پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/16
14 بهمن 1404
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
سؤال 16:
تاریخ شفاهی چه نسبتی با روایت رسمی رویدادهای تاریخی دارد؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 16:
حسن بهشتیپور
تاریخ شفاهی و تاریخ رسمی دو رویکرد مکمل و در عین حال گاه انتقادی در فهم گذشتهاند. تاریخ رسمی عمدتاً بر اسناد مکتوب، آرشیوهای دولتی و روایتهای مسلط تکیه دارد و میکوشد تصویری منسجم و ساختاریافته از رویدادهای تاریخی ارائه دهد، اما ممکن است تجربههای زیسته و صداهای حاشیهای را نادیده بگیرد. در مقابل، تاریخ شفاهی با تمرکز بر خاطرات و روایتهای فردی، تاریخ را از پایین به بالا روایت میکند و ابعاد انسانی، عاطفی و روزمره رویدادها را آشکار میسازد. این رویکرد میتواند کاستیها و سوگیریهای روایت رسمی را تصحیح یا متوازن کند و در مواردی روایتهای مسلط را به چالش بکشد. تعامل انتقادی میان این دو، امکان دستیابی به درکی چندلایه، پیچیدهتر و روشنگرانهتر از گذشته را فراهم میکند.
غلامرضا آذری خاکستر
تاریخ شفاهی در ایران در پیوندی تنگاتنگ با رویدادهای تاریخی شکل گرفته است. بهطوری که رویدادهایی چون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، بهعنوان دو واقعه مهم، بخش قابل توجهی از طرحها و پروژههای تاریخ شفاهی در ایران را تشکیل میدهند. بهطور طبیعی، بخش عمده توجه پژوهشگران این حوزه معطوف به رویدادهای تاریخی است. در این میان، روایتهای رسمی میتوانند بهعنوان بخشی از دادهها و اطلاعات اولیه، در ثبت و ضبط تاریخ شفاهی نقشآفرین باشند. با این حال، تفاوت اساسی تاریخ شفاهی با روایت رسمی در پرداختن به جزئیات، تجربهها و نانوشتههایی است که از حافظه و ذهن راوی استخراج میشود و امکان نگاهی چندلایه به رویدادهای تاریخی را فراهم میکند.
محمدمهدی عبداللهزاده
هدف تاریخنگار، بازسازی واقعیتهای تاریخی با دقت، بیطرفی و تکیه بر شواهد و اسناد معتبر است. در فرایند توسعه و رشد علم تاریخ، برخی صاحبنامان این رشته در اثر ضرورتِ ثبت و ضبط دقیقتر، سریعتر و همگانیترِ وقایع تاریخی به این نتیجه رسیدند که باید بهصورت جدیتر و اصولی از تاریخشفاهی نیز استفاده کرد؛ روشی که قبلاً هم از آن استفاده میشد. زیرا نباید تاریخ را تنها در اسناد مکتوب و یا قدیمی جستوجو کرد، بلکه ضمن استفاده از اسناد قدیمی و مکتوب باید به سراغ افرادی رفت که در صحنههای تاریخی و یا خلق آنها حضور داشته و یا شاهد وقایع بودهاند. بنابراین به لایههای زیرین جامعه نیز فرصت داده میشود تا در ساختن تاریخ مشارکت کنند. اینگونه است که تاریخشفاهی میتواند مقدمهای بر تاریخنگاری رسمی باشد.
غلامرضا عزیزی
در نظر (تئوری) گفته میشود، تاریخشفاهی منبعث از روایت رسمی رویدادهای تاریخی نیست. در واقع یکی از دلایل اهمیت و کارکرد تاریخشفاهی آن است که صدای افراد، گروهها و جوامعی شنیده شود که به هر دلیل در روایت رسمی تاریخ جای ندارند یا تجربه زیسته و عقاید آنها از زبان خودشان شنیده نمیشود. اما در عمل (واقعیت)، روایت مستقل از تاریخ در تاریخشفاهی، بسته به میزان آزادیهای موجود در هر کشور و شرایط و وضعیت روز سیاسی کشورها متفاوت است. از این رو است که ورود حکومتها و دولتها برای انجام پروژههای تاریخشفاهی در هر کجای دنیا، شائبه خوانش تاریخ با روایت رسمی را افزایش میدهد.
ابوالفتح مؤمن
تاریخ شفاهی شیوهای پژوهشی در تاریخ است که از گفتگوی قاعدهمند بین دو نفر درباره ابعاد مهم گذشته شکل میگیرد و برای ماندگاری ضبط میشود. این روش، روایت رخدادها را از منظر راوی و نقشآفرینان، همراه با عادات زبانی، مفروضات فرهنگی، احساسات و هیجانات شخصی او بیان میکند. دادههای شفاهی برای تبدیل شدن به سند تاریخی باید از فیلتر عقل و نقد عبور کنند. اگرچه تاریخ شفاهی گاهی در ذکر جزئیات زمان، مکان و اسامی دچار مشکل است، اما برخلاف روایت رسمی که بر اسناد مکتوب و اداری تکیه دارد، به بیان تجربههای طبقات فرودست و گروههای فراموششده میپردازد. تاریخ شفاهی با مقابله و راستیآزمایی، مکمل دادههای تاریخی، روایت رسمی و مطالعات میانرشتهای است.
شفیقه نیکنفس
روایت رسمی، روایتی است که بهوسیله نهادهای قدرت ساخته شده، گفتمان خاصی را تولید میکند که بر سایر گفتمانهای موجود در جامعه اثر گذاشته و میتواند موجب حذف یا خاموش شدن آنها بشود. خاطرههای تاریخ شفاهی گاه روایتی مستقل از روایت رسمی و حتی در تضاد با آن، گاه در تأیید روایت رسمی ارائه میشوند و گاه نیز دچار سکوت شده و توانایی به یاد آورده شدن را از دست میدهند. راهکار آن است که نسبت به تأثیر روایت رسمی بر خاطره فردی آگاه بود و از بسترهای شکلگیری خاطره غفلت نکرد و خاطره را با دیگر خاطرات فردی و اسناد و مدارک تطبیق داد و فضا و محیطی را که خاطره در آن بازآفرینی شده است را نیز در نظر گرفت و با بهکاربردن دیدگاهی انتقادی، از مجموع این عوامل به نتیجهای تحلیلی دست یافت.
حمید قزوینی
تاریخ شفاهی میتواند به روایت رسمی، نزدیک یا فاصله زیادی با آن داشته باشد. اساساً انسان موجودی غیر قابل پیشبینی است و هر کس روایت متکی به مشاهده و تجربه زیسته خود را بیان میکند. این شیوه تاریخنگاری کوشش میکند روایتی معتبر و مستقل، از گذشته ارائه کند. قاعدتاً هیچ پژوهشگری پیش از آغاز کار نمیداند محصول نهایی به کدام روایت نزدیک خواهد بود و چه نسبتی با آن دارد؟ گاهی روایت رسمی برای تقویت و اعتبار بخشی بیشتر به خود از تاریخ شفاهی بهره میبرد، اما اینکه تاریخ شفاهی به کدام روایت نزدیکتر است و چه نسبتی با آن ندارد، مشخص نیست.
ابوالفضل حسنآبادی
تعریف روایت رسمی و غیررسمی در تاریخ شفاهی دشوار است. یکی از مهمترین کارکردهای تاریخ شفاهی تولید روایتهای متکثر از یک موضوع است. هر نسبتی که محتوای خردهروایتهای شفاهی در برابر کلانروایت رسمی تاریخی پذیرفته شده در تعارض قرار گیرد از اهمیت بیشتری برای به چالش کشیدن و کشف و بهبود جنبههای مختلف یک حادثه تاریخی برخوردار است و به نسل های آینده این امکان را میدهد تا فارغ از روایتهای رسمی که در قالب برنامهها و انتشارات مختلف در هر دوره به نمایش در میآیند به راستیآزمایی و سنجش محتوای متناسب با تفکرات و ایدههای زمانِ خود بپردازد.
سید محمدصادق فیض
روایت رسمی را تاریخنگاران بر اساس اسناد رسمی و غیر رسمی حکومتها و افراد مرتبط با نظامات حاکم با و بدون سوگیری مینگارند و چندان توجهی به روایت سایر مردم، اعم از گروههای ذینفع اجتماعی و طبقات مختلف جامعه، ندارند؛ در حالی که تاریخ شفاهی اتفاقاً به سراغ کسانی میرود که در معرکهها حضور داشتهاند و نقشآفرین بودهاند؛ اما کمتر توجهی بدانها شده اثری از آنها در روایتهای رسمی دیده نمیشود. بهنوعی تاریخ غیر رسمی را شکل میدهند و چه بسا در تاریخنگاری آینده جایگاهی مستقل بیابد و طرف توجه خاص قرار گیرد.
هوش مصنوعی
تاریخ شفاهی و روایت رسمی رویدادهای تاریخی رابطهای پیچیده و اغلب مکمل دارند. روایت رسمی معمولاً بر اسناد مکتوب، گزارشهای دولتی و دیدگاههای کلان استوار است و کوششی برای ارائه یک چارچوب کلی و پذیرفتهشده از وقایع دارد. در مقابل، تاریخ شفاهی تجربههای زیسته، احساسات، خاطرات و جزئیات شخصی افراد را ثبت میکند که ممکن است در اسناد رسمی نادیده گرفته شوند. این روایتها میتوانند شکافهای روایت رسمی را پر کنند، دیدگاههای حاشیهای را برجسته سازند، یا حتی آن را به چالش بکشند. از سوی دیگر، روایت رسمی میتواند به تاریخ شفاهی زمینه و اعتبار بیشتری ببخشد. در نهایت، تلفیق هر دو رویکرد، تصویری جامعتر و چندوجهی از گذشته ارائه میدهد.
تعداد بازدید: 9
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/16
تاریخ شفاهی و تاریخ رسمی دو رویکرد مکمل و در عین حال گاه انتقادی در فهم گذشتهاند. تاریخ رسمی عمدتاً بر اسناد مکتوب، آرشیوهای دولتی و روایتهای مسلط تکیه دارد و میکوشد تصویری منسجم و ساختاریافته از رویدادهای تاریخی ارائه دهد، اما ممکن است تجربههای زیسته و صداهای حاشیهای را نادیده بگیرد. در مقابل، تاریخ شفاهی با تمرکز بر خاطرات و روایتهای فردی، تاریخ را از پایین به بالا روایت میکند و ابعاد انسانی، عاطفی و روزمره رویدادها را آشکار میسازد.





