دویست‌وهشتادوسومین برنامه شب خاطره

خاطره‌گویی فرماندهان مرزبانی

آن‌قدر درگیری شدید بود که وقتی من در سر خیابان اصلی زاهدان پیاده شدم، اولین ترکش به پای من خورد. کنار جاده نشستم و منطقه را ارزیابی کردم. دیدم که آنها وسط محاصره ما قرار دارند؛ نه می‌توانند به جلو حرکت کنند و نه به عقب برگردند...
خاطرات داوود موسایی از بازار کتاب و نشر

می‌خواستم برای خودم کار کنم؛ رازی که نباید فاش می‌شد

این بار قصد برپا کردن بساط مدرن‌تری را داشتم. از دوست آهنگرم خواستم تا یک صندوقچه‌ برایم درست کند. این صندوقچه را شبانه در اطراف دانشگاه تهران با سیمان به زمین چسباندم تا کنده نشود. روز بعد شهرداری به من تذکر داد...
برگزاری نشست‌های شانزدهم و هفدهم «تاریخ شفاهی کتاب»

115 سال سابقه در نشر؛ نسل ششم خاندان اقبال این راه را ادامه می‌دهند؟

هدف و فکر اولیه بیشتر ناشران و کتاب‌فروشان، تجاری نبوده است، به همین دلیل نام کتابخانه را بر روی کتاب‌فروشی و انتشارات‌شان می‌گذاشتند. ما که چاپخانه، حروف‌چینی، نشر و صحافی داشتیم، نام سازمان چاپ و انتشارات را بر کتاب‌فروشی نهادیم و...

حفظ تاریخ شفاهی طرح فوق محرمانه جنگ جهانی دوم

مؤسسه میراث اتمی مصاحبه‌هایی در مورد کار در طرح منهتن انجام داد. این تاریخ‌های شفاهی هم‌اکنون روی وب‌سایت «صداهای طرح منهتن» همراه با بیش از ۴۵۰ مصاحبه با شرکت‌کنندگان، اعضای خانواده و کارشناسان این طرح وجود دارد و در دسترس است.
دیدار با مدیر انتشارات پیام در پانزدهمین نشست «تاریخ شفاهی کتاب»

خاطراتی از 54 سال

پانزدهمین نشست از دوره دوم نشست‌های «تاریخ شفاهی کتاب» با حضور محمد نیک‌دست، مدیر انتشارات پیام در سرای اهل قلم مؤسسه خانه کتاب برگزار شد. او در این برنامه از کتاب‌ها و نویسندگان و ناشرانی گفت که در طول سال 1342 تاکنون، شخصیت‌های اصلی خاطرات‌شان شده‌اند.
برگزاری پنجمین کارگاه نخستین دوره جامع آموزش تاریخ شفاهی

تاریخ شفاهی، نوعی از مستندسازی است

در سندخوانی، اول باید بگردید و مهم‌ترین اصطلاحات موجود در اسناد را پیدا کنید. از آنجایی که تاریخ شفاهی هم نوعی مستندسازی است که فعلاً در قالب شفاهی است و بعداً مستند خواهد شد، می‌توان همان نظام استنادی را به تاریخ شفاهی تعمیم داد.
خاطراتی که در دویست‌وهشتاد‌ودومین شب خاطره گفته و شنیده شدند

به‌یاد خلبان حسین لشکری و عملیات مرصاد

حدود 16 سال از ما بی‌خبر بود. عکس خودم و پسرمان را برایش فرستادم. پس از آزاد شدن، هر موقع آن عکس را با هم می‌دیدیم، می‌گفت: وقتی من در زندان این عکس را دیدم، تا دو روز نمی‌توانستم هیچ چیزی بخورم و باورم نمی‌شد پسری که سه ماهه بود، الان از مادرش بلندقد‌تر شده است.
چهاردهمین نشست «تاریخ شفاهی کتاب»

تخفیف زیادی نمی‌دهم، کتاب باید آقایی کند

بحران کاغذ پیش آمد و کاغذ کمیاب شد. مجبور شدیم که برای گرفتن کاغذ، به وزارت ارشاد متوسل شویم. به چاپخانه‌های متعددی مراجعه می‌کردیم. به روزنامه اطلاعات یا فلان چاپخانه در قم کتاب‌های‌مان را می‌دادیم تا چاپ کنند. با این ترفندها بحران کاغذ را پشت سر گذاشتیم.
آموزش تاریخ شفاهی در اصفهان

از پیش‌مصاحبه تا فوت و فنِ اولین پرسش‌ها

اسم و فامیلِ مصاحبه‌شونده به‌طور کامل باید ذکر شود. یک مسئله‌ای که در آسیب‌شناسی طرح‌های تاریخ شفاهی زیاد دیدیم، این است که اسم و فامیل به درستی ذکر نمی‌شود. حتی پسوندِ نام خانوادگی هم باید ذکر شود. اینها از نظر مستندسازی مهم‌اند.
دیدار با مدیر انتشارات رسا در نشست «تاریخ شفاهی کتاب»

تمام کتاب‌های تاریخ معاصری که چاپ کردیم

چهلمین سال فعالیت ماست. در این چهل سال همیشه این روند را داشته‌ایم، کاری را بکنیم که دیگران انجام نداده‌اند. یکی از کتاب‌های خوبی که ما چاپ کردیم «مکاتبات بنی‌صدر با شهید رجایی» بود. این کتاب را کیومرث صابری فومنی (گل‌آقا) جمع‌آوری کرده بود.
2
...
 

سال‌های تنهایی - 14

روزها از پی هم می‌گذشت و اطلاع دقیقی از اوضاع ایران و جنگ تحمیلی نداشتیم. احمدی که کمی عربی می‌دانست، گاهی با نگهبان‌ها حرف می‌زد. می‌گفتند جنگ ادامه دارد و هیئت‌هایی بین دو کشور در حال رفت‌وآمد هستند. خبرهای مربوط به جبهه و اسرا را از نگهبانی که شیعه بود، دریافت می‌کردیم.