از ری تا شام

سایت تاریخ شفاهی

27 اسفند 1398


کتاب «از ری تا شام» روایت ناتمام تاریخ شفاهی سردار شهید مدافع حرم احمد غلامی است که به کوشش علی مژدهی و نظارت علمی و محتوایی یدالله ایزدی توسط مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به چاپ رسیده است. آن‌چنان که در مقدمه این کتاب می‌خوانیم، این اثر ماحصل 18 جلسه گفت‌وگوی علی مژدهی با سردار احمد غلامی یکی از فرماندهان جنگ است که در سِمَت‌های فرمانده گروهان، گردان و محور؛ جانشین فرمانده تیپ 10 سیدالشهدا(ع)؛ فرمانده اطلاعات و عملیات و درنهایت فرمانده تیپ 110 خاتم(ص) ایفای نقش کرده است.

در این گفت‌وگوها که از اردیبهشت 1394 آغاز و تا اردیبهشت 1395 ادامه یافته، احمد غلامی درخصوص زندگی و فعالیت‌هایش از تولد تا پیش از انتصابش به فرماندهی تیپ 110 خاتم‌الانبیا صحبت کرده که با فوت ناگهانی علی مژدهی متوقف می‌شود. کمتر از ده روز بعد نیز سردار غلامی در جبهه سوریه به شهادت می‌رسد و عملاً این روایت‌ها ناتمام باقی می‌ماند. با این حال کار انجام کتاب با کمک یدالله ایزدی مدیرگروه تاریخ شفاهی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به پایان می‌رسد.

این کتاب در شش بخش و هجده جلسه مصاحبه تدوین شده است. بخش اول از کودکی غلامی تا انقلاب اسلامی است که به شکل‌گیری شخصیت و حضور وی در فعالیت‌های انقلابی می‌پردازد. بخش دوم مهار بحران‌های امنیتی در نخستین ماه‌های انقلاب نام دارد که شامل مشارکت درتأمین امنیت پایتخت، تأمین امنیت از تهران تا کردستان و غائله کردستان به عنوان مقدمه حمله حکومت بعث به ایران است. در بخش سوم با عنوان مقاومت در خرمشهر، عملیات در بازی‌دراز، به وقوع جنگ، حضور در خرمشهر و آبادان، تشکیل خطوط دفاعی در کوت‌شیخ، عملیات بازی‌دراز و تداوم حفظ امنیت تهران پرداخته شده است.

در بخش چهارم کتاب با عنوان بیرون راندن متجاوز از بستان تا خرمشهر، درخصوص گردان 6 در عملیات طریق‌القدس، شکل‌گیری تیپ 27 محمدرسول‌الله(ص)، تیپ 27 در عملیات فتح‌المبین، کارنامه موفق در عملیات والفجر2 و مقاومت در حاج‌عمران تا مأموریت در هور صحبت شده است. بخش پنجم نیز عنوان ناکامی‌ها در جنوب، توفیق محدود در حاج عمران را در بردارد که شامل سه جلسه گفت‌وگو می‌شود. در نهایت بخش ششم کتاب هم با عنوان توقف در هور و ماجراهای سپاه منطقه 10 (تهران) به اجرای عملیات خیبر و سرآغاز علنی‌شدن انتقادها در پادگان ولی‌عصر تهران و نیز نقد فرماندهی جنگ می‌پردازد. تصاویر و اسناد، دل‌نوشته‌ها و فهرست نمایه‌ها پایان‌بخش کتاب هستند.

در یکی از دل نوشته‌های کتاب می‌خوانیم: «فرماندهان ما عموماً وقتی راهی برایشان نمی‌ماند، مجبور می‌شدند بلند شوند یک جا در خط بروند. هدف آن‌ها ادای تکلیفشان بود. حالا اگر شهید می‌شدند که چه‌بهتر. خوشا به حال آن‌ها که راه شهادت را که بهترین راه است انتخاب کردند. ما که ماندیم، سرمان کلاه رفت. الآن یکسری از فرماندهان ما که پیر شده‌اند، دنبال این هستند که به سوریه یا جای دیگری بروند که حداقل با عزت بروند و در رختخواب نمیرند. من با چند نفر از این فرماندهان حرف زده‌ام. حسرت آن دوران را می‌خوردند و می‌گفتند خوشا به حال شهدا».

این اثر 536 صفحه‌ای با قیمت 50 هزار تومان در اسفند 1398 وارد بازار نشر شده است.



 
تعداد بازدید: 353


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-59

دکتر «احسان الحیدری» از من خواست به گروهان کماندویی تیپ بیستم بروم و به افراد آن یگان واکسن آبله تزریق کنم. از شنیدن این موضوع تعجب کرده و گفتم: «دکتر! شما اطلاع دارید که سازمان بهداشت جهانی سال‌ها قبل اعلام نمود که بیماری آبله ریشه‌کن شده و آخرین مورد در اتیوپی به ثبت رسیده است. سال‌هاست که این بیماری از ایران رخت بر بسته است.»