مروری بر چالش‌های مصاحبه خبری و مصاحبه تاریخ شفاهی

خبرنگاری که به یک کتاب تاریخ شفاهی، تیر خلاص زد!

مریم اسدی جعفری

25 بهمن 1402


اواخر دهه 90  شمسی، به پیشنهاد یکی از دوستان، یک پروژه تاریخ شفاهی را قبول کردم؛ بدون اینکه از عمق پیش‌نیازها، بایدها، نبایدها و چالش‌های مصاحبه تاریخ شفاهی، اطلاع کافی داشته باشم. هفته‌ای یک مصاحبۀ یک‌ساعته انجام می‌دادم و وقتی کار به اتمام می‌رسید، احساس می‌کردم میزان انرژی صرف‌شده، بیش از مصاحبه‌های خبری است و به آن راحتی‌ها که فکر می‌کردم، پیش نمی‌رفت. از سوی دیگر، گرچه با مطالعه به سراغ راوی می‌رفتم، اما در پایان راه متوجه شدم به دلیل عمیق و دقیق نبودنِ پژوهش‌ پیش از مصاحبه، چه بلایی بر سر سوژه آوردم!

به دلایلی مجبور به قطع مصاحبه‌ها شدم و شخص دیگری به جای من برای مصاحبه‌ها رفت. شوربختانه یا خوشبختانه، به این نتیجه رسیدند که روایت‌ها، ظرفیت و جذابیت کافی برای نشر ندارد. پس اینگونه برداشت کردم که فقط کارِ من ضعیف نبوده! گرچه عمیقاً درک کرده بودم که مشکل از اینجانب بوده!. پس از آن، مطالعه و حضور در کارگاه‌های تاریخ شفاهی را برای کسب آگاهی در پیش گرفتم و فقط در حد فعالیت‌های خبری در این حوزه مشغول به فعالیت شدم و دیگر جسارتِ نزدیک شدن به مصاحبه‌های تاریخ شفاهی را نداشتم. حالا قصد دارم، چالش‌ها و الزامات یک مصاحبه مناسب تاریخ شفاهی را بر اساس تجربه شخصی با شما به اشتراک بگذارم. چون در سال‌های اخیر، شاهد نشر کتاب‌هایی با عنوان تاریخ شفاهی هستیم که شاید بر اساس مصاحبه سطحیِ خبری انجام شده باشند. شاید اگر قدرتِ سفر در زمان را داشتم، اتفاق بهتری برای آن راوی رقم می‌خورد. تأکید می‌کنم که این یادداشتِ یک خبرنگار است و جنبه علمی و پژوهشی ندارد.

اهمیت مطالعه‌ پیش از مصاحبه

مصاحبه درباره رخدادهای تاریخی، با اهداف مختلفی همچون شفاف‌سازی یک واقعه از زبان شاهدان آن یا آگاهی‌رسانی به نسل جدید درباره آن صورت می‌گیرد، در قالب مجله، روزنامه یا خبرگزاری‌ها منتشر می‌شود و در آرشیو اخبار، قابل دسترس خواهد بود. اما یک مصاحبه‌گر تاریخ شفاهی، با هدف جمع‌آوری خاطرات و مشاهدات یک یا چند نفر درباره یک موضوع یا فرد، مصاحبه می‌کند و در نهایت، یک سند مکتوب تاریخی و قابل اتکا به مخاطبان ارائه می‌دهد. همچنین فایل صوتی یا تصویری مصاحبه‌ها نیز در آرشیو سازمان سفارش‌دهنده حفظ خواهد شد تا در آینده، در اختیار محققان قرار گیرد. پس وقتی قصد دارید، چنین گام جدی بردارید، ابتدا باید مطالعات دقیقی درباره موضوع مصاحبه انجام دهید؛ اعم از روزنامه، مجلات، اسناد و کتاب‌های مرتبط با موضوع. در سیر یادداشت‌برداری باید به دو نکته توجه کنید: اول اینکه نکات مغفول مانده درباره موضوع را استخراج کنید تا در مقابل مصاحبه‌شونده، دستِ پر و مسلط باشید و دوم، وقتی به عنوان مصاحبه‌گر تاریخ شفاهی، تسلط کامل بر موضوع، مکان و زمان مرتبط با روایت داشته باشید، از خطاهای شما حین مطرح کردنِ پرسش‌ها، رفع ابهامات و احتمالاً خطاهای راوی در سیر روایت، جلوگیری خواهد کرد. شاید ندانید دقیقاً از کجا باید شروع به مطالعه کنید. اگر بر سه محور بالا تمرکز کنید، دامنه مطالعه شما مشخص و روشن خواهد شد.

فن متقاعدسازی راوی

مزیت دوم مطالعه پیش از مصاحبه، به ایجاد رغبت در راوی برمی‌گردد. در واقع فن متقاعدسازی راوی برای شرکت در جلسه مصاحبه و صحبت درباره موضوع، بسیار اهمیت دارد. گاهی راوی توسط نهاد سفارش‌دهنده انتخاب می‌شود و راوی، منتظر حضور شما در جلسه مصاحبه است. اما وقتی قرار باشد، راوی را راضی به مصاحبه کنید، باید با چنان اطلاعات مفیدی در جلسه معارفه حاضر شوید که راوی از واقف بودنِ شما به موضوع، اطمینان حاصل کرده و راغب به انجام مصاحبه شود. گاهی داشتنِ اطلاعاتِ خاص از دل اسناد و رو کردنِ آن در جلسه معارفه، تأثیر عمیقی بر راوی خواهد گذاشت. و به عنوان آخرین توصیه، «خودتان باشید». تا وقتی راوی با شما احساس راحتی نکند، انتظار بیان ناگفته‌ها و به اصطلاح، شکستنِ یخِ صحبت را نداشته باشید. هر چه راوی در سیر جلسات مصاحبه، احساس آرامش و راحتی در کنار شما کند، شاهد بیان روایت‌های جذاب‌تر و خودمانی‌تر خواهید بود. در یادداشتی دیگر از دشواری‌ها و دیگر چالش‌های مصاحبه خواهیم گفت.



 
تعداد بازدید: 1614


نظر شما


25 بهمن 1402   14:16:02
حسنیه جعفری
سیر مطالعاتی که فرمودید یعنی مثلا اگر راوی راجع به ۳۰خرداد۶۰ بخواهد صحبت کند، مطالبی که راجع به این موضوع وجود دارد باید مورد مطالعه قرار بگیرد؟

25 بهمن 1402   16:56:02
مریم اسدی جعفری
بله باید مدارک و اسناد موجود درباره این واقعه مطالعه شود.از روزنامه های آن دوران گرفته تا کتاب‌های تاریخی و مستندات مکتوب موجود.و صد البته، بازه زمانی قبل از سی‌ام خرداد ماه که منجر به اعتراضات آن ماه باید مطالعه شود تا برای استخراج سوالات،دامنه اطلاعاتی عمیق‌تری در دست باشد
 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 106

ستوان زهیر گفت: من در دویست متری ایرانیها دیدبانی می‌کردم. خاکریز ما چند بار بین ما و ایرانیها دست به دست شده بود و در حمله آخر توانسته بودیم آن را از دست ایرانیها بگیریم و در آن مستقر شویم. بعد فرمانده گردان با فرمانده تیپ تماس گرفت و گفت: جنازه ایرانیها پشت خاکریز است. چکار کنیم؟ فرمانده تیپ دستور داد جنازه‌ها بماند تا فردا خبرنگاران خارجی بیایند و از آنها فیلم و عکس بگیرند. فردا صبح فرمانده گردان دستور داد همه جنازه‌ها را جمع کنند تا برای دیدن خبرنگاران خارجی آماده باشد. ولی وقتی افراد ما رفتند برای جمع‌آوری جنازه‌ها متوجه شدند جنازه‌ای نیست.