274 قدم از «شب خاطره» گذشت

خاطره‌ای که برای نخستین بار بیان شد

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، دویست‌وهفتادوچهارمین برنامه از سلسله‌ برنامه‌های شب خاطره، عصر پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۹۵ در حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه محمد مجیدی، محمدابراهیم بهزادپور و امیرحسین حجت به بیان خاطرات خود از سال‌های دفاع مقدس پرداختند.

برگزاری همایش «انجام تاریخ شفاهی: فرهنگ عامه، خاطره و سنت»

به گزارش خبرگزاری‌ها مرکز مطالعات قومی دانشگاه آسام یک همایش دو روزه در موضوع «انجام تاریخ شفاهی: فرهنگ عامه، خاطره و سنت» در تاریخ ۱۱ و ۱۲ نوامبر در محوطه دانشگاه در دیپو برنامه‌ریزی کرد. این همایش توسط شورای تحقیقات تاریخی هند و فرهنگستان ساهیتی و دهلی نو که در دهلی نو مستقر است، برگزار شد.

‌نشانه‌های شنیداری و گشودن آرشیوهای شفاهی

جدیدترین شماره مجله‌ تاریخ شفاهی حاوی مقاله‌‌ای درباره طرح تاریخ شفاهی نسل‌های استرالیایی و اهمیت «شنیداری‌گری»[7] ‌در تاریخ شفاهی است. برای آگاهی بیشتر در این باره با آنیسا پوری،‌ عضوِ‌ طرح و سرپرست تاریخ شفاهی نیو ساوث ولز،‌ مکاتبه کردیم.
گزارشی از شب خاطره ۲۷۳

خاطره‌گویی خلبانان در باره کمان ۹۹ و چند عملیات هوایی دیگر

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، دویست‌وهفتادوسومین برنامه از سلسله‌ برنامه‌های شب خاطره، عصر پنجشنبه ششم آبان ۱۳۹۵ در حوزه هنری برگزار شد. در این مراسم خلبانان محمد صدیق قادری، مصطفی نعمت‌اللهی و محمود ضرابی به بیان خاطرات خود از عملیات‌های هوایی در روزهای نخست جنگ تحمیلی ارتش صدام علیه ایران پرداختند.
برگزاری نشست تخصصی کارگروه تاریخ شفاهی

زنان و تاریخ شفاهی جنگ

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، نشست تخصصی کارگروه تاریخ شفاهی با عنوان «زنان و تاریخ شفاهی جنگ» عصر سه‌شنبه سیزدهم مهرماه 1395 در سالن پرهام ساختمان آرشیو ملی ایران برگزار شد. در این نشست که از سوی انجمن ایرانی تاریخ برگزار شد،...
برگزاری نخستین همایش «پیام‌آوران شکست حصر آبادان»

عملیاتی که ما را در دور پیروزی‌ها قرار داد

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، نخستین همایش «گرامیداشت یاد و خاطره حماسه‌آفرینان عملیات ثامن‌الائمه(ع) و امیران و سرداران شهید پیام‌آور شکست حصر آبادان» عصر دوشنبه پنجم مهر ماه 1395 در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.‌
نقد خاطراتی که کمتر می‌توان در میان منابع مکتوب و منتشر شده مشاهده کرد

«زُقاق پنجاه‌وشش» روایتی تاریخی و شفاهی است

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، نشست نقد و بررسی کتاب «زُقاق پنجاه‌وشش» روز چهارشنبه ۳۱ شهریورماه ۱۳۹۵ با حضور هانی خرمشاهی، راوی و نویسنده کتاب، محمد قبادی، منتقد و جمعی از علاقه‌مندان کتاب و کتابخوانی در فرهنگسرای ملل برگزار شد. نخستین چاپ کتاب «زُقاق پنجاه‌وشش» از سوی دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری اداره کل امور استان‌ها و مجلس حوزه هنری و انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۹۴ منتشر شده است.
برگزاری شب خاطره ۲۷۲ در هفته دفاع مقدس

عملیات مرصاد، گردان برون‌مرزی و جنگ در محورهای غربی

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، دویست ‌وهفتادودومین برنامه از سلسله‌ برنامه‌های شب خاطره، همزمان با هفته دفاع مقدس، عصر پنجشنبه یکم مهرماه ۱۳۹۵ در حوزه هنری برگزار شد. در این مراسم سرهنگ علی یوسفی، فرمانده تیپ الحدید لشکر ۲۸ روح الله، سردار حاج بهرام نوروزی و سردار سید مجتبی عبداللهی فرمانده لشکر ۲۸ روح‌الله به بیان خاطرات خود از جبهه‌های جنوب و غرب و بویژه عملیات مرصاد پرداختند.
بزرگداشت آیت‌الله طالقانی در موزه عبرت ایران

فرهنگ‌ساز‌، استعمارستیز و آرمان‌گرا بود

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، مراسمی با عنوان «بزرگداشت سی‌وهفتمین سالگرد ارتحال ابوذر زمان، آیت‌الله محمود طالقانی»، عصر جمعه نوزدهم شهریور ماه ۱۳۹۵ در محوطه موزه عبرت ایران برگزار شد. در این مراسم محمدمهدی عبدخدایی، از اعضای فدائیان اسلام، سیدمهدی طالقانی، پسر آیت‌الله طالقانی و قاسم تبریزی، کارشناس و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران درباره مردی که یک عمر با استبداد و استعمار مبارزه کرد و سعی و تلاشش در راه آزادی و رهایی انسان‌ها بود، سخنرانی کردند.
در شب خاطره ۲۷۱ بیان شد

ماجراهای رزمندگان اصفهانک

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، دویست‌وهفتادویکمین برنامه از سلسله‌ برنامه‌های شب خاطره، عصر پنجشنبه چهارم شهریورماه ۱۳۹۵ در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد. در این مراسم عبدالرضا طرازی، از بی‌سیم‌چیان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) و رحیم قمیشی، معاون گردان کربلا و از آزادگان هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به بیان خاطرات خود از دوران دفاع مقدس در جبهه‌های غرب و جنوب پرداختند.
3
...
 

صدای بال ملائک(13)

چند ساعت همان‌جا ـ کنار میدان ـ مرا نگه داشتند. دیدم نه اینها حالا حالاها قصد کُشتنم را ندارند. بعد، به یک پناهگاه زیرزمینی انتقالم دادند. تاریکی فرمان می‌راند و چشم، چشم را نمی‌دید. وارد پناهگاه که شدم، تا نزدیکی زانو در آب فرو رفتم. بوی تعفن و لجن هم انسان را گیج می‌کرد. بارانی که قبلاً باریده بود، صحنه را به خوبی آماده کرده بود و گویا منافقین، جای بدتری برای زندانی کردن من سراغ نداشتند.