خاطرات داوود مولایی
23 شهریور 1405
داوود مولایی، رزمنده سالهای دفاع مقدس، مهمان دویستوهشتادونهمین برنامه شب خاطره (اسفند 1396) بود. او درباره اعزام به منطقه کردستان همراه دو همکلاسی خود خاطره گفت. مولایی گفت: «وقتی برادرم شهید شد، به خانهمان آمدند و گفتند حسن زخمی شده و بروید بیمارستان او را ببینید. آقای قربانی آمد به من گفت حسن شهید شده است، برو عکسهایش را بیاور. به آنها احتیاج داریم. بچه بودم و نمیدانستم که شهید شدن چه معنایی میدهد. با خودم فکر کردم اتفاقی افتاده و بعد که برادرم آمد، برایش تعریف میکنم. عکسها را آوردم و تحویل دادم. گویا زمانی که پدر و مادرم در راه بودند، آهستهآهسته گفته بودند شهید شده و آنها را به سردخانه برده بودند. آن زمان آقای رضا مبینی کنار پدرم بود. موقع برگشت، زمانی که پدرم بیتابی میکند، مادرم، او را تسلی خاطر میدهد و میگوید ما پنج پسر داشتیم که خدا یکی از آنها را از ما گرفت، طوری نیست، انگار خمسشان را پرداخت کردیم، انگار این امانت را به دست صاحب اصلیاش برگرداندیم. بعد از مدتی که من به جبهه رفت و آمد میکردم، پدر و مادرم به توافق رسیدند تا در آن اوضاع بحرانی جنگ، با من صحبت کنند که یا کمتر به جبهه بروم، یا کلاً نروم. پدرم گفت ما به اندازه کافی سهممان را ادا کردهایم و تو هم چند بار جبهه رفتهای. در زمان عملیاتها به دلیل مسائل امنیتی، کلاً ارتباط با پشت جبهه قطع میشد و زمانی که پدر و مادرم بچههایی که با ما بودند و شهید یا مجروح میشدند را میدیدند، نگران میشدند. شایعه هم زیاد پخش میشد و آنها هم در بیمارستانها، بین مجروحان دنبال من میگشتند. در نهایت به این نتیجه رسیده بودند که با من وارد مذاکره شوند. پدرم حرفهایش را زد و سعی کرد من را برای نرفتن متقاعد کند. در این لحظه مادرم گفت اگر همه خانوادههای با یک شهید و مجروح، فکر کنند سهمشان را ادا کردهاند، پس چه کسی جلوی دشمن بایستد؟ من نگران بودم، چه جوابی باید به پدرم بدهم، اما مادرم با این حرف قضیه را فیصله داد. این مادران فاطمی بودند که بچههایی قهرمان را پرورش دادند. ما حاصل روضههای امام حسین(ع) و جلسات قرآن آنها هستیم که توانستیم در آن زمان، جلوی دشمنی که دنیا پشتیبانیاش میکرد، بایستیم.
ما همراه آقایان بلوری و فدایی در یک کلاس بودیم. من ارشد کلاس بودم و زمانی که به منطقه آمدم، آنها هم آمدند. در سری بعد با اعزام دستهجمعی به جبهه رفتیم. وقتی وارد لشکر شدیم، در یک یگان، در یک گروهان و در یک دسته بودیم. ما ابتدا به کردستان و سپس به خط دریاچه نمک در منطقه عملیاتی والفجر هشت رفتیم. در جایی که شهدای لشکر جا مانده بودند، عملیاتی انجام دادند تا شهدا را به عقب برگردانند و همچنین خط را تا حدودی صاف کردند. آن عملیات، پدافندی داشت که آن را به ما داده بودند و آقای بلوری هم در آنجا مجروح شد.
در آن سنگری که با هم بودیم، من اسلحهای داشتم که اسلحه خاص تکتیراندازها، دوربیندار و مجهز بود. من آموزش تخصصی دیده بودم و دوستان سلاحهای معمولی داشتند. آقای بلوری در شب از اسلحه من استفاده میکرد. سلاح من، منورهایی که دشمن میزد را میتوانست بزند. بُرد و دقتش بیشتر بود و برای اینکه بتواند دقیقتر بزند، از فشنگ رسام استفاده میکرد. آقای بلوری کارش این بود که در طول روز در خط، دنبال فشنگ رسام میگشت که شب با آنها منورهای دشمن را بزند. این اسلحه را در اختیار ما گذاشته بودند که در موارد خاص و برای نشانه گرفتن تیربار که دقت بیشتری میخواهد، از آن استفاده کنیم. من دائم دنبال آقای بلوری میگشتم که ببینم اسلحهام را کجا گذاشته است.
ما دستهای بودیم که چهار سنگر اجتماعی داشتیم. در چند روزی که ما برای پدافند در آنجا بودیم، به دلیل اینکه سطح آب بالا بود، سنگرها معمولاً خیس میشدند. تصمیم گرفتیم پتوها را بیرون بیاوریم تا از لحاظ بهداشتی آفتاب بخورند و ضدعفونی شوند و آنهایی که زیر بودند، خشک شوند. یک روز همه وسیلهها را بیرون آوردیم. سنگر ما یک ترکشگیر داشت و من پشت آن ایستاده بودم. گلوله 120 چرخشی آمد. این گلولهها زمین را سوراخ میکردند و انفجار ایجاد میشد. زمانی که این گلوله آمد، کل مجموعهای که با ما بودند، بهجز من، زخمی شدند. آن ترکشگیر مانع از این شده بود که به من ترکش بخورد. در سنگرهای دیگری هم که متعلق به دسته ما بود، یکیدو نفر زخمی شده بودند».
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون 382 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده پنجشنبه 2 مهر ۱۴۰۵ برگزار میشود.
تعداد بازدید: 2
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/47
اولویت با کدام است؛ مصاحبه صوتی یا تصویری؟تاریخ شفاهی در آغاز بر ضبط و ثبت صدا استوار بود. با پیشرفت فناوری، تجهیزات و شیوههای ثبت مصاحبه توسعه یافت. امروزه در استانداردهای تاریخ شفاهی، استفاده از تجهیزات صوتی و تصویری باکیفیت تأکید میشود. همچنین توصیه میکنند برای افزایش اطمینان از ثبت اطلاعات، در کنار تجهیزات تصویربرداری، از ضبطکنندههای صوتی دیجیتال حرفهای نیز بهصورت همزمان استفاده شود.






