پرسش بنیادی در حوزه تاریخ شفاهی - 1
10 پرسش اساسی در تاریخ شفاهی
محمدمهدی عبداللهزاده
29 مهر 1405
این متن به درخواست سایت تاریخ شفاهی ایران و در پاسخ به «فراخوان پرسش بنیادی در حوزه تاریخ شفاهی» دریافت شده است. نویسنده در آن، 10 پرسش کلیدی را که به گمان او هر پژوهشگر، مصاحبهگر و علاقهمند به تاریخ شفاهی باید درباره آنها بیندیشد، مطرح کرده و برای هر پرسش در حدود 200 کلمه پاسخ نوشته است. مطالب ارسالی با نام و قلم نویسنده و بدون ویرایش در سایت تاریخ شفاهی منتشر میشود. امید است این فراخوان، زمینهساز گفتوگویی گستردهتر میان صاحبنظران و علاقهمندان این حوزه باشد. در این نوبت، پرسش و پاسخهای آقای محمدمهدی عبداللهزاده را میخوانیم و از همراهی ایشان صمیمانه سپاسگزاریم.
***
1. ضرورت جلسه پیش از شروع مصاحبه در تاریخ شفاهی چیست؟
هر پروژه تاریخ شفاهی هنگامی میتواند به اهداف خود دست یابد که بر اساس یک طرح مشخص و با رعایت اصول و چارچوبهای پذیرفتهشده در این حوزه پیش برود. یکی از مراحل مهم این فرایند، برگزاری جلسهای پیش از آغاز مصاحبه اصلی است. این جلسه فرصتی است برای آنکه مصاحبهگر، پیش از ورود به فرایند ثبت خاطرات، اطلاعات ضروری را در اختیار مصاحبهشونده قرار دهد و درباره چگونگی انجام کار با او به توافق برسد.
در آغاز این جلسه، مصاحبهگر باید خود را معرفی کند و درباره نهاد، سازمان، مؤسسه یا مرکز پشتیبان طرح، اهداف پروژه و علت انتخاب مصاحبهشونده توضیحاتی ارائه دهد. همچنین لازم است محورهای کلی مصاحبه، موضوعاتی که قرار است درباره آنها گفتوگو شود و تعداد تقریبی جلسات مورد نیاز برای راوی تشریح شود. این توضیحات، علاوه بر آنکه ابهامهای احتمالی را برطرف میکند، در ایجاد اعتماد میان مصاحبهگر و مصاحبهشونده نیز نقش دارد.
در این جلسه باید درباره نحوه انجام مصاحبه، صوتی یا تصویری بودن ضبط، زمان و مکان جلسات، چگونگی برخورد با اطلاعات محرمانه، محل نگهداری فایلها و سوابق مصاحبه و نیز نحوه استفاده و انتشار آنها توافق حاصل شود.
همچنین لازم است برای مصاحبهشونده روشن شود که هدف مصاحبه، فراهم کردن فرصتی است تا او با آرامش و به زبان خود، وقایعی را که دیده، شنیده یا تجربه کرده است روایت کند. مصاحبهشونده باید بداند که در صورت تمایل میتواند از پاسخ دادن به هر پرسشی که پاسخ آن را مناسب نمیداند، خودداری کند.
از سوی دیگر، بهتر است در همین جلسه از مصاحبهشونده خواسته شود اسناد، نامهها، مدارک، عکسها و سایر موادی را که به موضوع خاطرات او مربوط است یا میتواند به یادآوری جزئیات کمک کند، برای استفاده در جلسات مصاحبه آماده کند.
2. ویژگیهای لازم مصاحبهشونده در تاریخ شفاهی چیست؟
انتخاب مصاحبهشونده مناسب یکی از عوامل مهم موفقیت یک پروژه تاریخ شفاهی است. برخورداری راوی از شرایط مناسب، تأثیر مستقیمی بر کیفیت اطلاعات، عمق روایت و امکان دستیابی پروژه به اهداف خود دارد. مهمترین ویژگیهای مورد نیاز را میتوان در سه حوزه شناختی، عاطفی و روانی ـ حرکتی بررسی کرد.
در حوزه شناختی، مصاحبهشونده باید خود شاهد، مشارکتکننده یا بهنحوی درگیر با موضوع مورد مطالعه بوده باشد. همچنین باید از حافظهای برخوردار باشد که بتواند تا حد قابل قبولی جزئیات وقایع، رویدادها، زمانها، مکانها و اشخاص مرتبط با موضوع را به یاد آورد. یکی از ارزشهای تاریخ شفاهی، ثبت جزئیاتی است که ممکن است در اسناد مکتوب موجود نباشند. البته فراموشی بخشی طبیعی از فرایند حافظه است و نباید انتظار داشت راوی همه جزئیات را بدون خطا به یاد آورد.
در حوزه عاطفی، مهمترین ویژگی، انگیزه و رغبت مصاحبهشونده برای شرکت در مصاحبه است. مشارکت اجباری یا وعدههایی که با ماهیت پژوهش سازگار نیستند، با اصول اخلاق پژوهش منافات دارند و نمیتوانند زمینهساز یک مصاحبه مطلوب باشند. راوی همچنین باید بتواند هنگام بیان خاطرات حساس و عاطفی، تا حد امکان بر هیجانات خود مسلط باشد و روایت را ادامه دهد.
در حوزه روانی ـ حرکتی، راوی علاوه بر برخورداری از حافظه مناسب، باید توانایی بیان خاطرات خود را با زبانی قابل فهم داشته باشد. تعاملپذیری و مشارکت فعال در گفتوگو نیز از ویژگیهای مهم اوست؛ زیرا تاریخ شفاهی صرفاً پاسخ دادن به مجموعهای از پرسشها نیست، بلکه فرایندی تعاملی میان راوی و مصاحبهگر است.
3. اصول طرح سؤالات در مصاحبه تاریخ شفاهی کدام است؟
مصاحبه، قلب هر پروژه تاریخ شفاهی است؛ زیرا کیفیت آن تأثیر مستقیمی بر میزان دستیابی پروژه به اهداف خود دارد. بااینحال، یک مصاحبه موفق صرفاً به طرح پرسشهای مناسب وابسته نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از اقدامات مقدماتی است؛ از جمله شناخت نسبی مصاحبهشونده، مطالعه موضوع، گردآوری اطلاعات مقدماتی و آگاهی دقیق از اهداف مصاحبه.
مصاحبهگر باید در جریان مصاحبه کمتر سخن بگوید و بیشتر گوش دهد. پرسشها نیز باید هدفمند و در راستای اهداف پروژه باشند. پرسش خوب، صرفاً برای دریافت یک پاسخ کوتاه مطرح نمیشود؛ بلکه باید راوی را به یادآوری، توصیف، توضیح و روایت کردن تشویق کند.
مصاحبهگر لازم است پیش از هر جلسه، فهرستی از پرسشهای اساسی و فرعی را تهیه کند. پرسشهای هر جلسه باید بر اساس اهداف کلی پروژه و اطلاعات بهدستآمده از جلسات پیشین طراحی شوند. بااینحال، این فهرست نباید مصاحبه را به یک گفتوگوی کاملاً از پیش تعیینشده تبدیل کند. در جریان مصاحبه ممکن است پاسخ راوی نکتهای تازه را آشکار کند که نیازمند طرح پرسشهای جدید باشد.
پرسشهای بازپاسخ، بهویژه در آغاز مصاحبه، فرصت بیشتری برای روایت کردن در اختیار راوی قرار میدهند و مانع از آن میشوند که مصاحبه به شکل بازجویی درآید. پرسشها باید کوتاه، روشن و فاقد القای پاسخ باشند.
از سوی دیگر، میزان جزئیات در روایت افراد یکسان نیست. برخی راویان خاطرات خود را با جزئیات فراوان بیان میکنند؛ اما اگر راوی چنین عادتی نداشته باشد، مصاحبهگر باید با طرح پرسشهای تکمیلی، جزئیات مربوط به زمان، مکان، اشخاص، چگونگی وقوع رویداد و شرایط پیرامونی آن را روشن کند.
4. مدیریت جلسات مصاحبه در تاریخ شفاهی باید چگونه باشد؟
هر پروژه تاریخ شفاهی مجموعهای از اجزای مرتبط با یکدیگر است و هنگامی میتواند به اهداف خود برسد که این اجزا هماهنگ و در یک جهت عمل کنند. در این میان، جلسات مصاحبه از اهمیت ویژهای برخوردارند؛ زیرا بخش مهمی از دادههای پروژه در همین جلسات تولید و ثبت میشود.
شیوه رفتار و مدیریت مصاحبهگر میتواند فضای جلسه را بهگونهای شکل دهد که مصاحبهشونده با آرامش، اطمینان و رغبت به پرسشها پاسخ دهد. ایجاد چنین فضایی به معنای صمیمیت بیحدومرز یا کنار گذاشتن چارچوب پژوهش نیست؛ بلکه مقصود، برقراری رابطهای انسانی، محترمانه و حرفهای است.
طرح پرسشهای مناسب، مدیریت زمان، تنظیم روند گفتوگو، حفظ رابطه انسانی متعادل با راوی و توجه مستمر به اهداف پروژه، از مهمترین وظایف مصاحبهگر در مدیریت جلسه است.
مدیریت موفق مصاحبه تا حد زیادی به اقداماتی بستگی دارد که پیش از شروع آن انجام شده است. مصاحبهگر باید آشنایی نسبی با شخصیت، زندگی، سوابق، حساسیتها و نقاط عطف زندگی مصاحبهشونده داشته باشد و اهداف اصلی مصاحبه را نیز بهروشنی مشخص کرده باشد. این اطلاعات، زمینه طرح پرسشهای مناسب را فراهم میکنند.
همچنین انتخاب مکان مناسب و اطمینان از آمادهبهکار بودن تجهیزات ضبط صوتی و تصویری، از بروز مشکلات فنی و حاشیهای در جریان مصاحبه جلوگیری میکند.
پس از آغاز مصاحبه، مصاحبهگر باید با دقت به پاسخهای راوی گوش دهد و علاوه بر محتوای سخنان، به زبان بدن و واکنشهای او نیز توجه داشته باشد. قطع مکرر کلام راوی میتواند جریان طبیعی روایت را مختل کند؛ بنابراین مصاحبهگر باید با صبر و حوصله اجازه دهد او سخن خود را کامل کند. تنها در مواردی که راوی از موضوع اصلی فاصله میگیرد یا پاسخ او نیازمند هدایت است، باید با ظرافت و ادب گفتوگو را به مسیر مورد نظر بازگرداند.
5. تبدیل متن گفتاری مصاحبه در تاریخ شفاهی به فارسی معیار چگونه است؟
مصاحبه تاریخ شفاهی پس از ضبط باید بهدقت پیاده و به متن مکتوب تبدیل شود. متن گفتاری راوی معمولاً ویژگیهای خاص زبانی، از جمله لحن، گویش، لهجه و اصطلاحات محلی را در خود دارد. این ویژگیها ممکن است حامل اطلاعات عاطفی، فرهنگی و اجتماعی ارزشمندی باشند و بنابراین نباید بدون توجه به اهمیت آنها حذف شوند.
در مرحله تدوین و آمادهسازی متن برای انتشار، میتوان متن گفتاری را به فارسی معیار نزدیک کرد؛ اما این کار باید بهگونهای انجام شود که هویت و صدای راوی از بین نرود.
فارسی معیار، زبان مشترک نوشتار رسمی، آموزش، رسانهها و متون علمی است و استفاده از آن میتواند فهم متن را برای مخاطبان فارسیزبان با پیشینههای زبانی و گویشی متفاوت آسانتر کند.
در مرحله تدوین میتوان دستور زبان، نشانهگذاری، ساختار جملهها و برخی تکرارهای زائد را اصلاح کرد؛ اما این اصلاح نباید به حذف ویژگیهای شخصیتی و روایی راوی منجر شود. نباید متن چنان دستکاری شود که معنا، لحن یا دیدگاه راوی تغییر کند و در نهایت صدای واقعی او در متن شنیده نشود.
واژهها و اصطلاحات محلی نیز در صورت برخورداری از ارزش فرهنگی یا روایی، بهتر است در متن حفظ شوند و در صورت نیاز، معنای آنها در پاورقی توضیح داده شود. به این ترتیب، میتوان میان خوانایی و استاندارد بودن متن از یک سو و حفظ هویت فرهنگی و روایی آن از سوی دیگر تعادل برقرار کرد.
6. درستنویسی چه نقشی در تدوین متن مکتوب تاریخ شفاهی دارد؟
یکی از اصول مهم تدوین تاریخ شفاهی، حفظ لحن و ریتم سخن راوی است. تدوینگر باید علاوه بر آشنایی با اصول تاریخ شفاهی، بر درستنویسی و کاربرد صحیح علائم نگارشی نیز تسلط داشته باشد. ضعف در درستنویسی ممکن است حتی در صورت وجود محتوای ارزشمند، از خوانایی و اعتبار ظاهری متن بکاهد.
برخی از مهمترین اصول درستنویسی در تدوین متن تاریخ شفاهی عبارتاند از:
اجزای جمله، مانند نهاد، مفعول و فعل، در جای مناسب خود قرار گیرند؛ البته این اصلاح نباید به تغییر سبک و صدای راوی منجر شود.
علائم نگارشی مانند نقطه، ویرگول، دونقطه، نقطهویرگول، علامت سؤال و گیومه، متناسب با معنای جمله و در محل مناسب به کار روند.
فاصلهگذاری و نیمفاصلهگذاری بهدرستی رعایت شود.
پیش از علائم نگارشی فاصله قرار نگیرد و پس از آنها، در موارد لازم، فاصله مناسب رعایت شود.
غلطهای املایی و تایپی اصلاح شوند.
پاراگرافبندی منطقی و منسجم باشد و جملههای هر پاراگراف از نظر معنایی با یکدیگر ارتباط داشته باشند.
پاراگرافها تا حد امکان از طول نامتعارف پرهیز کنند تا خوانایی متن افزایش یابد.
در همه این موارد، یک اصل باید بر فرایند ویرایش حاکم باشد: درستنویسی نباید به تغییر صدای راوی منجر شود. هدف، اصلاح متن است، نه بازنویسی شخصیت و زبان راوی.
7. چرا گویاسازی در تاریخ شفاهی اهمیت دارد؟
متن صوتی مصاحبه تاریخ شفاهی پس از پیادهسازی دقیق به متن مکتوب تبدیل میشود و نسخه اولیه آن باید بهعنوان بخشی از اسناد پروژه حفظ و آرشیو شود. بااینحال، همین متن اولیه در بسیاری از موارد برای انتشار عمومی مناسب نیست؛ زیرا ویژگیهای گفتاری، تکرارها، جملات ناتمام، تکیهکلامها و اصطلاحات ناآشنا ممکن است خواندن آن را برای مخاطب دشوار کند.
گویاسازی با هدف تبدیل متن اولیه به متنی روان و قابل فهم انجام میشود؛ اما این فرایند نباید به بازنویسی روایت راوی تبدیل شود. گویاساز باید متن را خواندنی کند، نه اینکه به جای مصاحبهشونده سخن بگوید.
لهجه و ساختار گفتاری را باید تا آنجا که مانع فهم متن نمیشوند، حفظ کرد. در مقابل، نام اشخاص، مکانها، اصطلاحات، رویدادهای تاریخی و دیگر مواردی که برای مخاطب ناشناختهاند، در صورت نیاز باید در پاورقی توضیح داده شوند. برای اطمینان از صحت اطلاعات، بهتر است در حد امکان از منابع مکتوب معتبر استفاده شود.
تکیهکلامهای تکراری و فاقد کارکرد نیز میتوانند حذف شوند؛ بااینحال، حفظ تعدادی از آنها در مواردی که برای شناخت سبک و شخصیت گفتاری راوی اهمیت دارند، میتواند مفید باشد.
بنابراین، گویاسازی موفق باید میان دو هدف تعادل برقرار کند: خوانایی متن برای مخاطب و وفاداری به روایت راوی.
8. اعتبارسنجی مطالب بیانشده در جلسات مصاحبه تاریخ شفاهی چگونه است؟
اعتبارسنجی تمام مطالبی که مصاحبهشونده بیان میکند، نه ممکن است و نه ضرورت دارد. هدف اعتبارسنجی آن است که موارد مهم، حساس یا مشکوکی که با اسناد، مدارک، قرائن موجود، روایتهای دیگر یا حتی بخشهای دیگر خاطرات خود راوی تعارض دارند، مورد بررسی قرار گیرند.
اعتبارسنجی فرایندی نیست که فقط پس از پایان مصاحبه آغاز شود؛ بلکه از مرحله طراحی پژوهش شروع میشود و در مراحل مطالعه مقدماتی، طرح پرسشها، انجام مصاحبه و تدوین ادامه پیدا میکند.
خاطره، بهعنوان یک روایت انسانی، ارزشمند است؛ اما ممکن است تمام یا بخشی از آن با اسناد، واقعیت تاریخی یا خاطرات دیگر افراد درباره همان موضوع منطبق نباشد. این عدم انطباق لزوماً به معنای عدم صداقت راوی نیست. گذشت زمان، فراموشی، احساسات و عواطف، شرایط روانی هنگام وقوع حادثه و عوامل دیگر میتوانند در شکلگیری و بازسازی خاطره مؤثر باشند.
از سوی دیگر، اسناد نیز همیشه کامل و بدون خطا نیستند و ممکن است افراد مختلف یک رویداد واحد را از زاویههای متفاوت تجربه و روایت کرده باشند.
برای اعتبارسنجی میتوان از اسناد مکتوب مرتبط، خاطرات دیگر افراد، منابع تاریخی و سایر شواهد موجود استفاده کرد. همچنین مقایسه یک خاطره با دیگر خاطرات همان فرد و بررسی سازگاری آن با سیر کلی روایت او میتواند به ارزیابی دقیقتر کمک کند.
در مواردی که شواهدی از بزرگنمایی، حذف عامدانه برخی واقعیتها یا تلاش برای تبرئه خویش وجود داشته باشد، لازم است روایت با دقت و احتیاط بیشتری بررسی شود. بااینحال، اعتبارسنجی نباید به معنای حذف یا بیاعتبار کردن خودکار روایت راوی باشد؛ بلکه باید به فهم دقیقتر جایگاه آن روایت در بازسازی گذشته کمک کند.
9. ساختار و فصلبندی در کتابهای تاریخ شفاهی باید چگونه باشد؟
تدوینگر تاریخ شفاهی، هنگامی که میخواهد متن مصاحبه را در قالب کتاب منتشر کند، باید ساختاری را انتخاب کند که هم به روایت راوی وفادار باشد و هم خواندن و استفاده از اثر را برای مخاطب آسان کند.
در صفحه عنوان، بهتر است نام کتاب، راوی، مصاحبهگر، تدوینگر، مرکز یا مؤسسه تهیهکننده و سال انتشار درج شود.
پس از پیشگفتار و مقدمه، متن اصلی کتاب که هسته اصلی اثر است، در فصلهای مجزا ارائه میشود و در صورت نیاز هر فصل میتواند به بخشهای کوچکتر تقسیم شود.
فصلبندی باید بهگونهای باشد که خواننده بتواند مسیر روایت را بهروشنی دنبال کند. این فصلبندی میتواند بر اساس دورههای زندگی راوی، ترتیب زمانی رویدادها یا موضوعات اصلی انجام شود. در هر صورت، ساختار کتاب نباید چنان تحمیلی باشد که پیوستگی روایت را از بین ببرد. بهتر است هر فصل عنوانی متناسب با محتوای آن داشته باشد. عنوان فصلها میتوانند مستقیم و توصیفی باشند یا با استفاده از عبارتی برگرفته از فضای روایت، جذابیت بیشتری ایجاد کنند.
ضمائم نیز در کتابهای تاریخ شفاهی اهمیت دارند. اسناد، عکسها، نامهها و دیگر مدارک مرتبط میتوانند به فهم بهتر روایت کمک کنند. این مواد باید با دقت انتخاب و همراه با توضیحات لازم ارائه شوند.
در پایان کتاب، نمایه موضوعی میتواند استفاده پژوهشگران از اثر را آسانتر کند. همچنین درج فهرست منابع مورد استفاده، امکان مراجعه خوانندگان به منابع و بررسی بیشتر موضوع را فراهم میسازد.
10. اصول نوشتن پیشگفتار در کتابهای تاریخ شفاهی چیست؟
پیشگفتار نخستین نقطه تماس خواننده با کتاب و دروازه ورود او به اثر است. این بخش معمولاً در ابتدای کتاب و پیش از مقدمه قرار میگیرد و فرصتی برای نویسنده یا تدوینگر فراهم میکند تا درباره چگونگی شکلگیری اثر با خواننده سخن بگوید.
پیشگفتار بهتر است با نثری روان، روشن و نسبتاً کوتاه نوشته شود و از ارائه مطالبی که ارتباط مستقیمی با کتاب ندارند پرهیز شود. در این بخش، هدف اصلی ایجاد ارتباط با خواننده و فراهم کردن زمینهای برای فهم بهتر چگونگی تولید اثر است.
یکی از مهمترین موضوعاتی که میتواند در پیشگفتار مطرح شود، داستان شکلگیری کتاب است؛ اینکه تدوینگر یا نویسنده چگونه با راوی آشنا شده، چرا این فرد برای پروژه انتخاب شده، مصاحبهها در چه شرایطی انجام شدهاند، مجموعاً چند ساعت مصاحبه صورت گرفته، پیادهسازی نوارها چگونه انجام شده و چه مراحلی برای تبدیل مصاحبه به کتاب طی شده است.
همچنین میتوان درباره اهمیت موضوع، محل نگهداری و آرشیو فایلها و اسناد، شیوه تدوین و میزان دخل و تصرف تدوینگر در متن توضیح داد. این اطلاعات به خواننده کمک میکند ماهیت اثر و فرایند تولید آن را بهتر بشناسد.
در پایان پیشگفتار نیز شایسته است از افرادی که در شکلگیری و تولید کتاب نقش داشتهاند، قدردانی شود. بهتر است ضمن ذکر نام افراد، نوع همکاری و نقشی که در تولید اثر داشتهاند نیز مشخص شود.
پیشگفتار خوب تنها مقدمهای برای ورود به کتاب نیست؛ بلکه بخشی از شناسنامه علمی و روشی اثر است و میتواند به خواننده نشان دهد که روایت پیش رو چگونه گردآوری، ثبت، تدوین و آماده انتشار شده است.
تعداد بازدید: 9
آخرین مطالب
پربازدیدها
10 پرسش اساسی در تاریخ شفاهی
این متن به درخواست سایت تاریخ شفاهی ایران و در پاسخ به «فراخوان پرسش بنیادی در حوزه تاریخ شفاهی» دریافت شده است. نویسنده در آن، 10 پرسش کلیدی را که به گمان او هر پژوهشگر، مصاحبهگر و علاقهمند به تاریخ شفاهی باید درباره آنها بیندیشد، مطرح کرده و برای هر پرسش در حدود 200 کلمه پاسخ نوشته است. مطالب ارسالی با نام و قلم نویسنده و بدون ویرایش در سایت تاریخ شفاهی منتشر میشود.














