افسر هماهنگ کننده طرح این عملیات و همچنین از طراحان عملیات مروارید بوده، خاطرات خود از نبرد دریایی شهید صفری را در ادامه و در گفت‌وگو با خبرنگار سایت تاریخ شفاهی ایران بازگو کرده است.
در گفت‌وگو با حسین زنجانی مطرح شد

ادامه تک‌نگاری‌های بی‌قاعده در حوزه‌های خاطره و تاریخ شفاهی نگران کننده است

حسین نصرالله زنجانی، اکنون مشاور فرهنگی مدیرکل امور استان‌ها و مجلس حوزه هنری است و تاکنون تجربه‌هایی را در زمینه خاطره‌نویسی و همراهی با خاطره‌نویسان پشت سر گذاشته. گفت‌وگویی با او، با محوریت بررسی وضعیت کنونی خاطره‌نویسی، بویژه در حوزه هنری انجام شد. این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.
گفت‌وگو با ایثارگران حوزه هنری(3)

دولت‌‌خواه: کربلای یک، اولین و آخرین عملیاتم بود

فرق‌علی دولت‌خواه یکی از جانبازان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است که در نخستین عملیاتی که حاضر بود، مجروح شد و هنوز هم خاطرات آن روزها را در ذهن و یاد خود مرور می‌کند. سایت تاریخ شفاهی ایران با این ایثارگر دفاع مقدس گفت‌وگو کرده است.
در گفت‌وگو با جواد علی‌گلی بیان شد

خاطراتی از محرمِ جبهه‌ها؛ عزاداری سال 1363 متفاوت بود

روزها و شب‌های نبرد در جبهه‌های دفاع مقدس، هر یک خاطرات مخصوص خود را دارند، اما در این میان روزها و شب‌های خاصی مانند ایام عزاداری برای سالار شهیدان، در فضای جبهه‌ها خاطراتی را ‌آفریده که گذر ایام نیز نمی‌تواند گرد فراموشی بر آنها بریزد. جواد علی‌گلی که در سال‌های دفاع مقدس، مداح اهل بیت(ع) و مسئول تبلیغات مجموعه‌هایی از لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) بوده، در گفت‌وگو با سایت تاریخ شفاهی ایران، خاطراتی از حال و هوای ماه‌های محرم در جبهه‌ها و آن سال‌ها گفته است.
محمود ضرابی: فقط یک راه داشتیم و باید طلا می‌گرفتیم!

خلبانان بزرگ‌ترین نبرد‌ هوایی جهان

آنچه در پی می‌آید به مرور خاطراتی از سرتیپ دوم خلبان، محمود ضرابی اختصاص دارد که در گفت‌وگو با سایت تاریخ شفاهی ایران بیان شد. مردی که بهترین سال‌های زندگی‌اش را بی‌هیچ هراسی در کابین هواپیماهای شکاری گذرانده و همواره معتقد است دو عامل ایمان و وحدت باعث موفقیت ملت ما شد و نسل کنونی باید قهرمان‌های واقعی کشورشان را بشناسند. این بار از دریچه دلاورمردی‌های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران، به هشت سال دفاع مقدس‎‌مان نگاه می‌کنیم.
گفت‌وگو با ایثارگران حوزه هنری(2)

شاخ شمیران، شیلر و پایان جنگ

سال‌ پایانی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1367)، درباره جبهه‌های غرب، یادآور نبردهای کوهستانی معروفی مانند بیت‌المقدس 4 در ارتفاعاتی همچون شاخ شمیران، شاخ سورمر، برددکان، دریاچه دربندیخان و دشت تولبی و عملیات مرصاد است که به نوعی می‌توان آنها را نقطه‌های پایانی جنگ دانست. رحمت‌الله خیراللهی یکی از رزمندگان آن سال است که در گفت‌وگوی خود با سایت تاریخ شفاهی ایران، با مرور سال پایانی جنگ، خاطرات کوتاهی از حضور خود در جبهه‌های غرب گفت.
گفت‌وگو با ایثارگران حوزه هنری(1)

هاشمیان: یکی از 96 امدادگر تیپ ویژه شهدا بودم

با شنیدن نام دفاع مقدس، مردانی اسلحه به دست در ذهن مخاطبان جان می‌گیرند که دلاورانه به سوی خط دشمن پیش می‌تازند تا از میهن خود دفاع کنند. اما در کنار این مردان جان بر کف، افراد دیگری هم بودند که سلاح آنان لوازم درمان زخم‌های رزمندگان بود. افرادی که پا به پای فرماندهان و نیروهای ایرانی در هر عملیات پیش می‌رفتند و جان خود را به خطر می‌انداختند تا جان مجروحان را نجات دهند. سایت تاریخ شفاهی ایران در گفت‌وگویی با سید قاسم هاشمیان، ‌امدادگر تیپ ویژه شهدا از استان‌ خراسان به مرور خاطرات وی از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پرداخت. او در حال حاضر پزشک حوزه هنری است.
3
...
 

سال‌های تنهایی-5

سوار ماشین شدیم و بعد از حدود پنج دقیقه راست و چپ رفتن‌های آن‌چنانی ـ که به سختی از زیر دستمال می‌دیدم ـ ماشین سر کوچه ایستاد و وارد یک ساختمان اداری شدیم. نگهبان‌ها کمک کردند و مرا به یکی از اتاق‌ها بردند و چشم‌بند و دست‌بندم را گشودند. علی‌رغم درد و خستگی فراوان، دلم می‌خواست احساس تحلیل رفتگی‌ام را پیش دشمن ابراز نکنم و حداقل ظاهری طبیعی و آماده از خود نشان بدهم.