تشریح «کاربرد تاریخ شفاهی در مدخل‌نویسی»

مریم اسدی جعفری

20 تیر 1405


مصاحبه‌های تاریخ شفاهی و اسناد در کنار هم؛ بهترین منابع برای تدوین مداخل

به گزارش سایت تاریخ شفاهی، کارگاه آموزشی «کاربرد تاریخ شفاهی در مدخل‌نویسی، با نمونه موردی: دایرة‌المعارف شهرستان سراب» با تدریس «دکتر ابوالفتح مؤمن» پژوهشگر تاریخ معاصر، سندپژوه و متخصص تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی، شامگاه چهارشنبه 10 تیر 1405، به همت بنیاد  دایرة‌المعارف اسلامی و به صورت برخط برگزار شد.

ابوالفتح مؤمن در آغاز این نشست، به تشریح کاربرد تاریخ شفاهی در مدخل‌نویسی پرداخت و گفت: «مدخل‌نویسی، مقاله علمی بدون ارزش‌گذاری و با تکیه بر منابع و اسناد، به شکل توصیفی، تشریحی و دارای اطلاعات جامع و مانع است. دانشنامه‌نویسی در شهرستان‌ها ‌باید دربرگیرنده شهرستان‌ و روستاهای تابعه باشد که شامل جغرافیای تاریخی، وجه تسمیه، ادیان، فرهنگ، مشاهیر، صنایع دستی، فرهنگ عامه و نام مکان‌ها و مسائلی از این قبیل است. تاریخ شفاهی، یکی از روش‌های جمع‌آوری داده‌های تاریخی است. به‌ویژه در زمینه تاریخ معاصر و جاهایی که دسترسی به جزئیات رخداد وجود ندارد؛ آن‌هم از زبان راویانی که خود، از شاهدان آن وقایع بوده‌اند که توسط مورخ پرسا در یک گفت‌وگوی تعاملی حاصل می‌شود. در تاریخ شفاهی با سه ضلع مواجه هستیم: ضلع اول؛ راوی، دوم؛ کارشناس تاریخ شفاهی و سوم؛ رویداد و موضوع که قرار است درباره آن صحبت شود. هرچند که بُن‌مایه تاریخ شفاهی، خاطرات است، ولی با خاطره‌نویسی، خاطره‌گویی و خاطره‌گیری متفاوت است. چون قرار است، با راستی‌آزمایی و گفت‌وگوی تعاملی و پویا، به یک دادۀ‌ تاریخی تبدیل شود. کارشناس تاریخ شفاهی و مصاحبه‌کننده ‌باید دارای ویژگی‌هایی چون: اِشراف بر موضوع، مدیریت زمان، فن مصاحبه، تعامل‌گرا و صبور بودن باشد. در عوض، مصاحبه‌شونده در بحث دانشنامه‎نویسی به‌ویژه در شهرستان‌ها و روستاها باید دارای اطلاعات کامل از رویدادها و شاهد وقایع بوده، قدرت بیان خاطرات و رویدادهای منطقه و روستا را داشته باشد.  بی‌طرف بودن به‌ویژه ناشی از مشکلات محلی و دعواهای ملکی و قومی و قبیله‌ای، اهل محل بوده و از معمرین روستا باشد تا با فرهنگ، آداب ‌و رسوم و دیگر مسائل روستا آشنایی داشته باشد. مصاحبه با افرادی که اطلاعات کامل‌تری نسبت به بقیه از تاریخ و رویدادها در روستا دارند – از جمله کدخدا، مشاوران خان، خوانین، خانه انصاف، انجمن ده، دهیار، شورای اسلامی، اعضای شرکت تعاونی روستا- درواقع کسانی هستند که قبلاً نیز فعالیت داشته و دارند. در این مصاحبه باید از روش توصیفی برای استخراج داده‌ها بهره گرفته شود و از کلماتی چون: چه، چگونه ، کی  و کجا استفاده شود و از کلمه‌ "چرا"  استفاده نشود. چرا که راوی، وارد مباحث تحلیلی می‌شود که موردنظر مصاحبه‌کننده نخواهد بود. روش‌های مصاحبه، مصاحبه فردی و حضوری و موضوع‌محور، مصاحبۀ گروهی یا بازخوانی که با حضور چند نفر، در مورد یک واقعه خاص انجام می‌شود و از مصلحت‌نگری‌ها، تبرئه کردن و فراموشی‌ها جلوگیری می‌کند».

وی افزود: «حالا مصاحبه را انجام داده‌ایم و می‌خواهیم، پیاده‌سازی کنیم. در حین پیاده‌سازی مصاحبه تاریخ شفاهی، باید لهجه‌ها، تلفظ‌ها و گویش‌ها حفظ شود. همچنین بهتر است، آن‌چه در زمان گفت‌وگو اتفاق می‌افتد [احساسات راوی] را در داخل پرانتز بنویسید. برای مثال، خنده یا عصبانی شدنِ راوی را بنویسید. شاید این سؤال پیش آید که من می‌خواهم مدخل‌نویسی کنم. این کارها به چه دردِ من می‌خورد؟ شما این مصاحبه را آرشیو می‌کنید و تنها برای مدخل‌نویسی شهرستان سراب استفاده نخواهد شد. شاید هزاران کار علمی و بهره‌برداری دیگر از این مصاحبه‌ها شود. شاید بعدها برای تاریخ‌نگاری محلی هم استفاده شود. پس شما یک منبع و دادۀ تاریخی تولید کرده‌اید که کاربردهای مختلفی دارد. منبعی غنی که برای آیندگان باقی خواهد ماند. بهتر است کسی که مصاحبه را انجام داده، متن را پیاده کند. در این صورت پیاده‌ساز، حضور ذهن دارد. خودش در جلسه بوده، تلفظ‌ها و گویش‌ها را می‌داند و دچار نقصان نمی‌شود. وقتی متن را پیاده می‌کند، تازه متوجه می‌شود در روایتِ راوی، چه نکات مبهمی باقی مانده است. بعد از پیاده‌سازی لازم است، با پرسش‌های جدید یا نکات جاافتاده، سراغ راوی برود و یک مصاحبه مجدد داشته باشد. وقتی مصاحبه اولیه را انجام دهید اما مصاحبه تکمیلی نگیرید، آن مصاحبۀ شما ارزشی نخواهد داشت. چون پُر از نقاط مبهم و تناقض‌آلود است. ولی وقتی مصاحبه مجدد انجام دادید، می‌توانید آن را تبدیل به دادۀ تاریخی کرده و بهترین بهره را ببرید. بعد از پیاده‌سازی، به تدوینِ متن می‌رسیم. شاید این مصاحبه‌ها را برای مدخل‌نویسی استفاده کنید، اما در آینده با مشورت دیگران تصمیم بگیرید تاریخ شفاهی شهرستان سراب را هم بنویسید و پروژه‌ای جداگانه برای آن طراحی کنید. برای مثال، نقش شهرستان سراب در دوره انقلاب اسلامی یا دفاع مقدس. بعد از پیاده‌سازی و حفظ اصالت بیان، ادبیات راوی، دقت در زبان و احساسات راوی، نوبت راستی‌آزمایی است. یعنی صحت مصاحبه‌ها را بر اساس اسناد می‌سنجید و راستی‌آزمایی می‌کنید. وقتی از تاریخ شفاهی در مدخل‌نویسی، کمک گرفتیم و به دادۀ تاریخی تبدیل کردیم، فراموش نکنیم که اساس کار در مدخل‌نویسی، اسناد است؛ به‌عبارت دیگر، کتاب‌ها، نسخه‌های خطی، روزنامه‌ها و یادداشت‌ها مهم‌ترین منابع به شمار می‌آیند. برای مثال مرحوم نیکبخت که فعالیت حزب دموکرات در شهرستان سراب را کار کرده و کتاب آن هم منتشر شده، بر مبنای اسناد مجلس شورای ملی، تنظیم شده است. این اسناد، اهمیت دارد. برای مثال، اسناد سازمان اسناد و کتابخانه ملی، مرکز مطالعات تاریخی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی و وزارت امور خارجه را ببینید. چون شهرستان سراب، در نوار مرزی قرار دارد».

ابوالفتح مؤمن در ادامه کارگاه آموزشی «کاربرد تاریخ شفاهی در مدخل‌نویسی با نمونه موردی: دایرة‌المعارف شهرستان سراب» به پرسش‌های حاضران درباره شیوه طراحی بسته‌های پرسشی باز و بسته و شیوه صحیح مصاحبه تاریخ شفاهی پاسخ داد و در باب سندپژوهی در حوزه مدخل‌نویسی سخن گفت.



 
تعداد بازدید: 6


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (3 + 6) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/38

در تدوین نهایی تاریخ شفاهی با لهجه‌ و گویش‌ محلی چگونه رفتار کنیم؟
لهجه و گویش، بخش جدایی‌ناپذیر تاریخ شفاهی هستند و ثبت روایت‌ها با زبان محلی، علاوه بر حفظ اصالت روایت، به صیانت و احیای گویش‌ها و لهجه‌های بومی نیز کمک می‌کند. با این حال، در تدوین نهایی که هدف آن ارائه متنی روان و منطبق با زبان معیار است، تداوم استفاده از لهجه محلی ممکن است درک متن را برای مخاطبان دشوار سازد.