کارگاه آموزش تاریخ شفاهی – 5

تعاریف

شاهد یزدان

07 دی 1401


سایت تاریخ شفاهی در نظر دارد مطالب آموزشی برخی کارگاه‌های تاریخ شفاهی را به صورت مکتوب در اختیار مخاطبان قرار دهد. مجموعه حاضر با استفاده از مطالب یکی از کارگاه‌های آموزشی از این دست تنظیم شده است. همانطور که ملاحظه خواهید کرد بسیاری از مطالب ارائه شده مطالب بکر یا کمتر گفته شده نیست، اما سعی شده مطالب دسته‌بندی‌شده ارائه شود تا بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.

معایب تاریخ شفاهی

  • راوی در طول زمان ممکن است بنا به مصالحی یا مواردی، حرف‌های خود را تغییر داده و یا به گونه‌ای متفاوت بیان کند.
  • ما در حال حاضر با توجه به اتفاقاتی که افتاده و نتایجی که می‌دانیم، سعی می‌کنیم زمان گذشته را بر اساس حب و بغض‌ها، شرایط، مسائل سیاسی و... قضاوت کنیم.
  • پاک شدن حافضه یکی دیگر از عیب‌های تاریخ شفاهی است که با گذشت زمان روی می‌دهد.
  • عیب دیگر تاریخ شفاهی خودسانسوری است. بیان یا عدم بیان برخی موارد بنابه مصالح روز از این جمله است.
  • لاف زدن هم از معایب تاریخ شفاهی است و به میزان زیاد در خاطرات دیده می‌شود؛ به‌خصوص خاطرات افرادی که در یک واقعه دست چندم هستند. این هنر مصاحبه‌کننده است که در زمان سوژه‌یابی مشخص کند سمت چه کسی برود و در زمان مصاحبه، این لاف زدن‌ها را تشخیص دهد.

تدوین

خاطره‌ای که از فردی می‌گیریم، تاریخ نیست؛ بلکه ماده خامی است که باید روی آن فعل و انفعالاتی انجام شود تا تبدیل به تاریخ شود. به این فرآیند که خاطره را تبدیل به تاریخ می‌کند تدوین می‌گوییم.

راستی‌آزمایی

راستی‌آزمایی در تاریخ شفاهی یک اصل است؛ اما اول این‌که همه جا تحقق نمی‌یابد و دوم این‌که همه جا هم لازم نیست. به طور مثال اگر فردی خاطره‌ای تعریف کرد که جز خودش کس دیگری در آن‌جا حضور نداشته یا افرادی که بودند به دلایلی چون فوت یا... دسترسی به آن‌ها امکان پذیر نیست، امکان راستی‌آزمایی این خاطره نیز وجود نخواهد داشت.

اما آیا باید تاریخ شفاهی را با این شک و شبهه‌ها باقی گذاشت؟ آیا با وجود این اعتباری برای تاریخ شفاهی وجود خواهد داشت؟ به قول معروف آیا خبر واحد حجت است؟ این‌ها مواردی است که در تدوین باید به آن‌ها جواب داده شود.

 

تحلیل

پیشتر بیان شد که تحلیل در برخی موارد به کار تاریخ شفاهی خواهد آمد. تحلیل‌های متناسب با سطح مسئولیت راوی در تاریخ شفاهی مورد استفاده قرار می‌گیرد اما به جز آن به درد این کار نخواهد خورد. این وظیفه مصاحبه‌کننده است که سؤالات تحلیلی را متناسب با سطح مسئولیت راوی از او بپرسد.

به طور مثال کتابی در ایران چاپ شده که راوی از شروع نهضت امام خمینی(ره) در سال 1342 خاطره و تحلیل گفته است اما راوی کتاب متولد سال 1340 است. این نشان می‌دهد که راه درستی برای انجام کار پیش گرفته نشده است.

تحلیل به عبارتی تعلیل است و به معنای علت‌یابی یک حادثه است و علت یک حادثه را کسی که در بطن آن حادثه است می‌تواند بیان کند.

تاریخ شفاهی به مثابه علم یا تاریخ شفاهی به مثابه روش

برخی معتقدند تاریخ شفاهی علم نیست و یک روش است اما در مقابل برخی دیگر اعتقاد دارند تاریخ شفاهی یک علم است. حدود 70-80 درصد از محققین خارج از کشور به خصوص کشورهای آمریکای لاتین ادعا می‌کنند که تاریخ شفاهی علم است؛ اما در ایران در این مورد هنوز خیلی بحث نشده است.

در این‌که تاریخ شفاهی علم باشد یا روش، تفاوتی در کلیات قضیه پیش نخواهد آورد؛ این مسئله تنها در بحث تدوین، تفاوت‌هایی دارد که در آن بخش به آن‌ها اشاره خواهد شد.

 

تاریخ شفاهی فردمحور و موضوع‌محور

پروژه‌های تاریخ شفاهی یا فردمحور هستند و یا موضوع‌محور؛ به عبارت دیگر موضوع پروژه یا یک فرد است یا یک واقعه و حادثه. به طور مثال وقتی برای ضبط خاطرات یک شخص اقدام می‌کنیم آن پروژه فردمحور خواهد بود، اما ممکن است زمانی موضوع پروژه یک واقعه (مثل عملیات والفجر8) باشد که در این صورت پروژه موضوع‌محور است.

اگر سوژه مورد نظر یک فرد باشد، سؤالات مصاحبه و تدوین بر اساس فرد انجام خواهد شد و اگر موضوع‌محور باشد، دیگر فرد مدخلیتی نخواهد داشت و سؤالات و تدوین بر اساس سوژه انجام می‌شود.

 

آخرین و کامل‌ترین تعریف تاریخ شفاهی

تاریخ شفاهی به معنی گردآوری سندهای شفاهی بر اساس مصاحبه هدفمند و آگاهانه است.



 
تعداد بازدید: 1923


نظر شما


20 دي 1401   16:50:25
محمدمهدی عبدالله‌زاده
سلام.
بسیار خوب. قابل ذکر است که فقط مطالبی که با مشهورات و یا اسناد و دیگر روایت‌ها همخوانی ندارد، نیاز به راستی‌آزمایی دارد.
 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 98

آن روز صبح که از سنگر بیرون آمدم جنازه آن افسر و گروهبان راکه به خاطر نماز خواندن گزارش کرده بودند دیدم: ستوان یکم عبدالرضا و گروهبان حسن. این گروهبان خبرچین بود که خبرها را به ستوان عبدالرضا می‌داد. من واقعه آن شب را نتوانستم برای کسی بیان کنم. خیلی دلم می‌خواست به آن پاسدار موتورسوار بگویم ولی فارسی نمی‌دانستم.