کارگاه مجازی اصول تاریخ شفاهی

تفکر؛ قسمت گمشده در تاریخ شفاهی

محقق تاریخ شفاهی، اگر قدرت ابراز وجود، خوب گوش دادن، غلبه بر خجالت، قدرت مذاکره و مواجهه موثر را نداشته باشد، از رکن اصلی تاریخ شفاهی؛ یعنی مصاحبه محروم می‌ماند. اما مهارتی که از آن غافلیم و کمتر به آن می‌پردازیم، مهارت تفکر است.

تاریخ شفاهی؛ نیازمندِ همترازی با اسناد است

در تاریخ شفاهی و خاطره در ریختار تاریخ، متن پایه و مبنا روایتِ یادگزار و اظهارکننده است؛ چرا که مورخ شفاهی در مواجهه با مرجع روایت/ مصاحبه‌شونده، به روند تکوین خاطره در ذهن و زبان خاطره‌دار توجه دارد ـ یا باید داشته باشد. از این‌روست که مورخ شفاهی در گفت‌وگو با خاطره‌مند و مرجع روایت پیش از و همزمان با خاطره‌ی/ خاطرات راوی با «خاطر» گزارنده و گوینده کار خود را آغاز می‌کند و پیش می‌بَرَد.

سندشناسی و تاریخ شفاهی

خاطره‌گفته‌ها/ خاطره‌گفته‌های نوشته‌شده/ خاطره‌پرسیده‌ها‌ی مکتوب‌شده/ خاطره‌نگاری‌ها و خاطره‌نویسی‌ها و آنچه غالباً به «تاریخ شفاهی» شهرت یافته است. مسئله این است که این از یادبرآمده‌های ذهنی زبانی/ خاطرات، ـ و آنچه تاریخ شفاهی فرض می‌شود ـ در ترازوی تاریخ‌سنجی چگونه و تا کجا اعتبار دارند و در تطابق و مقارنه با اسناد چه وضعیتی را فراروی محقق می‌گشایند و به وجود می‌آورند.

سیصد و یازدهمین شب خاطره –3

زیر آتش تهیه دشمن با حاج قاسم شوخی می‌کردیم!

در زمان برگشتنم به ایران، خواستم سوار هواپیما بشوم و البته بارهایم را هم تحویل دادم. در درونم احساس کردم که دوستانم می‌خواهند در سوریه بمانم و با آنها همکاری کنم. آن زمان هم حاج قاسم سلیمانی و بچه‌های دیگر از گروه نیز به سوریه آمدند و در آنجا مستقر شده بودند. بر روی صندلی هواپیما نشستم و هواپیما آماده پرواز شد که اعلام کردند هواپیما با تأخیر پرواز می‌کند. هواپیما را نگه داشتند و ...

کارگاه روش پژوهش در تاریخ شفاهی -2

تاریخ شفاهی؛ تبدیل تجربه فردی به تجربه جمعی

مصاحبه بخشی از تاریخ شفاهی است و مبتنی بر پژوهش انجام می‌شود. پژوهش و نگاه تاریخی که ما بر موضوع مصاحبه داریم، مصاحبه ما را تبدیل به یک منبع تاریخی می‌کند. اگر اینگونه نباشد می‌شود مصاحبه‌ای که اغلب روزنامه‌نگاران انجام می‌دهند. هدف‌ها و کارهایی که در روند مصاحبه انجام می‌شود باعث خواهد شد که مصاحبه به تاریخ شفاهی تبدیل شود و آن را از بقیه مصاحبه‌ها جدا کرد.

سیصد و یازدهمین شب خاطره -2

خاطرات روزهای زندگی

زمانی که عملیات در آبادان شروع ‌شد، دشمن آبادان را بمباران ‌کرد. به اتفاق چند خانواده که با هم یک جا زندگی می‌کردیم، به اهواز رفتیم. می‌گفتند آنجا امنیت بیشتری دارد چون اگر اتفاقی برایمان می‌افتاد به منصور و هم‌رزمانش نزدیک‌تر بودیم و آنها در جریان قرار می‌گرفتند. دیگر منصور را ندیدم تا زمانی که مرحله اول عملیات انجام شد.

کارگاه روش پژوهش در تاریخ شفاهی -1

تاریخ شفاهی؛ منبع گردآوری اطلاعات تاریخی از طریق مصاحبه

تاریخ شفاهی باید متکی بر یک طرح و نقشه کلی باشد. البته این طرح در تاریخ شفاهی به هیچ وجه طرح ایستایی نیست و یک طرح پویا به شمار می‌رود که هم‌زمان با انجام پژوهش در انجام مصاحبه کامل‌تر می‌شود. این طرح قرار نیست دست و پای ما را ببندد و برای ما محدودیت ایجاد کند. اتفاقاً ما می‌خواهیم با تاریخ شفاهی محدودیت‌ها را از میان برداریم تا اطلاعات قابل اعتباری به دست دهیم.

سیصد و یازدهمین شب خاطره -1

قوطی‌های کنسرو پر از خاک

زمانی که بُستان در حال سقوط بود و هویزه در محاصره قرار داشت، مردم برای کمک در صحنه حضور یافتند. به چشم دیدم که 35 تن از بانوان جوان بُستان با کوکتل مولوتف و ساده‌ترین ابزارهای مقابله با دشمن که در اختیار داشتند، 48 ساعت بُستان را نگه داشتند؛ آن هم جلو دشمنی که تا بن دندان، مسلح بود.

سیصدودهمین برنامه شب خاطره- 3

روایتِ سوریه

روش عملیاتی داعش اینطور بود که با انتحاری عملیات می‌کردند؛ یعنی می‌زدند و جایی را باز می‌کردند. اگر فیلم شهید حججی را دیده باشید، مشخص است وقتی ماشین با پنج مواد منفجره می‌آید و منهدم می‌کند، تا 500 متر فاصله مغز انسان را از کار می‌اندازد. این موج انفجار جوری کار می‌کند که انسان امکان تمرکز هم ندارد. ما دور تا دور این نیروگاه را مواد منفجره گذاشته بودیم که نتوانند وارد شوند.

بخش ششم «دوازدهمین همایش تاریخ شفاهی ایران»

سلبریتی شدنِ خاطره‌گیر، خاطره‌کار و خاطره‌نویس

بِشنو

تاریخ شفاهی، میدانی است که ذائقه‌ها را تحریک می‌کند و باید حرف برای گفت‌وگو داشته باشد. آنچه که در صحبت‌های دوستان دیدم، خلط مبحث و برابر دانستن تاریخ شفاهی با تاریخ مکتوب است. اصلاً اینها برابر و حتی قابل مقایسه نیستند. ذات تاریخ شفاهی، ذات وابستگی به تاریخ مکتوب است. برای همین هم نام تاریخ آینده را به خود گرفته و شخصیت مستقلی ندارد. تاریخ شفاهی، تاریخ آینده است.
3
...
 

برد ایمان – 7

قرآنها را باز کنیم. گفتار خدا را که پیام شهداست، در این میان سلاح خود سازیم و کلام پرنور آن را ره توشه خود. سیره ائمه(علیه‌السلام) را تاکتیک این رمز قرار دهیم. ای عزیزان! عملیّات را این‌گونه شروع کنیم. شعارمان هنگام فتح، «تَوَکَّلتُ عَلَی‌الله» باشد و رمز عملیّات را هجرت الی‌الله قرار دهیم.