بر فراز میمک – 16

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی

هر سه فروند در گوشه‌ای از قرارگاه به زمین نشستیم و با خاموش کردن موتور ـ برای گرفتن اطلاعات ـ به سمت دفتر عملیات راه افتادیم. از در هر سوله یک نفر بیرون می‌آمد و چند نفر به داخل می‌رفتند. جلوی در بعضی از سوله‌ها ترافیک سنگینی از آدم برقرار بود. سطرح قرارگاه پر از خودرو آماده حرکت بود. در میدان مرکزی قرارگاه، نفرات زیادی ـ در حالی که توسط افراد مسلح حفاظت می‌شدند ـ به چشم می‌خوردند.

مصاحبه با مسئول بسیج واحد خواهران آبدانان در دوران دفاع مقدس

گزارشی از فعالیت‌های پشت جبهه بانوان شهرستان آبدانان در دفاع مقدس

پدرم از همان اوایل شروع جنگ تحمیلی خیلی فعال بود. گروه‌های جهادی بعد از شروع جنگ که به آبدانان می‌آمدند و برای جبهه یا مردم بی‌بضاعت وسایل می‌آوردند بیشتر به خانه‌ ما می‌آمدند. آن‌قدر به آنجا وسیله می‌آوردند که در خانه‌ ما دیگر جا نبود. مدیریت کارها با پدرم بود. پدرم کاسب بود و یک مغازه ساده داشت، ولی انقلابی بود چون کلاً پدربزرگم هم روحانی بود و پدرم پیش ایشان درس خوانده بود ولی لباس روحانیت نمی‌پوشید.

سیصد و بیست و سومین شب خاطره -2

راه‌کار اشک شهید چیت‌سازیان

دومین میهمان این برنامه شب خاطره، سرکار خانم زهرا پناهی‌روا، همسر شهید علی چیت‌سازیان بودند. او گفت: شهید چیت‌سازیان هفت سال در جبهه حضور داشتند و هم‌‎رزمان ایشان خاطرات فراوانی از رشادت‌های او دارند؛ اما روی دیگر سکه زندگی این بزرگوار زندگی شخصی ایشان است. من در اواخر سال 1364 بود که نام ایشان را به عنوان خواستگار شنیدم که منجر شد به یک خاطره بهاری.

معرفی کتاب دریادل

از شبی که فردایش بخواهد برود، متنفر بودم؛ طولانی‌ترین شب‌های عمرم بود. فرقی نمی‌کرد از خانه من برود یا از خانه آن یکی خانمش؛ همین که می‌دانستم فردا عازم است، دلم آشوب می‌شد. تا صبح چند دور تسبیح، ذکر می‌گفتم تا آرام شوم. فقط وقتی صدای اذان را می‌شنیدم و صدای خروس‌هایی را که از دور و نزدیک می‌آمد، سرم سبک می‌شد.

بر فراز میمک – 15

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی

فرید با احتیاط هلی‌کوپتر را از تپه‌ای که مقابلمان بود بالا کشید. با دوربین دنبال تانکها گشتم. اولین موشک را به سمت یکی از آنها شلیک و هدایت کردم و بعد از برخورد موشک، بلافاصله از آن نقطه دور شدیم. آتش انفجاری که در پشت ارتفاع دیده می‌شد حکایت از انهدام اولین هدف می‌کرد.

سیصد و بیست و سومین شب خاطره -1

هر افسر ایرانی می‌تواند یک کتاب مستقل باشد

سیصد و بیست و سومین برنامه شب خاطره، در روز پنج‌شنبه دوم اردیبهشت‌ 1400 به صورت برخط در اینستاگرام شب خاطره حوزه هنری برگزار شد. اجرای این برنامه را که در آن سرهنگ آزاده «احمد حیدری» و خانم «زهرا پناهی» خاطرات خود را بیان ‌کردند، حسین بهزادی بر عهده داشت. نخستین میهمان این برنامه شب خاطره، سرهنگ آزاده احمد حیدری بود. او سخنانش را با تبریک روز 29 فروردین، روز ارتش جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد.

نگاهی به کتاب «یادستان دوران»

خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خامنه‌ای

کتاب «یادستان دوران» (خاطرات حجت‌الاسلام والمسلمین سیدهادی خامنه‌ای) که کار تحقیق و نگارش آن را محمد قبادی برای دفتر ادبیات انقلاب اسلامی به انجام رسانده، در بهار 1400 توسط انتشارات سوره مهر در 680 صفحه و شمارگان 1250 نسخه منتشر شده است.

اخبار تاریخ شفاهی اردیبهشت 1400

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، «خبرهای ماه» عنوان سلسله گزارشی در این سایت است. این گزارش‌ها نگاهی دارند به خبرهای مرتبط با موضوع سایت در رسانه‌های مکتوب و مجازی. در ادامه خبرهایی از اردیبهشت 1400 را می‌خوانید.
 

بر فراز میمک – 16

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی
هر سه فروند در گوشه‌ای از قرارگاه به زمین نشستیم و با خاموش کردن موتور ـ برای گرفتن اطلاعات ـ به سمت دفتر عملیات راه افتادیم. از در هر سوله یک نفر بیرون می‌آمد و چند نفر به داخل می‌رفتند. جلوی در بعضی از سوله‌ها ترافیک سنگینی از آدم برقرار بود. سطرح قرارگاه پر از خودرو آماده حرکت بود. در میدان مرکزی قرارگاه، نفرات زیادی ـ در حالی که توسط افراد مسلح حفاظت می‌شدند ـ به چشم می‌خوردند.