خاطرات محمد مجیدی از سال‌های مقاومت در برابر ارتش صدام ـ بخش دوم

هفت اتفاق فراموش نشدنی

در بخش نخست این گفت‌وگو از جزییات روزهای اعزام به جبهه‌های نبرد، اتفاق‌های عملیات کربلای ۵، نحوه اسارت، گروه معروف 69 نفری اسیران و توقف جابه‌جایی اسیران به دلیل مقاومت آن ۲۳ نفر مشهور در بغداد، سخن به میان آمد. ادامه گفت‌وگو را بخوانید.
خاطرات محمد مجیدی از سال‌های مقاومت در برابر ارتش صدام ـ بخش نخست

10 روز جبهه و 4 سال اسارت

محمد مجیدی، در سال‌های دفاع مقدس به جبهه رفت تا بتواند در یکی از مراحل عملیات کربلای ۵ حضور یابد؛ اما فقط ۱۰ روز پس از حضور در جبهه‌های نبرد به اسارت نیروهای دشمن بعثی درآمد و 4 سال از بهترین روزهای نوجوانی‌اش را در اردوگاه‌های ارتش صدام گذراند. مجیدی در گفت‌وگو با سایت تاریخ شفاهی ایران، خاطرات خود از سال‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را بیان کرده است.
روایت آزاده خوزستانی از روزهای بازگشت به ایران

تکرار خداحافظی شب‌های عملیات در لحظه آزادی

طعم شیرین آزادی از اردوگاه‌های حزب بعث عراق و رهایی از شکنجه‌های دردناک و فراموش‌ناشدنی، هرگز از یاد آزادگان هشت سال دفاع‌مقدس نخواهد رفت. به همین واسطه و با وجود گذشت چند دهه از آن ایام، اتفاقات و خاطرات مربوط به آن روزها را ذهن‌ها حفظ خواهند کرد. به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان به وطن، برشی از خاطرات آزاده جانباز، اصغر بایمانی‌نژاد از روزهای منتهی به آزادی و بازگشت به خاک ایران را مرور کرده‌ایم.
خاطرات جنگ و اسارت عزیزالله فرخی ـ بخش دوم و پایانی

عراقی‌ها: ما اسیر شما بودیم!

اولین اردوگاهی که برده شدم عنبر بود، در استان رمادی. بعد از اینجا به یکی دیگر از اردوگاه‌های منطقه رمادی برده شدم. دو ماه آنجا بودم و دوباره ما را به عنبر برگرداندند. بعد از دو سه سال من را به موصل فرستادند. 13 ماه موصل بودم. از موصل، ما را برای آوردن به ایران حرکت دادند. در لیست 400 نفری که قرار بود به عنوان مجروحان مبادله شویم، بودم.
خاطرات جنگ و اسارت عزیزالله فرخی ـ بخش نخست

بی‌سیم‌ها می‌گفتند: بروید به سمت ماه!

عزیزالله فرخی، یکی از رزمندگان و آزادگان سال‌های دفاع مقدس و ایام جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. او که متولد سال 1342 در تهران است، با سایت تاریخ شفاهی ایران درباره خاطرات خود از جبهه‌ها و همچنین دوران اسارتش در اردوگاه‌های ارتش صدام گفت‌وگو کرد. در بخش نخست این مصاحبه، خاطرات فرخی از نخستین اعزام به جبهه تا آزادسازی خرمشهر را می‌خوانیم.
لحظه‌های حساس یک عملیات از زبان امیرسرتیپ دوم اسکندر بیرانوند

فرمانده عجیب گردان 139

امیرسرتیپ دوم اسکندر بیرانوند از فرماندهان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران است. در سال 1339 وارد دبیرستان نظام و پس از آن وارد ارتش شد. در عملیات فتح‌المبین (1361) فرمانده تیپ مستقل 84 در منطقه دشت عباس بود و در بازپس‌گیری مناطق دشت عباس، علی‌گره‌زد، تینه، پل رودخانه چیخواب، ارتفاعات عین‌خوش، پادگان عین‌خوش، ارتفاعات کمرسرخ و تیشه‌کن نقش مهمی داشت. گفت‌وگوی سایت تاریخ شفاهی ایران با او را بخوانید.
گفت‌و‌گو با خاطره‌نگار کتاب «بچه‌های حاج قاسم»

نگرانیم؛ نگران خاطراتی که از ذهن‌ها دور می‌شوند

آدم‌ها بر اساس علایق‌شان به سویی کشیده می‌شوند. نویسنده‌ها هم اغلب به یک ژانر خاص علاقه دارند و در این زمینه فعالیت می‌کنند. برخی از آنها هم حوزه دفاع مقدس را برمی‌گزینند. افسر فاضلی شهربابکی، یکی از همین نویسنده‌هاست؛ کسی که از کودکی در محیطی قرار داشته که باعث شده است مقوله دفاع مقدس را به خوبی درک کند. وی که متولد سال 1355 در شهربابک استان کرمان است، در زمینه‌های شعر، تاریخ شفاهی و خاطره‌نگاری فعالیت می‌کند...
عبدالرضا طرازی از چند عملیات مهم و شهید دستواره گفت

آمبولانس حمل بی‌سیم و جعبه جادویی کد و رمزها

مرور خاطرات جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از زبان بی‌سیم‌چی‌ها، دریچه‌ای تازه به فضای آن را به روی مخاطبان می‌گشاید. بی‌سیم‌چی‌ها به عنوان نزدیک‌ترین افراد به فرماندهان و حافظ رمزهای هر عملیات جزو نیروهای حساسی بودند که بود و نبود آنان بر روند عملیات‌ها تاثیر مستقیمی داشت. عبدالرضا طرازی، بی‌سیم‌چی عضو لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) که در عملیات‌های بدر، خیبر، والفجر ۸ و بسیاری از عملیات‌های ۸ سال دفاع مقدس حضور داشته، از خاطرات خود از روزهای عملیات و همراهی با فرماندهان، با سایت تاریخ شفاهی ایران سخن گفته است.
مرور تجربه‌های یک مدرس و مورخ

اهمیت خطرپذیری و نوآوری در تاریخ شفاهی کاربردی

در زمینه فعالیت‌های دوره کارشناسی ارشد تاریخ شفاهی در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک[3]، سارا لوز از سابقه‌اش در تاریخ شفاهی می‌گوید و اینکه چگونه مهارت‌ها و دیدگاه‌هایی که در دانشگاه کلمبیا کسب کرده‌، شغلش را تحت تأثیر قرار داده است. در همین زمینه وبلاگ مجله تاریخ شفاهی[4] مخاطبان را با کارهای تعدادی از دانشجویان فعلی و سابق دوره کارشناسی ارشد تاریخ شفاهی دانشگاه یادشده آشنا می‌کند. برای آشنایی بیشتر با برنامه‌های تاریخ شفاهی دانشگاه کلمبیا، آنها را به صورت برخط در این نشانی یا در وبلاگ آنها در این نشانی دنبال کنید.
از حوزه‌ هنری تا خط مقدم جنگ

اصغر نقی‌زاده، دوربین و نارنجکش!

اصغر نقی‌زاده، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که فعالیت خود را از حوزه هنری آغاز کرده است، با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به عنوان عکاس جنگی به جبهه‌های نبرد رفت تا لحظه به لحظه جنگ را در قاب عکس‌ها به تصویر بکشاند. او که این روزها 54 ساله است، از خاطرات خود درباره روزهای دفاع مقدس در جبهه‌های جنوب و غرب با سایت تاریخ شفاهی ایران سخن گفت.
3
...
 

صدای بال ملائک(9)

گلوله‌ها پیاپی خط ما را نشانه‌گذاری می‌کردند. جاده‌های تدارکات، از دست گلوله‌های توپ، چند روزی بود که کمتر ساعت آسایش و راحتی را گذرانده بود. سنگرهای کمین هم آرامشی نداشت. همه از دست پدافند تک‌لولی که زیر صخره‌ای بزرگ، پناه گرفته و گاه‌وبی‌گاه از فاصله هشت کیلومتری، گلوله‌ای آتشین هدیه می‌کرد، خسته شده بودند.