پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی
100 سؤال/29
چه نسبتی میان تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی با مطالعات جنگ تحمیلی وجود دارد؟
15 اردیبهشت 1405
از چند پژوهشگر و فعال حوزه تاریخ شفاهی خواستیم دیدگاه خود را دربارۀ سؤالات تاریخ شفاهی بیان کنند. نام هر یک از شرکتکنندگان در ابتدای پاسخ آنها آمده و متن تمام پاسخها تا پایان هفته در همین درگاه منتشر خواهد شد. هدف از این طرح، گشودن دریچههای جدید به یک مسئله و ارتقای گفتوگوهای علمی در حوزۀ تاریخ شفاهی است.
در این طرح، شنبۀ هر هفته یک پرسش مطرح میشود و از کارشناسان میخواهیم تا پایان هفته دیدگاه خود را در قالب متنی کوتاه (حدود ۱۰۰ کلمه) ارائه کنند. تمامی پاسخها در کنار یکدیگر منتشر خواهند شد تا مخاطبان بتوانند دیدگاهها را مقایسه و تحلیل کنند.
مطالب، نظرات فرستادگان است و لزوماً نظر سایت تاریخ شفاهی نیست. هرچند قرار است پاسخها بر اساس حدود ۱۰۰ کلمه باشند، اما برای رعایت ادب و ناقص نماندن بحث، در مواردی پاسخهای بیش از این اندازه نیز پذیرفته میشود.
این بار از کارشناسان تقاضا کردیم پاسخ سؤال را تا یکشنبه شب ارسال فرمایند تا همۀ پاسخها روز سهشنبه منتشر شود.
سؤال 29:
چه نسبتی میان تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی با مطالعات جنگ تحمیلی وجود دارد؟
____________________________________________
پاسخ به سؤال 29:
حسن بهشتیپور
مطالعات جنگ به دنبال پاسخ «چراییها» است: چرا جنگ شروع شد، تداوم یافت و پایان گرفت؟ این حوزه با تکیه بر اسناد دیپلماتیک، نظریههای سیاسی و تحلیلهای راهبردی، به دنبال علل، نتایج و پیامدهای کلان جنگ است.
اما تاریخ شفاهی بر «چگونگیها» و اثرات جنگ متمرکز است. جنگ چگونه در یک روستا یا شهر یا در جبهه آغاز شد؟ رزمندگان چگونه از هور عبور کردند؟ مردم غیر نظامی چگونه با جنگ در منطقه بمبارانشده مواجه میشدند؟ راویان بدون ورود به نظریهپردازی، جزئیات عینی، احساسات و تجربة تلخ و شیرین خود را از جنگ بازگو میکنند. اثرات جنگ بر زندگی راویان چگونه بود؟
این دو در واقع مکمل هم هستند، زیرا مطالعات جنگ بدون تاریخ شفاهی فاقد تجربه عینی جنگ میشود و تاریخ شفاهی بدون توجه به اسناد و مطالعات جنگ، به روایتهایی پراکنده تبدیل میگردد. پاسخ سؤال ۲۹ تکمیل سؤال ۲۸ هم هست. مواردی که در آنجا محدودیت تعداد کلمات داشتم، اینجا در تفاوت تاریخ شفاهی جنگ و مطالعات جنگ بیان شد.
غلامرضا آذری خاکستر
یکی از موضوعات مهم در تاریخ معاصر ایران، تاریخ شفاهی جنگ است. در واقع جنگ عاملی مؤثر برای شکلگیری تاریخ شفاهی در جهان و ایران بوده است. حضور راویان و ثبت خاطرات فرماندهان و سربازان، به این حوزه غنا و اهمیت ویژهای بخشیده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی هشتساله، بخش بزرگی از جامعه با این مسئله درگیر شد و خاطرات ارزشمندی در ذهن مردم شکل گرفت. تاریخ شفاهیکاران با گردآوری این روایتها، به ثبت تجربههای جمعی پرداختهاند. در این حوزه، هر آنچه در میدان نبرد رخ داده اهمیت دارد. در مقابل، مطالعات جنگ با بررسی عناصر نظامی، لجستیک و اسناد، به تحلیل میپردازد و این دو رویکرد، مکمل یکدیگرند.
محمدمهدی عبداللهزاده
در مدت هشت سال میلیونها ایرانی و تعدادی از دیگر کشورها در جبههها شرکت کردند و یا در پشتیبانی از جنگ نقش داشتند. این واقعه مهم که شأن تاریخی دارد، لازم است از زوایای گوناگون مورد پژوهش قرار گیرد تا زوایای پیدا و پنهان آن دقیق و علمی ثبت و ضبط گردد.
هرچند که از ارکان این نوع پژوهش استفاده از اسناد و مدارک است، ولی به جهت کمبود، نقص، در دسترس نبودن، نامعتبر بودن و یا از بین رفتن آنها، فقط دانستههای افراد دخیل در این صحنهها میتواند کمبود اسناد و یا مشکلات اسناد موجود را جبران کند.
مصاحبههای تاریخ شفاهی که با رعایت استانداردهای آن انجام شود، پژوهشی است که حاصل آن دادههای معتبر و قابل اعتنا خواهد بود.
سید محمدصادق فیض
این پرسش هم بسان پرسش قبل است و پاسخ آن نیز مشابه. مطالعات جنگ اعم از تاریخ شفاهی جنگ است و تاریخ شفاهی میتواند در ذیل آن قرار گیرد، اگر از آن بهره برگیرند. طبیعی است در مطالعات جنگ از فراز به موضوع نگریسته میشود و در تاریخ شفاهی با استناد به همان مطالعات تکمیل میشود و حتی یکدیگر را تکمیل میکنند و به کمک هم میآیند. هرچند که نمیتوان یکی را بر دیگری مقدم دانست؛ اما میتوان موضوع به موضوع این دو را پابهپای هم پیش برد و اتفاقاً با بهرهگیری متقابل به نتایج جالب توجهی هم دست یافت.
ابوالفتح مؤمن
تاریخ شفاهی هرچند با انقلاب اسلامی متولد شد، اما بیشترین رشد و کارایی خود را در مطالعات جنگ عراق علیه ایران تجربه کرد. در این حوزه، بهدلیل تنوع موضوعات و حضور اقشار مختلف در نقشهای گوناگون، دامنه راویان گستردهتر از انقلاب است. ازاینرو تاریخ جنگ وابستگی نزدیکی به خاطرات و روایتهای شفاهی دارد و در مطالعات تاریخی از اهمیت ویژهای برخوردار است. بهرهگیری علمی از این ظرفیت، مستلزم تدوین طرحهای جامع از سوی نهادهای مرتبط است تا تاریخ شفاهی در کنار سایر منابع بهکار گرفته شود. در این روند، امکان چندصداییشدن تاریخ، گسترش دادهها و خروج آن از انحصار رسمی فراهم میشود. همچنین توجه به مبانی نظری، اولویتها و وضعیت راویان، به ثبت دقیق گذشته و تأثیرگذاری بر آینده کمک میکند.
حمید قزوینی
همانگونه که در پاسخ پرسش قبلی گفته شد تاریخ شفاهی کوششی با هدف تولید منابع پژوهشی است. به همین جهت افرادی که به مطالعات جنگ تحمیلی اشتغال دارند به این منبع احتیاج مبرم دارند. در حقیقت تاریخ شفاهی روایت مستقیم رزمندگان و آحاد مردمی است که مستقیم یا غیرمستقیم با جنگ تحمیلی مرتبط بودهاند و میتواند اطلاعات مهمی از لایههای کمتر دیده شدۀ جنگ و وقایع مرتبط با آن و ویژگی حاضران و قضایای اجتماعی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی آن دوران به پژوهشگران ارائه نماید. علاقهمندان به مطالعات جنگ تحمیلی با اتکا به همین منبع در کنار دیگر منابع مکتوب و غیر مکتوب به تصویری کاملتر رسیدهاند و در خلق نظریهها و تحلیل علمی رویداد جنگ موفقتر خواهند بود.
شفیقه نیکنفس
شاید بتوان گفت که مؤثرترین نقش در ضبط و ثبت خاطرات و محفوظات ذهنی در زمینه جنگ ایران و عراق را تاریخ شفاهی به عهده گرفت. تعداد بسیاری از بنیادها، مراکز اسنادی و پژوهشکدهها، تاریخ شفاهی را به کار گرفتند تا مانع از فراموشی تجربههای فردی از جنگ شوند.
همانند پرسش ۲۸، در اینجا نیز یادآوری چند نکته مفید است:
۱. ضرورت اجرای طرح پژوهش تاریخ شفاهی بهصورت هدفمند و برنامهریزی شده و مصاحبه با جمعی از افراد درباره یک موضوع مشخص.
۲. ضرورت داشتن نگاهی جامع به جنگ و توجه به جنبههای مغفول آن بهخصوص در حوزه مطالعات اجتماعی و اقتصادی و جمعآوری اطلاعات مربوط به زندگی مردم در شهرهای تحت اشغال، شهرهای مورد حمله و مناطق جنگزده و حتی مناطقی که پذیرای خانوادههای مهاجر بودهاند و پیگیری تغییرات ناشی از جنگ در زندگی عموم مردم.
3. جمعآوری تجربههای اداری در برخورد با مسائل ناشی از جنگ.
4. رعایت اخلاق پژوهش و بیطرفی در انجام مصاحبه و ایجاد فضای امن برای مصاحبهشوندگان و عبور از لایههای سطحی به لایههای درونی حافظه.
ابوالفضل حسنآبادی
تاریخ شفاهی یکی از ابزار کاربردی برای مستندسازی تاریخ جنگ در دنیا است. بسیاری از محتواهای تولید شده درباره جنگ جهانی اول و دوم و جنگهای منطقهای مانند جنگ ویتنام از طریق مصاحبههای تاریخ شفاهی انجام شده است. در ایران نیاز بسیاری از اطلاعات تولیدشده توسط مراکز مرتبط بهواسطه استفاده از تاریخ شفاهی بوده است. بررسی مطالعات تاریخ جنگ نشان میدهد که نسبت میان کتابهای تولیدشده با استفاده از محتوای تاریخ شفاهی با دیگر آثار درباره تاریخ جنگ بهدلیل سهولت در انجام مصاحبه و سادهانگاری در خروجی بسیار بیشتر است. این محتواها به عنوان منابعی جهت مستندسازی تاریخ جنگ قابل توجه هستند و به عنوان منبع تاریخنگارانه باید تأمل بیشتری نسبت به آن صورت گیرد.
هوش مصنوعی
تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی و مطالعات جنگ تحمیلی رابطهای تکمیلی و تعاملی دارند. تاریخ شفاهی با ثبت خاطرات رزمندگان، فرماندهان و مردم، تجربههای زیسته و جزئیات میدانی را فراهم میکند و به لایههای انسانی، عاطفی و روزمرة جنگ دسترسی میدهد. در مقابل، مطالعات جنگ تحمیلی با تکیه بر چارچوبهای نظری و تحلیلهای نظامی، سیاسی و اجتماعی، این دادهها را تبیین و نظاممند میسازد. نبود تاریخ شفاهی، مطالعات جنگ را از شواهد زنده و دقیق محروم میکند؛ و بدون تحلیلهای علمی، روایتهای شفاهی پراکنده و محدود باقی میمانند. بنابراین، پیوند این دو حوزه به فهمی جامعتر، عمیقتر و چندبعدی از جنگ تحمیلی میانجامد.
تعداد بازدید: 36
آخرین مطالب
پربازدیدها
نظریه اول: «دوگانگی ساختاری فرصت-تهدید در ورود دولت به تاریخ شفاهی»
این نظریه بر مبنای پاسخِ 14 متخصص تاریخ شفاهی به پرسش «آیا ورود سازمانهای دولتی به روند تولید آثار تاریخ شفاهی، فرصت است یا تهدید؟» به دست آمده است.





