خاطرات امیر احمدوند


15 فروردین 1403


امیر احمدوند، از ایثارگران دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وبیست‌و‌دومین برنامه شب خاطره (اسفند 1390) بود. او در مورد اتفاقات طنز در جبهه خاطره گفت: در روند عملیات کربلای 1، سنگرهای دو نفره عراقی وجود داشت. پنج نفر از ما را، که عموماً نوجوان بودیم، به یکی از آن سنگرها فرستادند. در سنگر نشسته بودیم که متوجه شدیم از پشتِ لیف‌های خرمایی که آن‌جا قرار داشت، چیزی تکان می‌خورد. گفتند: «چیزی نیست، این‌جا موش خرمایی زیاد دارد.» بر اساس این حرف، با خیال راحت خوابیدیم. پس از حدود نیم ساعت که بیدار شدم، دیدم یک مار سیاه به دور چوب‌های سقف سنگر پیچیده، دمش آویزان است و سرش را به سمت ما تکان می‌دهد؛ این در حالی بود که در فاصله 30 سانتی‌متری ما قرار داشت. دیگر از ترس، قدرتِ تکلم نداشتم. تنها توانستم با اشاره دست، هم‌رزمانم را بیدار کنم و مار را نشان‌شان بدهم. وقتی هشیار شدیم، از شدت ترس با سه شماره، هر پنج نفرمان از سنگر بیرون دویدیم و دیگر به آن سنگر برنگشتیم. در نهایت یکی از افراد که جرأتش را داشت، با رگبار مار را کشت.

در ادامه این روایت را ببینیم.

تاکنون 355 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 6 اردیبهشت 1403 برگزار می‌شود.

آرشیو



 
تعداد بازدید: 2541


ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید


         

اشتراک‌گذاری


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (7 + 7) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/52

52. مصاحبه‌کننده با زبان بدنِ مصاحبه‌شونده از جمله سکوت، چگونه رفتار کند؟
زبان بدن مصاحبه‌شونده یکی از مهم‌ترین نشانه‌هایی است که مصاحبه‌کننده می‌تواند بر اساس آن، مسیر گفت‌وگو را هدایت، پرسش‌های بعدی را انتخاب یا در صورت لزوم، سؤال‌ها را تغییر دهد. برخی مصاحبه‌شوندگان نیز بر اساس عادت یا ویژگی‌های فردی، بیش از کلام از زبان بدن برای بیان احساسات و دیدگاه‌های خود استفاده می‌کنند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید