عبور از آخرین خاکریز – 36

دکتر احمد عبدالرحمن

18 مهر 1405


بیشتر آنان از ناراحتی‌های روحی رنج می‌بردند و این عوارض به‌طبع موجب پیدایش امراض دیگری از قبیل زخم معده، دل‌پیچه و ناراحتی گوارشی می‌شد. برای مثال یکی از آن‌ها که درجه سرهنگی داشت به خاطر ابتلا به ناراحتی شدید به درمانگاه نظامی مراجعه کرد. او ریش بلندی داشت که از نظر مقررات ارتش عراق خصوصاً دژبانی ممنوع بود. علایم ترس و اضطراب در چهره‌اش هویدا بود. از ما خواست اتاق معاینه را خلوت کنیم. سپس با لحنی متعادل درباره حالش با ما سخن گفت. نگرشی ناامیدی به زندگی داشت و این حاکی از علائمی بود که در جنگ‌ها با شدت تمام ظاهر می‌شود. حیران به نظر می‌رسید. ‌گفت نماز می‌خواند. هر روز قرآن تلاوت می‌کند و از خدا می‌خواهد که او را تندرست کند. با این حال اوضاع و احوالش روز به‌ روز آشفته‌تر می‌شود و احساس می‌کند رو به تحلیل می‌رود. ما با او که در حال گریستن بود و سعی می‌کرد بر اعصابش مسلط شود، هم‌دردی کردیم و با اجبار وی را به بیمارستان نظامی الرشید در بغداد اعزام کردیم. فعالیت بخش روانی در طول جنگ رو به افزایش بود.

در این ایام اتفاقات تلخی رخ می‌داد. فرماندهی که در نیمه‌های شب یا وحشت از خواب پریده و فریاد می‌زد: «ایرانی‌ها نزدیک شده‌اند، ‌ایرانی‌ها حمله‌ور شده‌اند»! نیروهای تحت فرمانش را تا صبح در حال آماده‌باش نگه می‌داشت یا فرمانده گردان توپخانه دچار جنون شده بود. به سربازانش دستور می‌داد به سوی نیروهای مهاجم خیالی آتش بگشایند. تمامی این پدیده‌ها نشانگر بروز بیماری جدیدی بود که معمولاً با ادامه جنگ شدت می‌یافت، تا جایی که اداره امور درمانی وزارت دفاع نام «گوشه‌نشینان جنگ» را بر آنان گذاشت.

این نتیجه منطقی تضادی درونی است. عقل حکم می‌کند که ایرانی‌ها ملتی مسلمان هستند و ریختن خون آن‌ها جایز نیست، زیرا ممکن است پرونده اعمال مرتکبین را در روز قیامت سنگین‌تر کند. همچنین این بیماری ناشی از عدم اعتقاد کامل به حقانیت این جنگ علیه ایران بود که بی‌شک مجازاتی الهی در حق کسانی است که دستشان به خون مسلمانان آغشته می‌شود. شاید گفته شود شیوع و گسترش این بیماری در جنگ‌ها عمومیت دارد، ولی هر گاه حجم شیوع بیماری از حد متعارف تجاوز کند، معضلی به وجود می‌آورد که بایستی در فکر راه علاج بود. کتاب‌ها و ارشادات اداره امور درمانی به عنوان بالاترین سازمان پزشکی عراق، حاکی از لزوم برخورد ملایم با مبتلایان به این نوع بیماری و دادن مرخصی‌های استعلاجی در شرایط جنگی بود. این تشخیص، افسر توجیه سیاسی را موظف می‌کرد برای تقویت روحیه‌ها و تشریح حقانیت جنگ علیه ایران تلاش‌هایی مبذول بدارد، ولی تنها راه علاج این قبیل بیماری‌ها خاتمه جنگ بود و این امر خارج از توان عراق بود. آینده از شرایط ناگواری برای نظامیان عراقی خبر می‌داد ولی آنها متوجه نبودند.



 
تعداد بازدید: 18


ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید


         

اشتراک‌گذاری


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (9 + 7) :
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/51

51. بعد از گذشت چه مدتی از واقعه باید به ضبط خاطرات راویان اقدام نمود؟
واقعه در تاریخ شفاهی، از مهم‌ترین موضوعات برای ثبت و ضبط خاطرات به شمار می‌رود. بسیاری از راویان درباره وقایع مهم، خاطرات و تحلیل‌های قابل‌توجهی دارند. گاه یک واقعه چنان اهمیت می‌یابد که به سرفصل یا موضوعی تاریخی تبدیل می‌شود. ازاین‌رو، ثبت آن نقطه‌عطفی در تاریخ شفاهی محسوب می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید