خاطرات محسن زعیم‌زاده


08 بهمن 1404


محسن زعیم‌زاده، رزمنده دفاع مقدس، مهمان دویست‌وهشتادمین برنامه شب خاطره (خرداد 1396) بود. او درباره سوم خرداد روز آزادسازی خرمشهر خاطره گفت. زعیم‌زاده گفت: «خرمشهر، 578 روز دست عراقی‌ها بود. در آن روز‌ها شهر را با خاک یکسان کردند، اما دلاورمردان این مرز و بوم آن را از دست بعثی‌ها درآوردند. فردی عراقی را اسیر کردیم. او رو به ما کرد و گفت: می‌خواهم برای‌تان تعریف کنم چه بلایی بر سرتان آوردم و چه بلایی بر سرم آمد! او گفت: وقتی به خرمشهر حمله کردیم، خانه به خانه را خراب می‌کردیم و جلو می‌آمدیم. به یک خانه رسیدم و صدای بچه‌ای را شنیدم. از همرزمانم خواستم تا آن خانه را خراب نکنند. وارد خانه شدم و دیدم بچه‌ای دو سه ماهه در قنداق گریه می‌کند و پدر و مادرش به شهادت رسیده‌اند. من یک لحظه در دلم گفتم که خدایا من شیعه‌ هستم و فرزندی نیز ندارم، این بچه را ببرم و بزرگش کنم. با هزاران مشکل این بچه را داخل جعبه مهمات گذاشتم و به بصره آوردم. حدود یک هفته باید در بصره می‌ماندم تا پس از آن مرخصی بگیرم و به طرف بغداد حرکت کنم و بچه را به همسرم تحویل دهم. در آن یک هفته بچه را در سنگر نگه می‌داشتم و تنها برای آب و غذا دادن، او را بیرون می‌آوردم و سپس به داخل سنگر می‌بردم».

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون 376 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنج‌شنبه 7 اسفند 1404 برگزار می‌شود.

آرشیو

 



 
تعداد بازدید: 299


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/18

وقتی می‌پرسید آیا تاریخ شفاهی می‌تواند حامل اندیشه هم باشد یعنی اینکه در دل سؤال فرض گرفتید تاریخ شفاهی حامل اندیشه نیست، در حالی اگر تاریخ را علم بدانیم که هست، تاریخ شفاهی هم حتماً بخشی از علم تاریخ است و در ۱۷ سؤال‌های پیشین نشان داده شده که از جنبه‌های مختلف خردورزی و اندیشه‌ورزی و روش‌شناسی برخوردار است، فکر می‌کنم بهتر است در طراحی سؤال تجدیدنظر شود.