کارگاه آموزش تاریخ شفاهی - 10

تدوین

شاهد یزدان

12 بهمن 1401


سایت تاریخ شفاهی در نظر دارد مطالب آموزشی برخی کارگاه‌های تاریخ شفاهی را به صورت مکتوب در اختیار مخاطبان قرار دهد. مجموعه حاضر با استفاده از مطالب یکی از کارگاه‌های آموزشی از این دست تنظیم شده است. همانطور که ملاحظه خواهید کرد بسیاری از مطالب ارائه شده مطالب بکر یا کمتر گفته شده نیست، اما سعی شده مطالب دسته‌بندی‌شده ارائه شود تا بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.

تدوین

سه روش برای تدوین متن مصاحبه وجود دارد، سیاست ما تعیین می‌کند کدام روش را انتخاب کنیم.

روش اول: متن مصاحبه زیاد دست‌کاری نمی‌شود، فقط با علائم سجاوندی این متن خوانا شده و چنان‌چه صلاح نباشد که برخی از قسمت‌ها انتشار پیدا کند، به‌جای سخنان راوی نقطه‌چین گذاشته و در نهایت متن مصاحبه با کمترین تغییر منتشر می‌شود. پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد[1] مدعی انجام این کار است.

در این روش چون گفته می‌شود که قرار است سند تاریخی تولید شود، تدوینی هم در متن انجام نمی‌شود و فقط پرسش‌ها و پاسخ‌ها به همان شکلی که انجام شده منتشر می‌شوند.

روش دوم: دقیقاً نقطه مقابل روش اول است. برخی از تدوین‌کنندگان پس از مطالعه خاطره‌هایی که در مصاحبه آمده است، با قلم خودشان آن را بازنویسی می‌کنند. در این روش اطلاعات از مصاحبه دریافت شده اما جنس آن تغییر پیدا کرده است.

  • در روش اول حداقل تغییر را شاهد هستیم و در روش دوم حداکثر تغییر را.
  • روش اول به سند نزدیک‌تر است و روش دوم به داستان.
  • در روش اول متن تدوین شده استناد دارد بدون جذابیت و متن تولیدی با روش دوم جذابیت دارد بدون استناد.
  • هرچند این دو روش مخاطبین و طرفدارانی دارد، اما خیلی در بین اهل فن جا نیفتاده است. حتی پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد هم بعد از کتاب‌های نخستش سعی کرد برای جذابیت بیشتر، تغییراتی در روش اجرای کار خود بدهد.

روش سوم: این روش، روش میانه و ترکیبی است از روش اول و دوم که معمولاً در کتاب‌های تاریخ شفاهی سعی می‌کنند از این روش برای تدوین بهره گیرند. در ادامه این آموزش، روش سوم توضیح داده خواهد شد.

این روش (روش سوم) چندین مرحله دارد که توضیحات آن به ترتیب بیان می‌شود.

خواندن چندین باره متن مصاحبه

در قدم اول باید متن مصاحبه چندین بار خوانده شود. این کار باید آن‌قدر تکرار شود تا تدوین‌کننده با راوی همذات‌پنداری کند. در این مرحله، باید به تمامی خاطرات اشراف پیدا کرد و خاطرات را همان‌گونه که راوی بیان کرده بتوان از زبان او بازگو کرد.

حذف تکرارها

ممکن است در طول جلسات مصاحبه، موضوعاتی تکرار شده باشند. در قدم دوم این موارد تکراری حذف می‌شوند. در این بین باید موارد کامل حفظ شوند و چیزی از قلم نیفتد.

یافتن موارد گنگ

در مرحله بعد باید مواردی که ممکن است ناتمام باقی مانده یا برای تدوین‌کننده گنگ و مبهم است استخراج شود.

مصاحبه تکمیلی

بعد از استخراج موارد ناتمام و گنگ، باید این موارد با استفاده از مصاحبه تکمیلی از راوی دریافت شود و مجدداً داخل متن مصاحبه در جای مناسب قرار گیرد.

مشخص‌کردن مخاطب

تدوین‌کننده یا سیاست‌گذار یا مدیر پروژه باید مخاطب کتاب را مشخص کند. این مسئله برای ادامه کار تدوین بسیار مهم است که محصول نهایی قرار است برای چه نوع مخاطبی با چه سطح سوادی نوشته شود تا بر اساس آن بتوانیم قدم بعدی یعنی گویاسازی را انجام دهیم.

نوع مخاطب برای پروژه‌های مختلف متفاوت است، اما مثلاً در دفتر ادبیات پایداری حوزه هنری تهران، مخاطب کتاب معمولاً دانشجویان دوره کارشناسی درنظر گرفته می‌شود.

گویاسازی اسامی و نکات مبهم

راوی در حین مصاحبه ممکن است از تعدادی اسم مثل اسم مکان، حادثه، افراد، واقعه، اصطلاح و... استفاده کرده باشد که برای مخاطب مبهم و ناآشنا است. در این مرحله لازم است این اسامی استخراج شود و برای هر کدام توضیحات تکمیلی نوشته شود. همان‌طور که گفته شد، این اسامی و گویاسازی‌ براساس نوع مخاطبی که برای کتاب درنظر گرفته شده انتخاب خواهند شد.

 

 

https://iranhistory.net[1]/



 
تعداد بازدید: 390


نظر شما


12 بهمن 1401   12:12:51
نوری
با سلام
ممنون و سپاگزارم.

17 بهمن 1401   13:41:24
محمدمهدی عبدالله‌زاده
سلام.
یک موارد از حذفیات لازم تکیه کلام راوی است که در برخی موارد بسیار پر تعداد است. کلماتی مانند، خب، مثلاً، واقعاً، آری، ...
 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-39

یک شب فرمانده مرا احضار کرد و مأموریتی به من داد. تازه به جبهه آمده بودم و افسری کم‌تجربه و جنگ ندیده بودم. اصلاً حقیقت جنگ را نمی‌دانستم. تصور می‌کردم در جناح حق هستیم و نیروهای شما متجاوزند. تا اینکه... آن شب فرمانده دستور داد از پشت جسد پاسداری که درمیان تله‌های مین افتاده بود بی‌سیم او را بیاورم. یک ماه می‌شد که این جسد در آ‌نجا افتاده و آنتن بی‌سیم هم پیدا بود. به فرمانده گفتم که مرا از این مأموریت معاف کند و فرد دیگری را بفرستد.