خاطرات عبدالرسول نصیری
05 شهریور 1403
عبدالرسول نصیری، بسیجی دوران دفاع مقدس، مهمان دویست و بیستونهمین برنامه شب خاطره (آبان 1391) بود. او درباره یکی از رزمندگان آبادان خاطره گفت. او گفت: «فردی داشتیم به نام محمد که از بچههای آبادان و عربزبان بود که شهید شد. هیکل درشت و قد بلندی داشت. اما کارهایی که انجام میداد به هیکلش نمیخورد. بدنش نرم بود. روی سینه میخوابید و دو پا را 180 درجه میآورد روی شانه و مثل عقرب به نظر میرسید. او نیروی شناسایی بود و برای شناسایی به خاک عراق میرفت. قرآن را حفظ کرده بود؛ قرآنِ جیبی با خط ریز در نور ماه. در حالیکه وقتی وارد خاک عراق میشوی برای شناسایی باید دو چشم هم قرض کنی تا به سیم گیر نکنی. آنها نیروهای شناسایی را زنده میگرفتند.»
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون 359 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 5 مهر 1403برگزار میشود.
تعداد بازدید: 2019
آخرین مطالب
پربازدیدها
100 سؤال/37
آیا تاریخ شفاهی میتواند همۀ ابعاد واقعه را پوشش دهد؟پاسخ به این پرسش را میتوان از دو منظر بررسی کرد. نخست، زمانی که امکان مصاحبه با چندین شاهد یک واقعه وجود داشته باشد و هر یک بخشی از آن را روایت کنند. در این حالت، با کنار هم قرار دادن روایتهای مختلف، مانند قطعات یک پازل، میتوان ابعاد گوناگون واقعه را بازسازی و ثبت کرد. به بیان دیگر، مطالعات میدانی و دسترسی به اسناد و مدارک مرتبط، از طریق تعدد روایتها، به فهمی جامعتر از واقعه منجر میشود.






