معرفی کتاب

مجموعه مقالات دومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس

مجموعه مقالات دومین همایش ملی تاریخ شفاهی دفاع مقدس، عنوان کتابی است که مقاله‌های ارائه شده برای این همایش را در خود جای داده است. بر اساس موضوع، مقاله‌ها در هفت فصل دسته‌بندی شده‌اند. فصل اول با عنوان «مصاحبه در تاریخ شفاهی دفاع مقدس» 4 مقاله را در خود جای داده است.

معرفی پایان‌نامه

انقلاب اسلامی در بابل به روایت تاریخ شفاهی

پژوهش حاضر یک بررسی در حوزه تاریخ تشیع و در ارتباط با چگونگی شکل‌گیری رویدادهای مرتبط با انقلاب اسلامی و پیروزی آن (1357-1342) و در یک حوزه تاریخ محلی (شهرستان بابل) و با محوریت تاریخ شفاهی و با استفاده از ابزارهای آن برای پاسخ‌گویی به سوالات این پژوهش است.

معرفی کتاب

مهندسین خاکی: تاریخ شفاهی مهندسی رزمی دفاع مقدس

«مهندسین خاکی» جلد اول از مجموعه کتاب «تاریخ شفاهی مهندسی رزمی دفاع مقدس» است که به کوشش عباس حیدری مقدم و به سفارش انتشارات موزه دفاع مقدس در سال 1398 به چاپ رسیده است. در پیش‌گفتار کتاب، تمامی راویان کتاب با مشخصات کامل از جمله سن، تحصیلات، سمت، شغل و وضعیت کنونی معرفی اجمالی شده‌اند.

تاریخ شفاهی دفاع مقدس به روایت حسن رستگارپناه

کردستان در بحران امنیت و محرومیت

روایت حسن رستگارپناه از دفاع مقدس «کردستان در بحران امنیت و محرومیت» نام دارد که به کوشش رضا صادقی و توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در سال 1398 منتشر شده است. این کتاب حاصل 12 جلسه گفت‌وگوی اصلی و یک مصاحبه تکمیلی با اوست که تا حدی حوادث و اقدامات نیروهای ایانی برای تأمین امنیت و رفع محرومیت در مناطق کردنشین را تبیین کرده است.

روایت‌های زنانه از شخصیت و زندگانی مردان بزرگ انقلاب و جنگ - 1

خاطرات غاده جابر از همسرش شهید چمران

غاده دلبسته مصطفی چمران شد؛ مردی با روح بزرگ و آزاد از دنیا و متعلقاتش. اما این چیزها نزد خانواده و فامیل غاده ذره‌ای ارزش نداشت. آنها مخالف مصطفی بودند چون از مال دنیا هیچ نداشت؛ نه پول و نه خانه و نه امکانات زندگی. «در جامعه لبنان ارزش آدم‌ها به ظاهر و پولشان است. به کسی احترام می‌گذارند که لباس شیک بپوشد و اگر دکتر است حتماً باید ماشین مدل بالا زیر پایش باشد.» مصطفی سرانجام از طریق سیدغروی غاده را خواستگاری کرد که با مخالفت خانواده روبه‌روشد.

معرفی پایان‌نامه

عوامل تأثیرگذار در دسترسی به منابع تاریخ شفاهی در مراکز تاریخ شفاهی ایران

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که سیاست‌های دسترسی در مراکز تاریخ شفاهی به چه عواملی وابسته هستند تا با شناسایی این عوامل، ضمن فراهم آوردن امکان دسترسی آسان پژوهشگران، روش‌های مناسبی برای در دسترس قرار دادن آنها پیشنهاد شود. همچنین نتایج حاصل از تحلیل مصاحبه‌ها، پس از کدگذاری در قالب مدل پارادایمی قرار داده شده و مدل مطلوب دسترسی به منابع تاریخ شفاهی شکل گرفته است.

تاریخ شفاهی دفاع مقدس به روایتِ علی اسحاقی

جنگ الکترونیک

«جنگ الکترونیک» عنوان کتاب روایتِ علی اسحاقی از دفاع مقدس است که به کوشش یدالله ایزدی و توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در سال 1397 منتشر شده است. این کتاب شامل 27 جلسه گفت‌وگو با این فرمانده دفاع مقدس است و در برگیرنده کودکی او تا زمان پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ ایران و عراق است. به دلیل پیوستگی موضوعات در برخی جلسات، متن کتاب در 23 جلسه سازماندهی شده است.

تلفیق اسناد و شواهد تاریخ شفاهی

روایت یکشنبه خونین همدان بر بنیان تاریخ شفاهی

ابوالفتح مؤمن در کتاب «خیزش دانش آموزی: واکاوی قیام دانش آموزان همدان در سی‌ام مهر1357» با بهره‌گیری از اسناد و مداک موجود در سازمان اسناد ملی مدیریت غرب کشور و بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان همدان؛ و همچنین مصاحبه‌ با مصدومان و جانبازان این روز، اطلاعات ارزشمندی به دست آورده است.

معرفی کتاب «آقای کتاب»

کتاب «آقای کتاب» در حوزه تاریخ شفاهی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با تحقیق و تدوین محمدحسین بارونقی تهیه شده است. این کتاب مروری بر زندگی و زمانه شصت سال کتاب فروشی «حاج علی یزدان‌خواه» پدر شهید و کتاب‌فروش انقلابی کاشان است.

خاطراتی از دوران شیرخوارگی؛ آیا شدنی است؟

نکته‌ای از کتاب «هشتاد سال تکاپو»

دکتر احمد عظیمی بلوریان خاطراتش را در قالب کتابی با عنوان «هشتاد سال تکاپو: گام به گام همراه با دگرگونی‌های اجتماعی و سیاسی ایران از دهه دوم 1300 تا کنون» توسط نشر مؤسسه خدمات فرهنگی رسا منتشر کرد. خاطرات وی از بیان احوال پدربزرگ و مادربزرگ و پدرش آغاز و پس از بیان سیر خاطراتش از تولد تا زمان حاضر را روایت می‌کند.
3
...
 

بر فراز میمک – 9

خاطرات ستوان دوم خلبان احمد کروندی
هلی‌کوپتر از سلامت کامل برخوردار بود جز اینکه شیشه‌های کابین جلو در جای خود نبود. امکان ادامه عملیات با آن وضع وجود نداشت. برای همین، همراه دو فروند دیگر ـ با سرعتی کم ـ به سوی پایگاه به راه افتادیم. با این حال تحمل فشار باد در جلو برای من بسیار سخت بود. با دیدن پرسنل فنی در پایگاه، دستهایم را به علامت سلام بالای سرم بردم.