برگزاری آیین نکوداشت حجت‌الاسلام فخرزاده

تاریخ شفاهی؛ از خاطره‌گویی تا تاریخ‌نگاری

ما نباید بحث تاریخ شفاهی را یک برنامه محدود ببینیم. تاریخ شفاهی می‌تواند تحلیلی از بسیاری از واقعیت‌های پیچیده جامعه ما را هم ارائه کند، به شرطی که تهیه‌کنندگانش دارای بینش لازم باشند. تاریخ شفاهی مانع بسیاری از تحریف‌ها شده است.

هنر مصاحبه

می‌خواستم مصاحبه‌های متفاوتی انجام دهم. همان‌طور که قبلاً آن را در ذهن داشتم، می‌خواستم «همدلی» کنم، یعنی چیزی که آنها تمایل به گفتن آن داشتند و می‌خواستند عاملی برای افشای افکار و احساسات خود بیابند را در خود حس کنم.

در اصفهان شنیده شد

روایتی از اسارت در دست داعش

یک شمع، سهمیه هر روزمان بود. آن یک شمع را موقع مغرب روشن می‌کردیم، شاید نیم ساعت یا سه ربع بعد خاموش می‌شد. تمام دریچه‌های زیرزمین را جوش داده بودند و در تاریکی مطلق بودیم. فقط از اذان می‌فهمیدیم زمان دارد می‌گذرد.

خاطراتی که به یاد دکتر محمد‌علی ابوترابی بیان شدند

اورژانس‌ها را به خط مقدم بردیم

پرسیدم: «آقای دکتر کجا بودید؟» گفت: «در تپه‌های الله ‌اکبر بودم، آنجا تنها کار می‌کردم.» بعد از آن عملیات، ما با او همراه و یک تیم شدیم. برای تمام عملیات‌ها دکتر را صدا می‌کردند و دکتر نیز ما را صدا می‌کرد.

با راویان دویست‌وهشتادوهفتمین شب خاطره

«یعقوبیان» از اسارت گفت و «جهانگیری» از شهیدان مدرسه مفید

نمی‌توانستم حتی در مورد یک نفرشان هم ننویسم؛ گروهی که با اعزام دانش‌آموزی در سال سوم دبیرستان به جبهه رفتند و در دانشگاه طوری درس می‌خواندند که زمان عملیات بتوانند خودشان را به منطقه جنگی برسانند. آنان کسانی هستند که در جبهه، درس‌خواندن را راه انداختند و اعزام دانشجویی به جبهه‌ها را پایه‌گذاری ‌کردند.

بدرقه راوی «وقتی مهتاب گم شد» در آخرین روز پاییز

خاطره «من» است، به «ما» بیندیشیم

دوستانش از او با تعابیر مختلفی یاد می‌کردند؛ خوش‌رفیق به خاطر رفقای بی‌شمارش، خوش‌معنا به خاطر در قید گفتار و آرایه‌های کلامی نبودن و خوش‌زخم به خاطر زخم‎های به‌جا مانده از اعزام به جبهه. او چهارشنبه 29 آذر بر اثر عوارض مجروحیت شیمیایی به شهادت رسید.

در نشستی به مناسبت هفته پژوهش بررسی شد

خاطره‌نویسی و پژوهش در خاطرات

این که فرد، خاطراتش را با بیرونیات طراز می‌کند، دائم گزارش‌های بیرونی می‌دهد و به نقل آن چیزهایی می‌پردازد که ما در کتاب‌ها خوانده‌ و یا در مطبوعات دیده‌ایم، نتیجه این است که ما راوی‌شناسی دقیقی نداشته‌ایم و رمز و راز این که چگونه به درون فرد صاحب‌خاطره وارد شویم را نمی‌دانیم تا...

خاطره‌گویی در گردهمایی سالانه رزمندگان گردان انصار

شوخ‌طبعی‌های جبهه به روایت نویسنده جنگ

یک‌تنه سلاح دوشکا را روی دوش می‌گذاشت و از بلندی‌ها بالا می‌رفت. وقتی دشمن به سوی گردان ما گلوله‌های شیمیایی شلیک کرد، آن‌قدر بچه‌ها با او شوخی کرده بودند که باور نمی‌کرد واقعاً شیمیایی زده‌اند. به عارضه شیمیایی دچار شد و مدت‌ها در بیمارستان تنها بود، زیرا...

خاطره‌گویی ماشاءالله آخوندی، مرتضی سرهنگی و مسعود ده‌نمکی

سنگر پلنگ‌ها و استثنا‌‌هایی که همیشه دیده می‌شوند

شاید جنگ ما تنها جنگی باشد که فرمانده در آن محبوب است. شما اگر آثار جنگ‌های دیگر را بخوانید، می‌بینید که سرباز از فرمانده‌اش متنفر است، چون می‌گوید که او در آخر من را به کشتن خواهد داد.

ثبت خاطرات برای مستندسازی سیر تحول

طرح‌هایی که به تاریخ شفاهی دانشگاه‌ها می‌پردازند

یکی از برنامه‌ها این بود که نامه‌ای به وزارت علوم نوشتیم و از آنها خواستیم که پیشنهاد ثبت تاریخ شفاهی را به همه دانشگاه‌ها ابلاغ کنند. این خاطرات برای آیندگان، همکاران، دانشجویان و اساتید جوان ثبت می‌شود تا از تاریخ، فرهنگ و علم زمان خودشان بهره ببرند.
4
...
 

اسراری از درون ارتش عراق-9

همین‌طور که خبردار به ستون ایستاده و چشم‌انتظار آمدن ستوان‌یار گروهان بودیم تا ما تازه‌واردها را نسبت به گروهان و وظایفی که می‌بایست انجام دهیم توجیه کند، بدون اینکه گروهبان متوجه شود، یک‌سره زیرچشمی ساختمان‌ها و محیط اطراف‌مان را ورانداز می‌کردیم تا...