خاطرات ماشاءالله آخوندی


22 تیر 1405


حاج ماشاءالله آخوندی، از مؤسسان واحد تخریب در یگان‌های سپاه پاسداران خراسان، مهمان دویست‌وهشتادوششمین برنامه شب خاطره (آذر 1396) بود. او درباره سنگر پلنگ‌ها و مین کپسولی خاطره گفت. آخوندی گفت: «سنگر ما، سنگر پلنگ‌ها نام داشت، زیرا از چند بچه شرّ و بَلا با ظاهری بی‌نظم و لااُبالی تشکیل شده بود. من قبل از جنگ، درگیر کارهای فنی بودم. ما بسیجی‌های کوچه‌بازاری بودیم و آموزش نظامی ندیده بودیم. یک روز در سنگر بودیم و گرمای هوا 50 درجه بود. با عقل خودمان زمین را کندیم و آب درآوردیم که شور، اما سرد بود. به نوبت در سنگر به داخل آب می‌رفتیم تا خنک شویم. شهید محمد‌حسن نظرنژاد (بابانظر) پرسید چرا لباس‌های‌تان را در‌آورده‌اید؟ کلی سؤال کرد تا بداند چه کسی دستور داده است و ما تلاش می‌کردیم ثابت کنیم خودمان آن کار انجام داده‌ایم. روز قبل از آن برای باز و بسته کردن اسلحه با هم مسابقه می‌دادیم، رسیدیم به لحظه‌ای که اسلحه را جمع کنیم، شهید مهدی میرزایی؛ فرمانده تیپ امام موسی‌بن‌جعفر(ع) خشاب خالی را برداشت و خشاب پر را به جای آن گذاشت، من هم شلیک کردم و در همان زمان آقای نظرنژاد آمد. تیر از لای موهای سرش رد شد و با عصبانیت گفت: خدا لعنت‌تان کند، کار شما به جایی رسیده است که می‌خواهید ما را با تیر بزنید؟! من گفتم: آقا، شما تا الان کجا بودید؟ کی آمدید؟ ما در حال دادن مسابقه هستیم و از شانس شما این اتفاق افتاد. ولی‌الله چراغ‌چی؛ جانشین لشکر 5 نصر و از نخستین فرماندهان سپاه خراسان، ما را به همراه شهید میرزایی به میدان مین عراقی‌ها فرستاد. رفتیم و یک مین کپسولی آوردیم. تا آن زمان، مین ندیده بودیم. فقط ظاهر آن را به ما توضیح داده بودند. قرار بود آن را به قرارگاه و یگان‌های دیگر ببرند تا آنها ببینند که عراقی‌ها از چه چیزی استفاده کرده‌اند. می‌خواستیم قبل از این که مین را به فرمانده تحویل بدهیم، آن را کالبدشکافی‌ کنیم. وقتی آن را به داخل سنگر آوردم، از من پرسیدند که: این چیست؟ گفتم: خمپاره 60 است! چون اگر می‌گفتم که مین است، همه فرار می‌کردند».

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون 380 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه 1 مرداد ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.

آرشیو

 



 
تعداد بازدید: 12


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 5) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/38

در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه‌ و گویش‌ محلی چگونه رفتار کنیم؟
لهجه و گویش، بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایت‌ها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویش‌ها و لهجه‌های بومی نیز کمک می‌کند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.