از زبان شاهدان

تاریخ شفاهی بمباران شیمیایی سردشت

نویسنده با تعدادی از شاهدان این بمباران به ویژه زنان مصاحبه کرده و به جست‌وجوی نهادها و سازمان‌های دولتی فعال سردشت در هنگام بمباران شیمیایی می‌پردازد و با بازماندگان به گفت‌وگو می‌نشیند. حتی با پزشک حاضر در صحنه بمباران نیز مصاحبه می‌کند.

روایت هم‌رزمی با کاوه در «خاطرات جاوید»

دیدم یک موتور تریل از لابه‌لای ماشین‌ها خودش را به جلو رساند و کنار من توقف کرد. سرم را بالا بردم و با خونسردی راکب آن را دیدم. باورم نمی‌شد کنارم ایستاده بود. دستش را دراز کرد و سوئیچ موتور مرا چرخاند و...

خاطرات عزت ‌شاهی، الگویی برای شفاهی‌کاران

کتاب عزت شاهی تاریخ شفاهی شخص‌محور است. گرچه سؤالات از متن حذف شده‌اند، اما از روایت تدوین شده، می‌توان به سؤالات پی‌برد. از سویی با پژوهش، این موضوع فردمحور در کانال تاریخ شفاهی موضوع‌محور قرار گرفته است.

در «باغ مادربزرگ» روایت شده است

خاطرات بانوی کُرد

در این کتاب به خاطرات و گفته‌های راوی اکتفا نشده است. با 40 نفر از افراد نظیر فرزندان راوی،‌ مردم شهر روانسر،‌ مردم عراقی که مهمانان راوی بودند و مسئولان محلی مصاحبه کردم و محتوای مصاحبه‌ها را به متن کتاب اضافه کردم.

آشنایی با کتاب «مگر ما چند نفر بودیم؟»

قزاق‌تباران ایرانی در دفاع مقدس

بخش دوم از فصل سوم با عنوان «خاطرات جنگ تحمیلی» در ۱۴۸ صفحه شامل خاطرات ۸ قزاق‌تبار حاضر در دفاع مقدس است که سرباز ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند. در پی‌نوشت صفحه شروع خاطرات هر شخص، تاریخ و محل مصاحبه با او مشخص شده است.

انتشار کتاب «نظریه تاریخ شفاهی»

این کتاب 421 صفحه‌ای هشت بخش دارد: تبدیل رویه عملی به نظریه، خصوصیات تاریخ شفاهی، خود، ذهنیت و بیناذهنیت، خاطره، روایت، هنر اجرا، قدرت و توانمندسازی. قبل از این هشت بخش، چند پیش‌گفتار و مقدمه قرار گرفته‌اند.

«گذری در تاریخ» با خاطرات رئیس سازمان انرژی اتمی

خاطرات او به مناسبت حضوری که در بدنه دولت‌های جمهوری اسلامی ایران داشته، خاطراتی از این دولت‌ها هم محسوب می‌شود. این روایت نکته‌های بسیاری هم درباره تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران در طول حدود چهل سال گذشته از عمر آن در بر دارد.

روایت نوجوانی در کتاب «سربازان نیار»

وقتی از کوچه و بازار رد می‌شدم،‌ مردم مرا به همدیگر نشان می‌دادند و می‌گفتند از جبهه آمده‌ام. بزرگ‌ترها و همسایه‌ها با میوه و شیرینی به دیدنم می‌آمدند. ریش سفیدها از وضعیت جبهه و جنگ پرسیدند و گفتند: «با این سن و سال واقعاً جهاد کردی!»

خاطراتی از دنیای ورزش و ورزشکاران

وقتی عصبانی می‌شود، کسی جرات ندارد به چشمانش نگاه کند. اگر به شما موقعیت و شانسی را می‌دهد و از آن استفاده نکنید، می‌توانید بیرون استادیوم هات‌داگ بفروشید. با بازیکن‌ها اصلا گپ نمی‌زند. او بازیکن‌ها را خرد می‌کند و از اول می‌سازد.

استفاده از روش تاریخ شفاهی در «چه کسی لباس مرا پوشید؟»

نویسنده با بازخوانی اثر، راوی را از نحوه تدوین و نگارش مطالب آگاه و صحت و سقم آنها را تأیید یا گوشزد می‌کند. از این طریق برخی مطالبی که هنوز در پس ذهن راوی باقی مانده بود را به دست می‌آورد.
2
...
 

اسراری از درون ارتش عراق-13

آنچه را که نقل می‌کنم، از زبان یکی از افسرهای ارتش عراق است. وی پس از اینکه در یکی از درگیری‌ها ترکشی به سرش اصابت کرد و پزشکان ازکارافتادگی‌اش را تأیید کردند، ماجرایش را این‌گونه حکایت کرد: تازه به فرماندهی گروهان ارتقا یافته بودم و زیاد با چم‌وخم کار آشنا نبودم...