گزارش نشست تاریخ شفاهی خلیج فارس

لزوم تسریع در تأسیس «مرکز تاریخ شفاهی خلیج فارس»

گزارش و تنظیم: مریم اسدی جعفری

11 آبان 1405


به گزارش سایت تاریخ شفاهی، پنجمین نشست از سلسله نشست‌های هفته‌های پژوهش خلیج فارس با عنوان «تاریخ شفاهی خلیج فارس؛ ضرورت؛ ظرفیت‌ها و چشم‌اندازهای یک حوزه مطالعاتی، عصر روز سه‌شنبه پنجم آبان 1405 با سخنرانی دکتر ابوالفضل حسن‌آبادی، رئیس مرکز ترجمان معارف اسلامی آستان قدس رضوی، به صورت برخط و به همت گروه جریان‌های فکری پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار شد.

متن سخنرانی ابوالفضل حسن‌آبادی به شرح زیر است:

اهمیت و جایگاه خلیج فارس در پژوهش‌های تاریخی

اجازه بدهید بحث را با یک نکته آغاز کنم. وقتی از تاریخ خلیج فارس صحبت می‌کنیم، دقیقاً درباره چه محدوده‌ای حرف می‌زنیم؟ آیا منظورمان فقط چند استان ساحلی، مجموعه‌ای از جزایر یا یک پهنه جغرافیایی مشخص است؟ به نظرم خلیج فارس را باید فراتر از تقسیمات سیاسی و اداری امروز دید. خلیج فارس یک حوزه تاریخی و فرهنگی است؛ منطقه‌ای که در طول قرن‌ها، از طریق دریا، تجارت، مهاجرت، رفت‌وآمد خانواده‌ها و ارتباط میان بنادر و جزایر، شکل گرفته و استمرار یافته است. بنابراین اگر بخواهیم تاریخ آن را درست بشناسیم، باید این پیوستگی‌ها را در نظر بگیریم.

در تاریخ‌نگاری ایران، بیشتر مطالعات منطقه‌ای در چارچوب تقسیمات استانی انجام شده است. این نوع تاریخ‌نگاری ارزش و جایگاه خودش را دارد، اما برای شناخت خلیج فارس کافی نیست. تاریخ بندرها و جزایر را نمی‌توان جدا از یکدیگر مطالعه کرد. مناسبات تجاری، رفت‌وآمد دریانوردان، مهاجرت خاندان‌ها و ارتباط فرهنگی دو سوی آب، پدیده‌هایی هستند که از مرزهای اداری امروز فراتر می‌روند. به همین دلیل، معتقدم خلیج فارس می‌تواند یکی از مهم‌ترین و در عین حال بین‌المللی‌ترین حوزه‌های تاریخ‌نگاری ایران باشد.

اگر پژوهش‌های تاریخی انجام‌شده درباره مناطق مختلف ایران را بررسی کنیم، می‌بینیم که پژوهشگران خارجی در چهار قرن اخیر، توجه زیادی به خلیج فارس داشته‌اند. اهمیت جغرافیایی و راهبردی منطقه، حضور قدرت‌های دریایی و تجاری و پیوستگی تاریخی آن، زمینه این توجه را فراهم کرده است. حتی در برخی زمینه‌ها، حجم پژوهش‌های خارجی از کارهای داخلی بیشتر است. البته این سخن به معنای نادیده‌گرفتن پژوهش‌های ارزشمند داخلی نیست؛ مسئله این است که به نسبت اهمیت خلیج فارس، هنوز با کمبود پژوهشگر و تاریخ‌نگار متخصص روبه‌رو هستیم.

در سه دهه اخیر، بخشی از توجه به خلیج فارس به دلیل مسائل سیاسی و مناقشات مربوط به جزایر بوده است. این موضوع اهمیت خود را دارد، اما تاریخ خلیج فارس را نمی‌توان به تاریخ سیاسی و مناقشات محدود کرد. زندگی مردم، اقتصاد دریا، تجارت، مهاجرت، فرهنگ، زبان، آیین‌ها و مناسبات اجتماعی نیز بخش مهمی از تاریخ این منطقه‌اند. شاید وقت آن رسیده باشد که همایش‌ها و فعالیت‌های متعدد این حوزه را نیز آسیب‌شناسی کنیم و ببینیم تا چه اندازه به مستندسازی و تولید تاریخ منطقه‌ای کمک کرده‌اند.

اسناد خارجی و ضرورت تاریخ شفاهی

از نظر منابع و اسناد، خلیج فارس وضعیت نسبتاً خوبی دارد. اسناد کمپانی هند شرقی، گزارش‌های کنسولی انگلیس و منابع پرتغالی - به ‌ویژه برای چهار قرن اخیر- مجموعه‌ای غنی در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند. در داخل کشور نیز ظرفیت‌هایی مانند شعبه اسناد و کتابخانه ملی در بوشهر، مرکز ایران‌شناسی، فعالیت‌های دانشگاهی مانند: گروه تاریخ دانشگاه بوشهر و برنامه‌های مرتبط با تاریخ شفاهی همچون تاریخ شفاهی جنگ و انقلاب، بستر مناسبی را برای فعالیت‌های خلیج فارس‌شناسی فراهم کرده است.

اما یک پرسش اساسی مطرح است. با وجود این همه منبع و ظرفیت، چرا هنوز تصویر روشنی از وضعیت تاریخ شفاهی خلیج فارس وجود ندارد؟ اگر در بیست سال گذشته، موضوع ثبت تاریخ شفاهی منطقه، به ‌صورت هدفمند و منسجم دنبال می‌شد، امروز باید دست‌کم 10هزار ساعت مصاحبه درباره خلیج فارس و جزایر آن در اختیار ‌داشتیم و می‌توانستیم بگوییم، بخش مهمی از حافظه تاریخی منطقه را در یک آرشیو مرکزی ثبت کرده‌ایم. متأسفانه چنین مجموعه منسجمی نداریم. تأکید می‌کنم که این حرف، به معنای نادیده‌گرفتن مصاحبه‌ها و فعالیت‌های انجام‌ شده نیست؛ حتماً کارهایی صورت گرفته، اما بیشتر پراکنده بوده و کمتر در قالب یک برنامه مشترک و هدفمند قرار گرفته است. امروز اگر بپرسیم چه تعداد مصاحبه درباره خلیج فارس انجام شده است، این مصاحبه‌ها کجا نگهداری می‌شوند، چه موضوعاتی را پوشش می‌دهند و چه میزان از آن‌ها در دسترس پژوهشگران قرار دارد، آیا می‌توانیم گزارش دقیق و مستندی ارائه کنیم؟ به نظر من پاسخ روشن نیست. همین مسئله نشان می‌دهد که مشکل، فقط کمبود مصاحبه نیست؛ ما در شناسایی، تجمیع، آرشیو و دسترس‌پذیر کردن منابع نیز ضعف داریم.

این‌جاست که اهمیت تاریخ شفاهی روشن می‌شود. تاریخ شفاهی فقط ضبط خاطرات افراد نیست. این روش به ما امکان می‌دهد به تجربه گروه‌هایی دسترسی پیدا کنیم که در اسناد رسمی، کمتر دیده شده‌اند. بسیاری از اطلاعات مربوط به زندگی دریایی، شیوه‌های معیشت، مهارت‌های بومی، روابط خانوادگی، مهاجرت و فرهنگ کار در بندرها، در حافظه و تجربه مردم باقی مانده است. اگر این اطلاعات ثبت نشود، بخشی از تاریخ منطقه را از دست خواهیم داد.

از طرف دیگر، اسناد موجود درباره خلیج فارس، به‌ویژه اسناد خارجی، عمدتاً با اهداف اداری، تجاری یا سیاسی تولید شده‌اند. این اسناد بسیار ارزشمندند، اما باید توجه کنیم که نویسنده آن‌ها چه کسی بوده، با چه هدفی گزارش نوشته و از چه موقعیتی به جامعه مورد مطالعه نگاه کرده است. نمی‌توان هر سندی را بدون توجه به شرایط تولید آن، بازتاب کامل واقعیت دانست. تاریخ شفاهی می‌تواند در کنار این اسناد، تجربه و نگاه مردم منطقه را وارد پژوهش کند. البته روایت شفاهی هم عین واقعیت تاریخی نیست. خاطره ممکن است با گذشت زمان تغییر کند و هر راوی از زاویه تجربه و موقعیت خودش گذشته را به یاد بیاورد. بنابراین، وظیفه پژوهشگر این است که روایت‌ها را با اسناد، عکس‌ها، مطبوعات و روایت‌های دیگر مقایسه کند. حتی اختلاف روایت‌ها هم می‌تواند برای ما معنا داشته باشد؛ زیرا نشان می‌دهد افراد و گروه‌های مختلف چگونه یک رویداد را تجربه یا تفسیر کرده‌اند. ارزش تاریخ شفاهی در همین امکان شناخت چندصدایی گذشته است.

وضعیت تاریخ شفاهی در کشورهای حاشیه خلیج فارس

نکته دیگری که باید به آن توجه کنیم، ماهیت بین‌المللی تاریخ خلیج فارس است. ما با منطقه‌ای روبه‌رو هستیم که کشورهای پیرامون آن، با وجود مرزهای سیاسی و تفاوت‌های امروز، در گذشته اشتراکات و ارتباطات گسترده‌ای داشته‌اند. مهاجرت، تجارت، ازدواج، رفت‌وآمد دریانوردان و پیوندهای خانوادگی، تاریخ مشترکی ایجاد کرده است. این بخش از تاریخ را کمتر بررسی کرده‌ایم.

در سال‌های اخیر، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز به تاریخ شفاهی توجه ویژه‌ای نشان داده‌اند. در امارات متحده عربی، بنا بر آمار مطرح‌شده، طی چند دهه اخیر ۹۱۳ مصاحبه انجام شده است. بخش مهمی از این فعالیت‌ها به هویت تاریخی و دریایی اختصاص داشته است. موزه ملی قطر نیز در دو دهه اخیر، بیش از ۵۰۰ ساعت مصاحبه درباره خانواده‌ها و مکان‌ها انجام داده است. دانشگاه آمریکایی کویت از سال ۲۰۲۰ پروژه‌ای با عنوان «حافظه مکانی به روایت شهر» را دنبال کرده و در حوزه فولکلور نیز فعالیت‌هایی داشته است. قطر هم نشست‌ها و برنامه‌هایی در زمینه اسناد و تاریخ شفاهی برگزار کرده است.

این نمونه‌ها را باید جدی گرفت. مسئله فقط تعداد مصاحبه‌ها نیست؛ مهم این است که این کشورها برای ثبت حافظه تاریخی، معرفی هویت خود و ایجاد آرشیو سرمایه‌گذاری کرده‌اند. البته ایران از نظر وسعت سرزمینی، تنوع فرهنگی، سابقه تاریخی و ظرفیت‌های پژوهشی، موقعیت متفاوت و گسترده‌تری دارد. پرسش این است که چرا ما با وجود این ظرفیت‌ها، هنوز نتوانسته‌ایم برنامه‌ای منسجم و قابل ارزیابی برای تاریخ شفاهی خلیج فارس داشته باشیم؟ آمارهای یاد شده نیز برای استفاده رسمی باید با گزارش‌های اصلی این نهادها تطبیق داده شوند.

چرا به یک مرکز منطقه‌ای نیاز داریم؟ به نظر من، پاسخ این پرسش روشن است: فعالیت‌های پراکنده کافی نیست. ما به مرکزی نیاز داریم که بتواند ظرفیت‌های موجود را شناسایی و به هم متصل کند و برای آینده برنامه داشته باشد. تنوع قومی، جمعیتی، زبانی و فرهنگی خلیج فارس بسیار زیاد است. حافظه مکانی، تاریخ اجتماعی، اقتصاد دریا و پیوندهای انسانی دو سوی آب، همگی موضوعاتی هستند که می‌توانند در قالب پروژه‌های تاریخ شفاهی دنبال شوند.

یک نکته را هم باید روشن کنیم. منظور از مرکز منطقه‌ای، ایجاد یک تشکیلات اداری تازه یا افزودن نام یک مرکز به فهرست نهادها نیست. مرکز باید مسئله مشخص و مأموریت علمی روشن داشته باشد. نخست باید بداند چه منابعی وجود دارد، چه کارهایی انجام شده، چه کسانی در این حوزه فعالیت می‌کنند و چه خلأهایی باقی مانده است. سپس باید بتواند پروژه‌های مشترک تعریف کند، مصاحبه‌ها را با استانداردهای علمی انجام دهد، منابع را آرشیو کند و دسترسی پژوهشگران را فراهم آورد.

نکته مهم دیگر آن است که نباید تاریخ خلیج فارس به تاریخ‌نگاری استانی محدود شود. هر استان ساحلی می‌تواند تاریخ محلی خود را داشته باشد. اما مرکز منطقه‌ای باید ارتباط میان این تاریخ‌ها را بررسی کند. اگر هر بخش فقط در محدوده جغرافیایی خودش کار کند، ممکن است پیوستگی تاریخی منطقه از نظر دور بماند. ما باید یک گام جلوتر رفته و خلیج فارس را به‌ عنوان یک حوزه مطالعاتی مستقل و مرتبط با جهان پیرامون آن ببینیم.

موضوع دسترسی بین‌المللی به منابع نیز اهمیت زیادی دارد. در دنیای امروز، تولید منبع به ‌تنهایی کافی نیست؛ باید امکان شناسایی و استفاده از آن نیز فراهم شود. همکاری آرشیو ملی قطر با آرشیو ملی انگلستان برای تهیه و دیجیتال‌سازی اسناد کمپانی هند شرقی، نمونه‌ای قابل توجه از این فعالیت‌هاست. بخشی از این اسناد به ایران مربوط می‌شود. این تجربه نشان می‌دهد که کشورها برای دسترسی به منابع تاریخی و ایجاد زیرساخت آرشیوی سرمایه‌گذاری می‌کنند. ما نیز باید منابع خود را شناسایی، حفاظت و در چهارچوبی قابل استفاده برای پژوهشگران عرضه کنیم.

عدم برنامه‌ریزی در این زمینه باعث می‌شود تا دیگران، روایت تاریخی خود را تولید و منتشر کنند. این مسئله را نباید فقط از زاویه رقابت سیاسی دید. هر نهادی که منابع را گردآوری، توصیف و منتشر می‌کند، در شکل‌گیری پرسش‌ها و روایت‌های آینده تاریخ نیز اثرگذار است. بنابراین، دسترسی به منابع و حضور فعال در عرصه پژوهش بین‌المللی، بخشی از مسئولیت علمی ماست.

ظرفیت‌های تاریخ شفاهی خلیج فارس

چه موضوعاتی باید در اولویت قرار گیرد؟ موضوع‌های تاریخ شفاهی خلیج فارس بسیار متنوع هستند. از «غواصی و صید مروارید» گرفته تا «دریانوردی و ناخدایان»، «لنج‌سازی و صنایع دریایی»، «بندر و تجارت»، «مهاجرت»، «نفت و شهرهای صنعتی»، «زنان و زندگی روزمره»، «جنگ و دفاع دریایی»، «موسیقی، زبان و آیین‌ها». هرکدام از این موضوع‌ها می‌تواند به یک پروژه مستقل و در عین حال مرتبط با طرح کلی تاریخ منطقه تبدیل شود. برای مثال، در حوزه غواصی و مروارید، فقط نباید به خاطرات چند غواص بسنده کنیم. باید نظام کار، تقسیم وظایف، مناسبات اقتصادی، ابزارها، اصطلاحات حرفه‌ای، خطرهای دریا و جایگاه این فعالیت در زندگی خانواده‌ها را ثبت کنیم. در موضوع لنج‌سازی نیز دانش استادکاران، شیوه انتقال مهارت، تغییر مواد و ابزار و ارتباط این صنعت با تجارت دریایی اهمیت دارد. در حوزه نفت و شهرهای صنعتی هم باید تجربه کارگران، خانواده‌ها و ساکنان شهرهایی را ثبت کنیم که زندگی‌شان با تحولات صنعت نفت تغییر کرده است.

موضوع مهاجرت و رفت‌وآمد اقوام میان دو سوی خلیج فارس نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. باید بپرسیم خاندان‌هایی که در گذشته در این منطقه زندگی می‌کردند چه کسانی بودند، در کدام بندرها و جزایر حضور داشتند، چه زمانی مهاجرت کردند، چه مشاغلی داشتند و نسل‌های بعدی آن‌ها اکنون کجا زندگی می‌کنند. این پرسش‌ها فقط به خاندان‌نگاری محدود نیست؛ از طریق آن‌ها می‌توان شبکه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منطقه را شناخت. در کنار این موضوعات، نباید زنان و زندگی روزمره را فراموش کنیم. تاریخ منطقه فقط تاریخ ناخدایان، بازرگانان و حاکمان نیست. تجربه زنان در خانواده‌های ساحلی، نقش آن‌ها در اقتصاد و معیشت، آیین‌ها، خوراک، پوشاک، موسیقی و شیوه‌های انتقال فرهنگ نیز بخشی از تاریخ خلیج فارس است. اگر این صداها ثبت نشوند، آرشیو ما همچنان تصویری ناقص از گذشته خواهد داشت.

ایجاد یک آرشیو مرکزی و مرکز تاریخ شفاهی، الزامات خاص خود را دارد. اگر بخواهیم چنین مرکزی ایجاد کنیم، به نظرم باید کار را با تشکیل یک هسته کوچک و تخصصی آغاز کنیم. در گام اول، لازم است همه فعالیت‌های انجام‌شده شناسایی شوند. باید بدانیم چه تعداد مصاحبه در دانشگاه‌ها، مراکز اسنادی، نهادهای فرهنگی و نزد پژوهشگران وجود دارد. موضوع، زمان و مکان مصاحبه‌ها چیست و چه میزان از آن‌ها قابل دسترسی است. این مرحله به ما کمک می‌کند از دوباره‌کاری جلوگیری کنیم و خلأهای واقعی را بشناسیم. در گام بعد، باید اولویت‌های پژوهشی و جغرافیایی تعیین شود. نمی‌توان همه موضوعات را همزمان و با یک کیفیت دنبال کرد. بهتر است چند پروژه نمونه، با موضوعات و گروه‌های اجتماعی متفاوت، تعریف شود تا هم روش کار روشن شود و هم نیروهای محلی آموزش ببینند. در کنار آن باید نظامی برای ثبت مشخصات مصاحبه، نگهداری فایل‌ها، پیاده‌سازی، نمایه‌سازی و دسترسی پژوهشگران طراحی شود.

پیشنهاد من این است که برای مرکز، یک نقشه راه پنج‌ساله تدوین شود. سال نخست به شناسایی منابع و فعالیت‌های موجود، تشکیل هسته علمی و تدوین استانداردها اختصاص یابد. در سال دوم، آرشیو دیجیتال و آموزش مصاحبه‌گران محلی شکل بگیرد و پروژه‌های نمونه آغاز شود. در سال سوم، پروژه‌ها گسترش پیدا کنند و همکاری میان دانشگاه‌ها و مراکز آرشیوی سامان یابد. در سال چهارم، طرح‌های مشترک و تطبیقی درباره پیوندهای تاریخی دو سوی خلیج فارس دنبال شود و در سال پنجم، دستاوردها ارزیابی شوند و برنامه دوره بعد تدوین شود. در این برنامه، تعداد ساعت مصاحبه یک شاخص مهم است، اما تنها شاخص نیست. باید ببینیم چه گروه‌هایی پوشش داده شده‌اند، چه تعداد از مصاحبه‌ها پردازش و نمایه‌سازی شده‌اند، پژوهشگران چقدر به آن‌ها دسترسی دارند و چه آثار علمی بر پایه این منابع تولید شده است. اگر فقط به افزایش تعداد ساعت‌ها توجه کنیم، ممکن است با انبوهی از فایل‌های ضبط‌شده روبه‌رو شویم که امکان استفاده پژوهشی از آن‌ها فراهم نیست. با این ‌حال، هدف کمی نیز لازم است. من معتقدم اگر در چهار تا پنج سال آینده نتوانیم دست‌کم 20هزار ساعت مصاحبه درباره خلیج فارس و حوزه‌های مرتبط با آن انجام دهیم، باید درباره جدیت و توان اجرایی خودمان تردید کنیم. البته این هدف زمانی معنا دارد که هم‌زمان برای پردازش، حفاظت و دسترس‌پذیری مصاحبه‌ها نیز برنامه داشته باشیم.

جمع‌بندی و طرح یک مطالبه

اجازه بدهید در پایان دوباره به پرسش نخست برگردم. خلیج فارس از نظر تاریخی، فرهنگی و راهبردی چه جایگاهی دارد و ما برای ثبت و شناخت این میراث چه کرده‌ایم؟ به نظر من، خلیج فارس یکی از اولویت‌های اصلی تاریخ‌پژوهی ایران است. منابع مکتوب و اسناد خارجی فراوانی داریم، اما بخش مهمی از تجربه تاریخی مردم منطقه هنوز ثبت نشده است. بسیاری از کسانی که دانش و خاطره زندگی دریاپایه را در اختیار دارند، در سنینی هستند که فرصت ثبت روایت‌هایشان محدود است. اگر امروز اقدام نکنیم، فردا ممکن است بخشی از این حافظه را برای همیشه از دست بدهیم. تأکید من این است که تاریخ شفاهی خلیج فارس نباید به چند پروژه پراکنده و مصاحبه موردی محدود بماند. ما به یک برنامه پایدار، همکاری میان نهادها و مرکزی نیاز داریم که مسئولیت شناسایی، ثبت، حفاظت، تحلیل و انتشار منابع را بر عهده بگیرد. چنین مرکزی باید از ظرفیت دانشگاه‌ها، آرشیوها، پژوهشگران و نیروهای محلی استفاده کند و در عین حال، استقلال و اعتبار علمی خود را حفظ کند. پیشنهاد مشخص من تشکیل هرچه سریع‌تر یک هسته مشترک برای طراحی و راه‌اندازی مرکز منطقه‌ای تاریخ شفاهی خلیج فارس است. این هسته باید در نخستین مرحله، گزارشی از وضعیت موجود تهیه کند و بر اساس آن، برنامه پنج‌ساله و پروژه‌های اولویت‌دار را پیشنهاد دهد. مهم این است که از همین امروز کار را آغاز کنیم و اجازه ندهیم فرصت‌های باقی‌مانده نیز از دست برود.

ما درباره منطقه‌ای صحبت می‌کنیم که تاریخ آن فقط متعلق به گذشته نیست؛ بخشی از هویت امروز و آینده ما نیز به آن پیوند خورده است. مسئولیت ما این است که این تاریخ را با روش علمی ثبت کنیم، منابع آن را در دسترس قرار دهیم و امکان شناخت دقیق‌تر آن را برای نسل‌های آینده فراهم آوریم. امیدوارم این بحث در حد یک سخنرانی باقی نماند و به تصمیم و همکاری عملی برای تأسیس مرکز تاریخ شفاهی خلیج فارس منجر شود.



 
تعداد بازدید: 14


ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید


         

اشتراک‌گذاری


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (4 + 1) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه هشتم: قراردادِ اعتمادِ پیشینی

پیش‌مصاحبه نه یک مقدمه تشریفاتی، بلکه «قراردادِ اعتمادِ پیشینی» است که تمام مراحل بعدی تاریخ شفاهی بر آن استوار می‌شود؛ در این جلسه، مصاحبه‌گر و راوی هم‌زمان سه فرایند را طی می‌کنند: «شناخت متقابل» (ارزیابی توان، روحیات، محدودیت‌ها و سبک گفتاری)، «قاعده‌گذاری» (تعیین اهداف، چارچوب، حقوق، تفاهم‌نامه و شرایط فنی)، و «همدلی‌سازی» (کاهش اضطراب، افزایش انگیزه و باور به اهمیت روایت شخصی).

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید