عبور از آخرین خاکریز - 17

دکتر احمد عبدالرحمن

با نزدیک شدن غروب آفتاب، خانقین همانند شهر اشباح به نظر می‌رسید. درهای تمامی منازل انبارها،‌ اماکن و دوایر بسته بود و هیچ عابری و یا اتوموبیلی در خیابان‌ها به چشم نمی‌خورد و تنها مأمورین پلیس، جیش‌الشعبی، برخی از کادرهای پزشکی، نیروهای ارتشی و گارد مرزی که عهده‌دار حفظ امنیت بودند، در صحنه حضور داشتند.

عبور از آخرین خاکریز - 16

دکتر احمد عبدالرحمن

نزدیک ظهر بود و خستگی جسمی و روحی تدریجاً مرا از پای در می‌آورد به طوری که وقتی می‌خواستم آتش سیگارم را روشن کنم احساس کردم دستهایم می‌لرزد. به بیمارستان بازگشتم و دیدم که پرسنل آنجا در حال خاتمه مأموریت حمل دستگاه‌ها، داروها، اثاثیه‌ها و اوراق به داخل کامیون‌ها هستند.

عبور از آخرین خاکریز - 15

دکتر احمد عبدالرحمن

ساعت 8 بامداد روز یکشنبه 31 اوت 1980 از مرخصی بازگشته به درمانگاه نظامی رفتم. ناگاه با انبوهی از افسران و مرزبانان مواجه شدم. برخی از این افسران ـ که با اکثرشان آشنا بودم ـ حالتی هیجان‌زده و عصبی داشتند. برخی دیگر گریه می‌کردند و برخی دیگر دشنام می‌دادند. گویا صبح آن روز در نزدیکی مرز، مینی در زیر یک دستگاه نفربر نظامی منفجر شده و بر اثر این انفجار یکی از هم‌قطاران این افسران جراحات شدیدی برداشته بود،

عبور از آخرین خاکریز - 14

دکتر احمد عبدالرحمن

حوادث بسیار خطرناکی، رخ می‌داد، ولی اندکی بعد اوضاع به حال عادی درمی‌آمد. صدام ضمن بازدید از منطقۀ خانقین، از پایگاه مرزی یثرب که نزدیک‌ترین نقطۀ مرزی به شهر قصرشیرین به حساب می‌آید دیدار کرد. عصر همان روز تلویزیون دولتی فیلمی از بازدید صدام را در حالی که با دوربین شهر را نظاره می‌کرد، به نمایش گذاشت.

عبور از آخرین خاکریز - 13

دکتر احمد عبدالرحمن

به ظاهر رسانه‌های تبلیغاتی جاهل بعثی فراموش کرده‌اند که سرزمین عراق مانند سرزمین‌های ایرانی به زور شمشیر فتح شده است و اکثر قبایل عرب که در بین‌النهرین سکونت داشتند به حمایت از مجوس در برابر سپاه مهاجم اسلام به پا خاسته بودند.

عبور از آخرین خاکریز - 12

دکتر احمد عبدالرحمن

روز بعد، برای معاینۀ افسر مجروح دیگری در بیمارستان الجمهوری که مستقیم به آنجا انتقال یافته بود، فراخوانده شدم. او را دقیق معاینه کردم، دچار کوفتگی و شکستگی دنده شده بود. وی علت را چنین توضیح داد که افسر توپخانه است و ماشین جیپ حامل او در منطقۀ کوهستانی شمال خانقین هنگام عقب‌نشینی وی از منطقه قوره‌تو واژگون گردیده است.

عبور از آخرین خاکریز - 11

دکتر احمد عبدالرحمن

عملیات نصب و انفجار مین‌ها روزبه‌روز شدت می‌یافت، به طوری که سه ماه قبل از شروع جنگ حدود چهل و پنج تن نظامی از نیروهای مرزی کشته و بسیاری از این تعداد مجروح شدند. منطقۀ مرزی مملو از شکاف‌هایی بود که بسیاری از مبارزین کرد مخالف رژیم از آن‌ها نفوذ می‌کردند.

عبور از آخرین خاکریز - 10

دکتر احمد عبدالرحمن

با تیره‌تر شدن روابط عراق و ایران، اوضاع مناطق مرزی بحرانی‌تر می‌شد. رسانه‌های تبلیغاتی دو طرف جنگ سرد شدیدی را علیه یکدیگر شروع کردند. به هر مناسبت جلسات توهین‌آمیز شعرخوانی در عراق برپا می‌کردند و ترتیب‌دهندگان این جلسات، نظام اسلامی ایران را مجوس و شخص امام خمینی (ره) را که از سلالۀ رسول‌الله است به این بهانه که ماء را آب تلفظ می‌کند، به تمسخر می‌گرفتند؛

عبور از آخرین خاکریز - 9

دکتر احمد عبدالرحمن

من مطمئنم تا به حال کسی نشنیده است که مخلوقی در عالم حیوانات همجنس خود را بدون دلیل منطقی به قتل رسانیده باشد، مگر هوموساپنیز که برای انجام این کار و یا بدتر از آن ساخته شده است! با وجود این من همه را به یک چشم نگاه نمی‌کنم.

عبور از آخرین خاکریز - 8

دکتر احمد عبدالرحمن

واقعیت این است که انسان فاقد توانایی جسمی، مطلقاً قادر نبود که در آن مناطق طی طریق نماید. افسری که این مسائل را با من در میان می‌گذاشت دارای وجدانی بیدار، عواطفی انسانی و قلبی مهربان بود و هنوز حزب نتوانسته بود هویت او را به کلی تغییر دهد.
1
...
 
پاسخ کارشناسان به سؤالات تاریخ شفاهی

100 سؤال/32

آیا امکان نقد روایت‌های مشهور از طریق تاریخ شفاهی وجود دارد؟ چگونه؟
جدی‌ترین و بیشترین نقدها متوجه روایت‌های مشهور در تاریخ شفاهی است. روایت‌های مشهور در معرض نقد و بررسی قرار دارند، زیرا وقتی روایتی مهم منتشر می‌شود از طریق مصاحبه‌های تاریخ شفاهی می‌توان ابعاد جدید و زوایای پنهانی از آن روایت را از طریق شاهدان ثبت و ضبط کرد.