بخش پنجم «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران»

برای آسیب‌شناسی تاریخ شفاهی دفاع مقدس، جرأت به خرج دهید

«دکتر علی‌اکبر جعفری» یکی از اعضای هیئت رئیسه جلسه «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران» گفت: «دانشجویان و محققانی که قصد ورود به این حوزه را دارند، باید بین این دو تعریف تفکیک قائل شوند. نکته دوم، آسیب‌شناسی تاریخ شفاهی دفاع مقدس است. جرأت به خرج دهید. تعداد زیادی کتاب در این حوزه تولید شده است. بر اساس اطلاعات موجود، بیش از 400 عنوان تاریخ شفاهی در حوزه دفاع مقدس در طول یک سال منتشر می‌شود. در حوزه تاریخ‌نگاری شفاهی، در ابتدای کار نیستیم؛ اما راه زیادی در پیش داریم.»

سیصدودهمین برنامه شب خاطره-1

جانش را فدای انقلاب، اسلام و ملت ایران کرد

جمهوری اسلامی، ارزش‌ها و ولایت فقیه میراث امام خمینی‌اند

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، سیصدودهمین برنامه شب خاطره دفاع مقدس عصر پنجشنبه سوم بهمن 1396 در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی شیرازی، مرتضی سرهنگی و مجید یوسف‌زاده به بیان خاطرات خود از حاج‌قاسم سلیمانی و دفاع در سوریه پرداختند.

بخش چهارم «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران»

علی ططری: لزوم توجه علمی به نقش زنان در جنگ؛ بدون قهرمان‌سازی

یک نکته هنوز در حوزه جنگ، ابتر باقی مانده و آن هم پرداختن به نقش زنان در جنگ است. ما در گیلانغرب، کرمانشاه و خوزستان، چهره‌های جنگی و قهرمان زن داریم و فقط در مورد پشت جبهه صحبت می‌کنیم. گرچه مستنداتی درست شده، اما به این شیوه که نقش شخصی مانند: خانم ابطحی را بر اساس اسناد و تاریخ شفاهی بارز کند، ندیده‌ام.

ضرورت توجه به تاریخ محلی انقلاب اسلامی در روستاها

تنها ثبت و ضبط و انتشار خاطرات افراد از دوران انقلاب راه‌گشا نخواهد بود، زیرا بیشتر خاطرات تک‌محور و با زبان «من راوی» روایت می‌شوند. خاطرات، نگاه از یک زاویه است و معمولاً زوایای دیگر دیده نمی‌شوند؛ اما در تاریخ شفاهی به مدد راستی‌آزمایی و اعتبارسنجی نگاه عمیق خواهد شد. وقتی ما در پی تولید تاریخ شفاهی عمومی محلی باشیم، دیدگاه افراد مختلفی را در کارمان لحاظ خواهیم کرد.

در جلسه رونمایی کتاب «از جنگ تا دفاع مقدس؛ متن و حواشی» بیان شد

سابقه گردآوری خاطرات/تاریخ شفاهی

اگر سربازی خاطرات جنگش را بنویسد، تا ابد ایستاده می‌مانَد. اگر خاطرات زمان جنگش را ننویسد، جنگش را ناقص رها کرده. آنجا که باید می‌نوشتیم، برای شما نوشتیم. این را یک دارایی ملی تلقی می‌کنند؛ چون از زبان یک شاهد عینی‌ست. شاهد عینی، در روزنامه‌ها، در مطبوعات و در حوادث، اعتبارِ درجه اول دارد.

سیصدونهمین شب خاطره – 3

نقش پررنگ منافقین در لو رفتن عملیات کربلای4

مهم‌ترین عملیات ما که فتح‌المبین بود، شش روز طول کشید؛ از دوم فرودین تا هشتم فرودین. جلسات گلف تشکیل شد و یگان‌ها و وضعیت بررسی شد، آقای هاشمی رفسنجانی گفت دو هفته فرصت دارید که منطقه را آماده کنید و وارد عمل شوید. یگان‌ها آماده کار بودند، اما ما باید یک شبیه‌سازی می‌کردیم.

بخش سوم «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران»

واحد مهندسی رزمی یگان‌ها در تاریخ شفاهی، مغفول نماند

«حسینعلی محمدی» در مقاله «عبور با پشتیبانی مردمی و ادارات» تأکید کرد: «تک‌تک اعضای جهاد سازندگی، حتی یک راننده لودر نباید در تاریخ شفاهی فراموش شود. صنعتگران ما شامل جوشکاران، فلزکاران و مکانیک‌ها، حتی رانندگان کامیون را هم باید دنبال کنیم. قصد ما در تاریخ شفاهی، نباید فقط آن افرادی باشد که در جبهه بوده‌اند، بلکه تاریخ شفاهی باید از کارخانه‌ها هم شروع شود و اعضای واحد مهندسی رزمی یگان‌ها نیز از این قضیه مغفول نمانند.»

سیصدونهمین شب خاطره – 2

عملیات کربلای5 برای عراقی‌ها غیرقابل‌تصور بود

در جاده خرمشهر به شلمچه به بصره، پلی بتونی بود که فرماندهان برای ادامه عملیات زیرش جمع شده بودند و قرار شد که من هم بروم و با آنها صحبت کنم. من یک نفربرِ زرهی داشتم. همین که خواستم با نفربر حرکت کنم، آتش توپخانه‌ای شروع شد که مجبور شدم درهای نفربر را ببندم و این نفربری که حداقل چهل‌تُن وزن داشت، با این آتش کاتیوشا و توپخانه‌ای که ریخته می‌شد، مانند گهواره تکان می‌خورد.

بخش دوم «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران»

کم‌کاری سازمان‌های فعال جنگ در حوزه تاریخ شفاهی

اگر رویکرد تاریخ شفاهی بر اساس پرسش‌ها مطرح شده، به شکل صحیح از ابتدا تا انتها انجام شود، شواهد جدیدی پدیدار می‎شود و امکان شناخت چندجانبه و جامع وقایع، امکان‌پذیر خواهد بود. مصاحبه و تاریخ شفاهی، هر دو از جنس ارتباط شفاهی و به دنبال کشف واقعیت‌اند. البته در مصاحبه تاریخ شفاهی، مسأله مشترکی برای کشف واقعیت، بین مصاحبه‌شونده و مصاحبه‌کننده وجود دارد.

سیصدونهمین شب خاطره - 1

خاطرات اردوگاه موصل

اردوگاه‌ها مانند قلعه بود و ما به جز آسمان، جای دیگری را نمی‌دیدیم. حیاط اردوگاه مانند چهارراه بود و چهارطرفش علف‌های زیادی سبز شده بود. خلاصه حسن محمدی گفت در حیاط، کنار علف‌ها، اردو بزنیم. فکر کنم روز جمعه بود. پتوهای‌مان را برداشتیم و برای اولین بار اردوهای اردوگاهی را تجربه کردیم.
2
...
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-51

در یکی از خطوط مقدم این جبهه فاصله بین نیروهای ما و نیروهای ایرانی حدود 300 متر بود. به همین خاطر نیروهای ما به راحتی سروصدای ایرانی‌ها را می‌شنیدند. دیگر این که هر گونه تحرک و یا رفت و آمد، به هنگام روز دشوار بود. جالب این که برخی از افراد نماز خوان هنگ ما با صدای مؤذن ایرانی که به طور واضح و بدون بلندگو مقابل هنگ ما اذان می‌گفت نماز می‌خواندند.