اجرای نمایش‌های انفرادی با استفاده از تاریخ شفاهی

کروول- وایت بیست سال است که با تاریخ‌های شفاهی خود در نقاط مختلف نمایش برگزار می‌کند. پس از 25 سال سابقه کاری و قبل از بازنشستگی از کار آموزش تئاتر، او در 18 سال پیش، نمایشی از زندگی سوجورنر تروث یک آمریکایی سیاه‌پوست طرفدار الغای برده‌داری و فعال حقوق زنان را برای خانواده خود در میدوبروک اجرا کرد. موفقیت وی در اجرای تاریخ‌های شفاهی، با نمایش هریت توبمان ادامه داشت.

طرحی برای ضبط تاریخ شفاهی شهروندان قدیمی

نتیجه کار یک عکاس محلی، عکس‌هایی هستند که ردی از گذشته با خود به همراه دارند؛ عکس‌هایی که در واقع تاریخی به نظر می‌رسند. به همین دلیل، انتخاب او برای طرح کتابخانه زنده کانادای من برای بزرگداشت یکصد و پنجاهمین سالگرد شکل‌گیری این کشور در سال 2017 مناسب به نظر می‌رسید. این طرح تاریخ شفاهی، 20 شهروند قدیمی را در بر می‌گیرد که عکس هر کدام از آنها که توسط برول گرفته شده به نمایش گذاشته می‌شود.
صداهایی که امکان شنیده شدن یافته‌اند

گردآوری بیش از ۸۰ مصاحبه تاریخ شفاهی با فلسطینیان

این مطلب درباره وب‌سایتی است که برای مطالعه تاریخ سیاسی فلسطین و جایگاه آن در دامنه گسترده‌تری از مبارزات ضد استعماری، اسنادی فراهم کرده است. بنابراین، یک منبع تدریس آنلاین، هم‌اکنون مقادیر چشمگیری از منابع و اطلاعات درباره جنبش آزادی‌بخش ملی فلسطین از دهه‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ را در دسترس قرار داده است.

آغاز طرح تاریخ شفاهی هفت سال از تاریخ ایرلند

قرار است یک طرح تاریخ شفاهی برای بررسی تاریخ دوره 23-1916 در منطقه دری جنوبی جمهوری ایرلند به انجام برسد. کمیته بزرگداشت بالیناسکرین در نظر دارد طرحی را با همکاری کتابخانه و آرشیو کاردینال اُفیچ به‌عنوان بخشی از برنامه توسعه این کتابخانه شروع کند. در این طرح مجموعه‌ای از مصاحبه‌های کتابخانه پدر لوییس اوکین با اعضای سابق ارتش داوطلبان ایرلند با هدف ایجاد انگیزه برای بحث و گفت‌وگو درباره زندگی مردم و حوادث آن دوره تاریخی ارائه خواهد شد.

تاریخ شفاهی، پیوندی را در میان نسل‌ها شکل می‌دهد

آنچه که هشت سال پیش به عنوان یک مشارکت برای ارتباط برقرار کردن گذشته با حال ساراسوتا شروع شد، اکنون به درک میراث منطقه ما کمک کرده است. این برنامه چند نسلی، از زمان شروع، دانشجویان نیوکالج فلوریدا را با ساکنان قدیمی این منطقه برای گرفتن، ضبط کردن و به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌های آنها در خصوص زندگی در این منطقه از فلوریدا، با هم جفت و جور کرده است.

ضبط سرگذشت 1290 نفر توسط یکی از پیشگامان تاریخ شفاهی

هنگامی که هیزل دوبِرگ در سال 1957 سرگذشت افراد را ضبط می‌کرد، دستگاه گران‌قیمت او، سنگین، پرزحمت و کمیاب بود. اما بهترین ابزاری که خانم دوبِرگ در اختیار داشت، قدرت او در متقاعد ساختن مردم برای مصاحبه بود. قدرت و پشتکاری که نتیجۀ آن دستیابی به مجموعه‌ای از تاریخ شفاهی بود و در کتابخانۀ ملی استرالیا وجود دارد.
دبیر اجرایی یازدهمین نشست تاریخ شفاهی ایران خبر داد

انتخاب هشت مقاله؛ نیازمند آموزش تدوین تاریخ شفاهی هستیم

نشست یازدهم تاریخ شفاهی ایران نهم اسفند برگزار می‌شود
دبیر اجرایی یازدهمین نشست تاریخ شفاهی ایران با عنوان «همایش ملی تدوین در تاریخ شفاهی» با اشاره به کم بودن تعداد مقالات ارسالی به دبیرخانه همایش گفت: هشت عنوان مقاله در این همایش خوانده خواهند شد. تدوین تاریخ شفاهی، هنوز جزو مسائل شفاهی‌کاران است.

تصویب طرح تاریخ شفاهی قانون‌گذاری در مجلس ایندیانا

ایندیاناپولیس، مرکز ایالت ایندیانا در ایالات متحده آمریکاست. مجلس ایندیانا از طرح پیشنهادی ضبط دستاوردها، ایده‌ها و تجربیات اعضای مجمع عمومی – به زبان خودشان – برای تاریخ‌نویسان آتی به عنوان منبع تاریخی حمایت می‌کند. نمایندگان این ایالت با 98 رأی موافق در مقابل یک رأی مخالف لایحۀ 1100 را تصویب کرده و به ادارۀ کل تاریخ ایندیانا مأموریت دادند تا طرح تاریخ شفاهی قانون‌گذاری را نهادینه سازد.

انجام تاریخ شفاهی، در هر فرصتی

کارن گری، مدیر مرکز غول‌های میراث زمین می‌گوید: «ارین دوربین، تجربه بسیاری در بررسی‌های تاریخی، تحقیق آرشیوی، زمینه کاری مردم‌شناسی، تاریخ شفاهی و تولید مستند دارد. ما در حال انجام تاریخ شفاهی در هر فرصتی هستیم، بنابراین هر زمان که بودجه‌ای داشته باشیم و فیلمسازی در دسترس باشد، شروع به انجام کار می‌کنیم.»

نقش تاریخ شفاهی در یافته‌های جدید

برپایی نمایشگاه «دانش سنتی اسکیموها و فرانکلین» در موزه نوناتا سناکوتانگیت در ایکلوئت نقش تاریخ شفاهی اسکیموها را در جست‌وجو برای کشتی گمشده سر جان فرانکلین و ارتباط دانش سنتی در زندگی روزمره در این سرزمین روشن می‌کند.
2
...
 

صدای بال ملائک(13)

چند ساعت همان‌جا ـ کنار میدان ـ مرا نگه داشتند. دیدم نه اینها حالا حالاها قصد کُشتنم را ندارند. بعد، به یک پناهگاه زیرزمینی انتقالم دادند. تاریکی فرمان می‌راند و چشم، چشم را نمی‌دید. وارد پناهگاه که شدم، تا نزدیکی زانو در آب فرو رفتم. بوی تعفن و لجن هم انسان را گیج می‌کرد. بارانی که قبلاً باریده بود، صحنه را به خوبی آماده کرده بود و گویا منافقین، جای بدتری برای زندانی کردن من سراغ نداشتند.