خاطرات مهرزاد ارشدی


16 بهمن 1403


مهرزاد ارشدی، نیروی جهادی و عکاس دوران دفاع مقدس، مهمان دویست‌وسی‌وهفتمین برنامه شب خاطره (مرداد 1392) بود. او درباره شهید داوود حیدری و ماجرای هندوانه در ماه رمضان خاطره گفت. او گفت: «وقتی جنگ شروع شد، جوان‌های انقلابی مساجد، بدون کارت و پلاک، برای دفاع از مرزها به جبهه رفتند. داوود حیدری هم از محله استادمعینِ تهران به آبادان آمد. ماه رمضان بود و انگار از هوا آتش می‌بارید. هرچند آن گرما برای بچه‌های جنوب قابل تحمل بود. داوود گفت برای افطار چیزی بگیریم که بتوانیم تشنگی را تحمل کنیم. رفتم بازار مرکزی آبادان که 200 متر با خط مقدم فاصله داشت. تعدادی مغازه برای مایحتاج رزمنده‌ها باز بود. جوانی مقابل یک مغازه ایستاده بود. روی زمین چند هندوانه کنار پایش بود. تا هندوانه‌ها را دیدم چشمم برق زد ...» 

در ادامه، این روایت را ببینیم.

تاکنون 365 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 2 اسفند 1403 برگزار می‌شود.

آرشیو

 



 
تعداد بازدید: 2038


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی (5 + 5) :
 
نظریه‌هایی درباره تاریخ شفاهی به روایت هوش مصنوعی

نظریه ششم: ناگزیریِ منظر

موقعیت اجتماعی راوی نه یک عامل حاشیه‌ای، بلکه «شرط امکانِ روایت» است؛ هر راوی ناگزیر از دریچه‌ای می‌نگرد که جایگاه طبقاتی، شغلی، تحصیلی و فرهنگی‌اش برای او ساخته است ــ چه آگاهانه و چه ناآگاهانه. این «عینکِ موقعیت» نه تنها زاویه دید، گزینش جزئیات، لحن و زبان را تعیین می‌کند، بلکه در سطحی عمیق‌تر، حافظه را جهت می‌دهد...