خاطرات عبدالرسول نصیری
05 شهریور 1403
عبدالرسول نصیری، بسیجی دوران دفاع مقدس، مهمان دویست و بیستونهمین برنامه شب خاطره (آبان 1391) بود. او درباره یکی از رزمندگان آبادان خاطره گفت. او گفت: «فردی داشتیم به نام محمد که از بچههای آبادان و عربزبان بود که شهید شد. هیکل درشت و قد بلندی داشت. اما کارهایی که انجام میداد به هیکلش نمیخورد. بدنش نرم بود. روی سینه میخوابید و دو پا را 180 درجه میآورد روی شانه و مثل عقرب به نظر میرسید. او نیروی شناسایی بود و برای شناسایی به خاک عراق میرفت. قرآن را حفظ کرده بود؛ قرآنِ جیبی با خط ریز در نور ماه. در حالیکه وقتی وارد خاک عراق میشوی برای شناسایی باید دو چشم هم قرض کنی تا به سیم گیر نکنی. آنها نیروهای شناسایی را زنده میگرفتند.»
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون 359 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 5 مهر 1403برگزار میشود.
تعداد بازدید: 1635
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/8
10 نکتۀ کلیدی برای پیشمصاحبه، به ترتیب اهمیت: 1. ایجاد رابطۀ اعتماد و کاهش اضطرابِ راوی 2. سنجش توان، آمادگیِ روحی و جسمی و قابلیتِ مصاحبهپذیریِ راوی 3. شناختِ حساسیتها، خطوطِ قرمز و محدودیتهایِ راوی 4. شناسایی و ارزیابیِ کلیاتِ محتواییِ خاطرات و نقاطِ کورِ روایت 5. تعیینِ خطوطِ اصلی و چارچوبِ منسجمِ مصاحبۀ اصلی 6. آشنایی با ویژگیهایِ فردی و سبکِ گفتاریِ راوی 7. یادآوری نکاتِ مهم به راوی، بهمنظورِ آمادهسازیِ او برای گفتوگویِ اصلی 8 . جلبِ رضایتِ آگاهانه و توضیحِ حقوق و انتظاراتِ پروژه برای راوی...





