پرسش و پاسخ

آرشیوها چگونه تاریخ‌ساز‌ می‌شوند؟

مترجم: فاضل شیرزاد

24 ارديبهشت 1396


آغاز عصر مدرن (۱۸۰۰-۱۵۰۰) شاهد موجی برای نگهداری اسناد بود. در همایشی که در ۹ و۱۰ آوریل ۲۰۱۴ در فرهنگستان بریتانیا[1] برگزار شد، به بررسی ریشه‌های آرشیوهایی پرداخته شد که درک ما نسبت به تاریخ را شکل دادند. از ده تن از سخنرانان این همایش خواستیم به چند سؤال اساسی پاسخ دهند.

آرشیوها درها را به سوی گذشته می‌گشایند. در طول هفت سال گذشته، تاریخ‌دان، دکتر‌ جون بول غبریال[2] به‌ دنبال یک سیاح فوق‌العاده، ایلیاس بابِلی[3] بود. ایلیاس در قرن هفدهم زندگی می‌کرد و از محل تولد خود یعنی موصل (عراق) به اروپا، پرو و مکزیک رهسپار شد. تحقیقات غبریال در ردیابی ایلیاس او را واداشت تا سری به مراکز آرشیوی اروپا، خاورمیانه و آمریکای جنوبی بزند و سرانجام به سرنخ‌هایی که ایلیاس در طی ماجراجویی‌های جهانی خود بر جا گذاشته بود، پی برد.

غبریال، متخصص دانشگاه کمبریج درباره آغاز دوره مدرن، از جمله سخنرانانی بود که برای حضار بین‌المللی همایش ۹ و۱۰ آوریل ۲۰۱۴ در فرهنگستان بریتانیا، سخن گفت. سخنرانی او با عنوان «انتقال اطلاعات: ثبت رویدادهای تاریخی در آغاز جهان مدرن» به شیوه‌هایی توجه دارد که به واسطه آنها درک ما نسبت به گذشته از طریق آرشیوها، شکل داده شده است. غبریال در مورد مسیحیان شرقی که مانند ایلیاس زندگی جدیدی را در اروپا، در قرن ۱۷ شروع کردند، صحبت کرد. بسیاری از آنها استعدادهای زبانی خود را برای کار در سمت آرشیویست و نسخه‌برداری از نسخه‌های خطی خاورمیانه به کار گرفتند.

با دعوت سه نفر از تاریخ‌دانان دانشگاه کمبریج، این اتفاق دو روزه، به دوره‌ای می‌پرداخت که به خاطر رشد سواد، شکوفایی دیوان‌سالاری و پیشرفت فناوری شاهد انفجاری در ثبت رویدادها بوده است. در بسیاری از موارد، توازن‌هایی میان این انتقال و انقلاب اطلاعاتی که امروزه در اثر دیجیتالی شدن رخ داده، وجود دارد.

سخنرانان اروپایی و آمریکایی نظرات کارشناسی خود را در حوزه‌های متنوع همانند رویدادهای نظام فئودالی فرانسه، جمع‌آوری اطلاعات در اوایل عصر مدرن در ‌ژاپن و استفاده و سو‌ءاستفاده از اسناد در هسته قدرت امپراتوری اسپانیا، با دیگران در میان ‌گذاشتند. در این جلسات به دیدگاه‌های متعددی پرداخته شد که به چگونگی و مهم‌تر از آن چرایی به وجود آمدن آرشیوها و نقش آنها در تحقیق‌های تاریخی توجه داشتند.

پروفسور الکساندرا والشام[4] که همراه با همکاران خود دکتر کیت پیترز[5] و لیزبت کورنز[6] سعی در سازماندهی این همایش داشتند، اظهار می‌دارد: «امروزه، وقتی ما یک آرشیو را در کتابخانه یا به‌طور آنلاین بررسی می‌کنیم، در واقع آن را عاری از بافتی می‌بینیم که در فهم معنا و اهمیت آن بسیار مهم است. ایجاد، سازماندهی، حفظ و یا تخریب آرشیوها هرگز فعالیت‌هایی خنثی و بی‌طرف محسوب نمی‌شوند: آنها دغدغه‌ها و اولویت‌های بنیادین یک جامعه را نشان می‌دهند.»

وی افزود: «در این همایش نگاهی به حرکت عظیم نگه‌داری اسناد در آغاز جهان مدرن، در بستر گسترش تحولات فناوری، اندیشه، سیاست، مذهب و اقتصاد انداخته شد. نباید فرض کرد که یک آرشیو موجب دسترسی بی‌واسطه به گذشته می‌شود؛ بلکه روش‌های نگه‌داری اسناد به‌طور اساسی نگاه ما را به تاریخ شکل داده- و یا منحرف- می‌کنند.»

ما از ده تن از شرکت‌کنندگان خواستیم به سؤالات کلیدی درباره آرشیوها، با توجه خاص به دوره‌ ۱۸۰۰-۱۵۰۰ پاسخ دهند.

۱. در آغاز عصر مدرن، یک آرشیو متشکل از چه چیزی بود؟

فیلیپو د وایوو[7] ( از بیرک بک، از دانشگاه لندن[8]) پاسخ داد: امروزه، ما آرشیوها را به عنوان منبع و مرکزی می‌دانیم که قابل استفاده تاریخ‌دانان هستند، اما در واقع این آرشیوها به عنوان ابزار کاری برای سازمان‌ها (بزرگ یا کوچک) در نظر گرفته شده‌اند که مقادیر زیادی از اسناد در حوزه فعالیت آنها را در خود جای داده‌اند. در آغاز عصر مدرن، بسیاری از موسسات در صدد بالا بردن سطح آگاهی نسبت به اهمیت اسناد و پرونده‌هایی که از آنها به عنوان اطلاعات (مثلاً در مورد میزان جمعیت) یا به عنوان مدرک (برای چیزی یا اغلب علیه چیزی؛ برای مثال مرزهای ارضی) یاد می‌شود، برآمده‌اند. این آرشیوها، غیر از موارد غیر‌عمدی در جمع آوری رویدادها، در گذشته ابزارهایی بودند که در مواقع درگیری و کشمکش به کار می‌آمدند.

با توجه به ظاهر و ترتیب این آرشیوها (آرشیو یک واژه لاتین است)، ایده درست کردن اتاق‌های کوچک همراه با قفسه‌های کشویی حتی به صورت کیف، که در عوض درست کردن جعبه به کار می‌رفت، در آن زمان رایج بوده‌است. قبلاً [پرونده‌ها و اسناد] در محوطه پشتی اداره‌ها توسط منشی‌هایی که روی میزهای خود، کار نوشتن را هم انجام می‌دادند، رو هم انباشته می‌شدند. این آرشیوها کم کم اتاق‌های جداگانه‌ای را به خود اختصاص دادند که مملو از اسناد و پرونده‌های رو هم انباشته بودند و به سادگی با همدیگر بسته‌بندی می‌شدند. این پرونده‌ها متعلق به دهه‌ها و حتی قرن‌ها قبل بودند. برخی از این اتاقک‌های نگه‌داری همان‌طور که در تصویر مربوط به خزانه نگهداری اسناد و مدارک ونیز[9] مشاهده می‌شود، تمیز و رضایت‌بخش بودند، اما بی‌شک، در برخی دیگر این نظم و ترتیب وجود نداشت و می‌دانیم که افراد مختلفی برای رویه‌های قضایی، مأموریت‌های مالی، حقوق مالکیتی و غیره، به آرشیوها سر می‌زدند. مراکز بایگانی معمولاً به اندازه‌ پرونده‌های موجود، مملو از مراجعه کننده بودند.

۲- آرشیوها چه نقشی در درک ما نسبت به تاریخ دارند؟

جیس اسپوان هولز[10] (از دانشگاه دولتی واشنگتن[11]) پاسخ داد: در آغاز قرن نوزد‌هم، آرشیوها وضعیت مناسبی در میان تاریخ‌دانان جدید دانشگاهی پیدا کردند؛ [به واسطه آنها] این تاریخ‌دانان فرصتی برای دسترسی مستقیم به گفته‌های قرون گذشته پیدا ‌کردند. با همه فرصت‌هایی که این مراکز نگه‌داری اسناد و مدارک به وجود می‌آوردند، [در واقع] آنها فهم ما را نسبت به گذشته سازماندهی و [در نهایت] محدود می‌کنند. [زیرا فردی که به دنبال اطلاعات در آرشیوهاست] در مورد اینکه چه اطلاعاتی باید حفظ شود و یا رد شود، تصمیم‌گیری می‌کند. از زمان قرون وسطی، ارگان‌های مذهبی و سیاسی دست به تأسیس مراکزی برای نگه‌داری اسناد و مدارک زدند تا صاحب‌منصبان آنها، قادر به حفظ اقتدار ارگان خود باشند. بنابراین، ادله‌های موجود در آرشیوها صرفاً توصیفی از گذشته نیستند، بلکه آنها رهنمود‌هایی هستند تا افراد به واسطه آنها بتوانند زمان حال خود را دریابند و لازم بدانند که نسل بعد هم، از گذشته خود با خبر شود. نتیجه‌ای که می‌توان از آرشیو‌ها گرفت این است که در آنها صرفاً گفته‌های مردانه وجود دارد. این نشان‌دهنده این است که به نظر می‌رسد سیاست‌ها بیشتر تحت تسلط مردان هستند، نه آنچنان که باید باشند.

علاوه بر این، به دلیل اینکه صاحب‌منصبان کلیسا و حکومت، فعالیت‌های خود را مطابق بادیدگاه‌های شخصی خود ضبط و ثبت کرده‌اند، گاهی اوقات تاریخ‌دانان را واداشته است تا بر اهمیت حکومت‌های مرکزی و کلیساهای رسمی در دوره ماقبل مدرن، تاکید مضاعف داشته باشند، یا درباره افرادی که صاحب‌منصبان با آنها رفتار سرحدی (آنان را مرتد یا شورشی خوانده‌اند) داشته‌اند، همان‌گونه بینش و تلقی را داشته‌ باشند. گاهی اعمال و فعالیت‌های محافظان اسناد و پرونده‌های ماقبل مدرن، تاریخ‌دانان را به سمت توجه زیاد به پادشاهان، شاهزاده‌ها، مجریان قانون و روحانیون و از طرفی توجه کم به مردمانی که اعمال ارگان‌های حکومتی را نادیده می‌گرفتند، یا آنها را افشا و به آنها خیانت می‌کردند یا از دستورات شانه خالی می‌کردند، سوق می‌دهد. در درگیری‌ها و کشمکش‌های گذشته، اسناد و مدارک ذاتاً به یک طرف از دو طرف نزاع سوق دارند [و به آن سمت کشیده شده‌اند]؛ بنابراین، زمانی که تاریخ‌دانان اسناد و پرونده‌های گذشته را بدون توجه به گفته‌هایی که عمداً در این اسناد و پرونده‌ها اعمال نشده‌اند، به عنوان بازنمودی از گذشته درنظر می‌گیرند، [درواقع] آنها هم کاری مشابه (اعمال نکردن عمدی) را در قبال گفته‌ها انجام می‌دهند.

۳. آرشیو‌ها چگونه ایجاد شده‌اند؟

آرنولد‌هانت[12] پاسخ داد: آرشیوها به مرور زمان رشد و توسعه پیدا کردند. آرشیو فقط خلاقیتی از طرف یک شخص نیست، بلکه یک موفقیت طولانی مدت از جانب دفتردارها، منشی‌ها، متصدی اسناد و پرونده‌ها و متصدی کتابخانه‌هاست که سعی در شکل‌دهی و سازمان‌دهی اسناد و پرونده‌ها داشته‌اند. من به عنوان یک متصدی کتابخانه، کنجکاو شدم تا شیوه‌های سازماندهی ظاهری و فیزیکی آرشیو را که می‌تواند برای تاریخ‌دانان تاثیر‌گذار و گاهی هم مانع باشد، بیابم. یک مثل [در این باره] می‌گوید: «برگ را می‌توان در جنگل، و سند و مدرک را در بایگانی محفوظ داشت.»

آرشیوهایی که در کتابخانه بریتانیا موجود است، در کاتالوگ و لیستی به‌طور مرتب فهرست شده‌اند. گاهی چنین کاری ضروری است. اگر یک آرشیو و یا بایگانی اسناد، شامل یک چمدان، دو جعبه و یک کیف دستی باشد، چه‌کار می‌کنید؟ [ضرورتاً] شما باید یک دسته‌بندی در این اسناد به وجود آورید تا از به هم ریختگی خارج شود، اما با اعمال نظم و دسته‌بندی در آرشیو، ما محتوی و توضیحات را هم بر آن اعمال می‌کنیم. تا چند وقت اخیر هم ما سعی در سازمان‌دهی و ترتیب‌بندی مکاتبات اداری بر اساسی که (به‌طور غیرعمدی) منعکس کننده ساختار طبقه‌ای بریتانیا باشد داشتیم؛ برای مثال، مکاتبات سلطنتی (مکاتبات خانواده سلطنتی)، مکاتبات خاص (افراد شاخص خوب)، مکاتبات عمومی (مکاتبات هر فرد دیگر). [اگر] امروزه ما آرشیوها را کورکورانه یا تا حدودی کورکورانه سازماندهی کنیم، در صد سال آینده، من به شجاعت می‌گویم که این سیستم سازمان‌دهی غیر‌عادی و بر اساس ترجیح فردی تلقی می‌شود و جانشینان آینده ما از دلیل انتخاب ما در این سیستم، متحیر خواهند شد.

من در صدد بازسازی شیوه‌هایی هستم که مراکز اسناد و پرونده‌ها در آغاز عصر مدرن از این شیوه‌ها برای سازمان‌دهی استفاده می‌کردند. البته این کار آسانی نیست. [خصوصاً] وقتی که محتوای آرشیوها در کشورهای مختلف پراکنده و یا اینکه از کشورهای مختلف جمع‌آوری و نوسامانی شده باشند. منشی‌ها و دفتردار‌ها نقش اساسی در ایجاد و حفظ نگارش‌های مکتوب دارند، اما اغلب آنها انسان‌های سایه‌گونه‌ای هستند که نقش میانجی‌گری آنها فقط در یادداشت‌ها و پشت‌نویسی‌های پشت نامه‌ها با خط ناخوانا که هم‌زمان با دسته‌بندی و ترتیب‌بندی آنها نوشته شده‌اند، هویداست. می‌خواهم که این «کاردان‌های گمنام»[13] را به سوی کانون توجه بکشم.

۴. چرا برخی از اسناد و پرونده‌ها محفوظ مانده‌اند، ولی برخی دیگر از بین رفته‌اند؟ و اینکه از این شکاف‌ها، ناگفته‌ها و نبودن‌ها، به چه چیزی می‌توان پی برد؟

کیت پیترز (از دانشگاه کمبریج) پاسخ داد: اکثر اسناد و پرونده‌هایی که به خاطر اهداف مدیریتی ارگان‌ها به وجود آمده‌اند، محفوظ مانده‌اند؛ [مانند] اکثر داد و ستد‌های ثبت شده‌ای که تصدیقی بر صاحب‌منصبان، یا اعمال قدرت و یا انتقال ذخایر و دارایی‌های آنها بوده‌اند. بنابراین، اسناد و پرونده‌های حکومت و محافظان این اسناد، نقش مهمی در زوال و یا متهم کردن قدرت سیاسی داشته‌اند. من به این مسئله با تحقیق در شرایط دگرگونی‌های سیاسی در جنگ‌های غیر نظامی انگلستان پی برده‌ام.

فروپاشی قدرت سلطنتی اسکاتلند را می‌توان در تلاش‌های بیهوده توماس ویلیون، متصدی اوراق حکومت، برای کنترل دفتر اسناد و پرونده‌ها و پنهان داشتن آنها از دید عموم مشاهده کرد. اسناد و مدارکی که دال بر «وضع نامساعد» سلطنت بودند، نابود یا در محلی امن نگهداری ‌شدند. نظام پارلمانی به‌نوبه خود به‌واسطه حفظ اسناد و پرونده‌ها، فراهم نمودن موجبات قانونی برای دستیابی به اوراق سلطنتی و ممنوع کردن جابه‌جایی اسناد و پرونده‌ها از لندن به دلیل آسیب‌های احتمالی به وضعیت تابعیت و فرمان‌بری از سلطنت، مدعی قدرت خود شد. اسناد و پرونده‌های دادگاه‌هایی که علیه امتیازات سلطنت تشکیل شده بودند، نابود شدند. قوانین پارلمانی، فهرست و نگاشته‌هایی از وضعیت دارایی‌های تحت تصرف را فراهم آوردند. در سال ۱۶۴۹، هواداران برابری‌های اجتماعی در صدد ایجاد دفاتر ثبت تقسیمات کشوری برآمدند. در طی انقلاب انگلستان، کار نگه‌داری اسناد و پرونده‌های حکومتی از یک سیستمی که هوادار حفظ قدرت سلطنت بود به سیستمی که مدعی حقوق تبعه و حقوق شهروندان بود، انتقال یافت.

حفظ اسناد و مدارک، یک کار بسیار سیاسی است. تصمیم‌گیری در مورد اسنادی که نگه‌داری و نابود شده‌اند، می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد تغییر مشروعیت ملل و مشارکت سیاسی در اختیار ما بگذارد.

۵. از سازماندهی اسناد و پرونده‌ها چه چیزی می‌توان آموخت؟

کایری پارمر[14] در این باره می‌نویسد: نحوه سازمان‌دهی اسناد و پرونده‌ها به ما در فهم اینکه آنها در چه زمان، چگونه و توسط چه کسی به کار رفته‌اند، کمک می‌کند. من تحقیقی بر سیستم عقاید کنفسیوس در آغاز عصر مدرن ژاپن انجام دادم. مکاتبات و گفتمان کنفسیوس در آن زمان، مسئولان عالی‌رتبه شوگان[15] را با دنیای بیرون، حتی با معلمان معمولی روستایی هم ارتباط می‌داد. برای نمونه، گاه نوشته‌هایی از محافظان شوگان در آرشیوهای فراموش شده از افراد گمنام در مناطق پیرامون یافت می‌شود. سال گذشته در یک انبار برنج خانگی یک ثروتمند (حاشیه رود کوارا[16] در شمال رود ارس) که یک آرشیو خصوصی فراموش شده در جنوب ژاپن بود، با لگد باز شد. اولین اقدامی که یکی از همکاران انجام داد، عکس گرفتن از نحوه آرایش و سازمان‌دهی آن بود که مربوط به ۲۰۰ سال قبل بود؛ یعنی از همان زمانی که غیر قابل ورود و نفوذ مانده بود. این [بکر ماندن] کمک می‌کند تا فهمیده شود که آرشیو چگونه و توسط چه کسی (یا کسانی) مورد استفاده قرارگرفته است.

هر آرشیوی داستان مخصوص به خود را دارد. مراکز اسناد و پرونده‌های دولتی بسیار شایان توجه هستند. برای نمونه، اسناد اطلاعات نظامی که در حقیقت، همراه با اطلاعات مردم‌‌شناسی یا فرهنگ‌شناسی است و در آرشیو دانشگاهی توکوگاوا شوگان[17] ( ۱۸۹۴-۱۶۰۳) نگه‌داری می‌شود، نشان می‌دهد که این رژیم از این اطلاعات استفاده می‌کرده است. تفاسیر کوتاهی با زبان محلی (چینی، منچو[18]، هلندی) که به هرکدام از اسناد پیوست شده است، برای استفاده افراد با تحصیلات پایین‌تر، اما معمولاً برای مسؤلان عالی‌رتبه که در رابطه با ارتباطات خارجی تصمیم‌گیری جدی می‌کنند، به کار می‌آید.

چگونگی سازماندهی موضوعات مختلف سبب می‌شود که در مورد تهیه‌کننده و گردآوری کننده و حتی کارفرمای دولتی و مسایل در مورد روال علمی، طبقه‌بندی‌های شهروندی (چه یک فرهنگ و کشور «متمدن»[19] نامیده شود و چه «بی‌تمدن»[20] یا اینکه میان این دو باشد) و استفاده از اطلاعات در عصر کنونی، یعنی عصر سرعت انتقال اطلاعات، بینشی را در ما به وجود آورد.

۶. شما در تحقیقات کنونی خود، از چه اسناد و پرونده‌هایی استفاده می‌کنید؟

جنیفر بی شاپ[21] (از دانشگاه کمبریج) پاسخ داد: در حال حاضر، من در حال کارکردن با اسناد و پرونده‌های شرکت گلداسمیت لندن هستم. این شرکت اسناد و پرونده‌های گسترده‌ای را در خود دارد که هر جنبه از زندگی شرکتی را در آغاز عصر مدرن پوشش می‌دهد؛ از نظارت بر تجارت و ارزیابی مهارت گرفته تا داوری مباحثات شخصی بین گلداسمیت و دوستان، همکاران و همسایگان در مورد فعالیت‌های روزانه، تبادلات گلداسمیت در همه سطوح و سلسله مراتبی که این شرکت را فراهم آورده است. این اطلاعات مفصل، این امکان را فراهم می‌کند تا پیوندهای شخصی و کاری که اعضای گروه را به هم متصل می‌کند، به وجود آید. این تعاملات در آغاز عصر مدرن به آنها احساس با هم بودن و هویت شغلی می‌داد.

اسناد و پرونده‌های گلداسمیت توسط منشی شرکت فراهم آمده بود. وی مسئول حفاظت از آنها بود؛ بنابراین پرونده‌های هیئت مدیره در قفسه‌ای واقع در اتاق منشی شرکت نگه‌داری می‌شد و کسی بدون اجازه امکان دسترسی به آنها را نداشت. این منشی یک جای خاصی را هم برای مشارکت و هم تفسیرنویسی بر کارها و رسومات زندگی شرکتی در نظر گرفته بود. بنابراین، این اسناد و نوشته‌ها نه تنها می‌توانند به عنوان اسناد مکتوب از یک کسب و کار رسمی باشند، بلکه می‌توانند نوشته‌های خلاقانه‌ای باشند که خلق و خوی‌ها و دغدغه‌های شخصی منشی‌ای که آنها را نگاشته است را هم از خود انعکاس دهند. اسناد و پرونده‌های شرکت به خودی خود تقاطع‌های مشترک مهم میان قلمروی اجتماعی، ادبی و شرکتی در آغاز عصر مدرن لندن را نشان می‌دهند.

۷. به عنوان یک محقق، چه چالش‌های مهمی از طرف آرشیوها گریبان‌گیر شما شده است؟

لیزبت کارنز (از دانشگاه کمبریج) در این باره می‌نویسد: یکی از چالش‌های اصلی (اما مایه شادکامی) در مورد تحقیق در اسناد و پرونده‌ها این است که اینها چیزهای با ارزشی برای مردم محسوب بوده و هستند. احساس مسئولیت در حفظ ماجراهایی از اجتماعات و افراد گذشته، سبب شده است تا در طول قرن‌ها انگیزه‌ای برای به وجود آوردن، انتخاب کردن و نظارت کردن بر اسناد و نوشته‌ها در افراد ایجاد شود. این مسئله می‌تواند تحلیلی بر یک آرشیو و گسترش آن و همین‌طور دلیلی بر به وجود آمدن انگیزه در این راستا باشد که بینش و آگاهی را در ما نسبت به اجتماعات گذشته به وجود می‌آورد. اما گاهی دسترسی به اسناد و نوشته‌هایی که از چنین ارزش‌هایی (انگیزشی و مادی) برخوردار هستند، محدود شده است.

من غالباً در تحقیق در مورد کاتولیک‌های انگلستان، اسنادی را بررسی می‌کنم که از نظر من می‌توانند گزینه‌های جالبی برای مرور اجمالی اجتماعات گذشته، حتی در مورد بسیاری از کاتولیک‌ها باشند. اینها خود آثار دینی و قسمتی از فرهنگ‌های مذهبی محسوب می‌شوند. این آثار مکتوب یک نمونه آشکار از یک فرایند گسترده‌تر هستند که به واسطه آن اسناد و نوشته‌ها اهمیت بیشتری نسبت به سایر اسناد گذشته پیدا می‌کنند. این حساسیت‌ها، چیزی را که سینه به سینه از میان نسل‌ها عبور می‌کند و چگونگی پی بردن به آن را نشان می‌دهد. محافظان آرشیو‌ها، هم از لحاظ فیزیکی مواظب اسناد و پرونده‌ها هستند و هم محافظت از تفاسیر آنها را در مسئولیت خود قرار می‌دهند. گاهی اوقات تزلزل در اسناد و پرونده‌ها به معنی عدم آزادی در استفاده آنها برای تحقیقات است، گاهی هم به این معنی است که برخی از جنبه‌های کم ارزش گذشته اجداد ما به راحتی در معرض دید قرار نمی‌گیرند. مباحث بین محافظت و تحلیل کردن گذشته می‌توانند موضوع‌های جالبی برای مطالعه و یک ممارست چالشی، اما با ارزش باشند.

۸. ارتباط بین حفظ اسناد و پرونده‌های خصوصی و عمومی چیست؟

هیتر والف[22] (از کتابخانه فالگر شکسپیر[23]) اظهار داشت: شباهت‌های زیادی در  مورد نحوه نگه‌داری اسناد و پرونده‌های عمومی و مدارک خصوصی و اوراق شخصی از نظر استفاده از کیسه‌ها، جعبه‌ها، قفسه‌ها، دسته‌بندی، پوشه، کشو و عنوان‌بندی در آغاز عصر مدرن وجود داشته است. اصول خاصی در حفظ و سازمان‌دهی اسناد و پرونده‌ها وجود نداشت. باستان‌شناسان و سایر افراد از نابسامانی، کثیف‌شدگی و موش‌خوردگی اسناد عمومی اعلام نارضایتی می‌کردند و برخی از افراد سعی در تمیز کردن و درک آنها داشته‌اند؛ افرادی اسنادی را قرض می‌کردند، ولی فراموش می‌کردند که آنها را به آرشیو برگردانند. [در مواردی دیگر] افرادی وجود داشته‌اند که از آنها ثمری نبرده‌اند و آنها را بازگردانده‌اند. دفترداران و محافظان آرشیو‌ها بین نگه‌داری از مقادیر زیادی اسناد که روزانه و با دامنه وسیعی از وجود مقررات اداری تولید می‌شدند و رسیدگی به تراکم شدید این اسناد و پرونده‌ها، دچار مشکل شده‌اند. این موارد همان چالش‌هایی هستند که امروزه مسولان حفظ اسناد و پرونده‌ها هم با آنها روبه‌رو هستند.

اصولاً، تحت کنترل و حفظ قرار دادن اوراق خصوصی ملک اشرافی انگلستان و یا اسنادی که مؤید مالکیت آنهاست، آسان‌تر صورت می‌گرفت. اسناد مالکیت به واسطه تقسیمات کشوری سازمان می‌یافته‌اند، و حقوق هر ملکی (ارزش ملک و در مواردی که در مالکیت آنها درگیری وجود دارد) توسط کشورها «حمایت» می‌شد. صورت‌حساب‌ها و رسید‌ها، اغلب با هم بسته‌بندی می‌شدند و تعداد زیادی از کتاب‌ها و نسب‌نامه‌ها نگه‌داری و بایگانی شده‌اند. خانواده‌های زیادی سعی در حفظ انواع گوناگون اسناد با شیوه‌های مختلف کرده‌اند.

برای مثال، برخی از افراد نوشته‌ها و اوراق شخصی خود را نگه‌داری می‌کردند یا نامه‌ها و نوشته‌ها را در کتاب‌ها انعکاس می‌دادند و نسخه اصلی را به دور می‌انداختند. این در حالی است که برخی آنها را سوزانده یا تغییر داده‌اند. مگر اینکه شما از یک خانواده‌ای با یک تاریخچه طولانی باشید که در یک خانه مجزا، یک اتاق مخصوص برای اسناد مالکیت در اختیار داشته باشید، در غیر این صورت شانس شما در نگه‌داری اوراق خودتان خیلی کم است.

۹. چگونه می‌توانیم راحت‌تر به آرشیوها دسترسی داشته باشیم؟

والری جانسون[24] (از مراکز ملی اسناد و مدارک) نظر داد: دست‌یابی به آرشیوها یک کار پیچیده است. وقتی که سیستم کامپیوتری و دیجیتالی پا به عرصه‌ وجود گذاشت، آرشیو مدارک و پرونده‌ها شکل «آرشیو همگانی»[25] به خود گرفت و واضح است که اگر چیزی دیجیتالی شود، به طور اینترنتی قابل دسترسی است و آن را می‌توان تا حدی زیادی در دسترس عموم، حتی برای کسانی که فرسخ‌ها دورتر هم زندگی می‌کند، قرار داد. اما اگر این اسنادی [که به‌طور اینترنتی قابل دسترس است] خیلی قدیمی باشند، چه اتفاقی روی می‌دهد؟ دیجیتالی و اینترنتی کردن اسناد، «دسترسی» را برای همه افراد مهیا نمی‌کند. [زیرا] ممکن است افراد امروزی قابلیت خواندن دست‌نوشته‌های قدیمی را نداشته باشند و حتی اگر این امکان وجود داشته باشد، آنها نمی‌توانند زبان آن را بفهمند.

بنابراین، برخی از چیزها، ظاهراً به سادگی سامان می‌یابند، ولی این‌گونه نیستند. اگرچه دیجیتالی شدن برای مجموعه‌ای از کارهای استاندارد مثل سرشماری بسیار مفید است، اما قرار دادن اسناد برای دسترسی اینترنتی می‌تواند سبب تحریف آنها هم شود. به عقیده من، طبقه‌بندی خوب در جذب افراد به گنجینه‌های پنهانی که در درون اتاق‌های بایگانی منتظر رونمایی شدن هستند، بسیار مهم است و از اهمیت دست‌یابی حضوری به یک آرشیو کاسته نشده است. هنوز افراد زیادی هستند که شوق زیادی در داشتن اسناد و مدارک اصلی نشان می‌دهند و این حس در آنها وجود دارد که این اسناد دست‌نخورده هستند و شکل واقعی آنها باقی مانده است.

البته دست‌یابی به آرشیو‌ها تنها در زمانی حاصل می‌آید که آرشیو‌هایی برای دسترسی وجود داشته باشند؛ بنابراین، بهترین شیوه برای تسهیل در دسترسی به آرشیوها، ارج گذاشتن به متصدیان اسناد و پرونده‌ها و به‌کارگیری آنها.

۱۰. خاطره‌انگیزترین و بی‌‌ثمرترین «لحظه آرشیوی»[26] شما کدام است؟

ماری لاون[27] (از دانشگاه کمبریج) اظهار داشت: بی‌ثمرترین لحظه آرشیوی من، بعد از انتشار اولین کتابم یعنی «دوشیزگان ونیز: زندگی محصور و بد عهدی در صومعه راهبان رنسانس»[28] رخ داد. من تصمیم داشتم که روی یک طرح جدید در یک شهر نا‌آشنای ایتالیا آغاز به کار کنم و قرار بود که یک ماه در پارما [29] واقع در ایتالیای جنوبی به دنبال چیزی‌هایی که در کاتالوگ آرشیو آن وجود داشت، باشم؛ این آرشیو یک مجموعه کامل از اسناد و پرونده‌های جنایی مربوط به آغاز عصر مدرن بود. در روز اول کارم، به من گفته شد که این اسناد و پرونده‌ها «غیر قابل رویت» است. (واقعاً امکان دیدن و رویت آنها نبود، اگرچه من فکر می‌کردم که واژه «غیر قابل رویت بودن» یک حُسن تعبیر از طرف متصدی آرشیو بود که مطرح شده است.) نتیجه اینکه، تصمیم گرفتم هرگز آرشیوی را مدنظر قرار ندهم، مگر اینکه در ابتدا با مسئول آن مکاتبه‌ای داشته باشم.

من از نگاه خوشبینانه‌تری به اتفاقی که برای من رخ داده است، به عنوان خاطره‌انگیزترین «لحظه آرشیوی» یاد می‌کنم. دیروز، من و هشت نفر از همکاران به سمت ایتالیای مرکزی روانه شدیم. ما در حال کار بر روی یک طرح گروهی با حمایت انجمن تحقیقاتی اروپا[30] در کمبریج و اوقاف کشور (پایگاه هم‌دردی با کانون مقاومت ایتالیا) هستیم. قصد ما این است که به صورت جمعی سراغ اسناد و پرونده‌های مارچی[31] برویم. برای اولین بار در زندگی خود مصمم شده‌ام که در کنار دوستان در یک کار مشارکتی همکاری کنم.

 


[1] British Academy

[2] Dr John-Paul Ghobrial

[3] Elias of Babylon

[4] Alexandra Walsham

[5] Dr Kate Peters

[6] Liesbeth Corens

[7] Filippo de Vivo

[8] Birkbeck, University of London

[9] Venice

[10] Jesse Spohnholz

[11] Washington State University

[12] Arnold Hunt

[13] invisible technicians

[14] Kiri Paramore

[15] فرمانداران مورثی ٰژاپن که در مناطق خود همه کاره بودند و تا سال ۱۸۶۴ حتی امپراطور را هم تحت سلطه داشتند.

[16] kura)

[17] Tokugawa Shogunate

[18] Manchu,

[19] civilized

[20] barbarian

[21] Jennifer Bishop

[22] Heather Wolfe

[23] Folger Shakespeare Library

[24] Valerie Johnson

[25] democratising the archive

[26] archive moment

[27] Mary Laven

[28] "Virgins of Venice: Enclosed Lives and Broken Vows in the Renaissance Convent"

[29] Parma

[30] ERC: European Research Council (ERC) is a public body for funding of scientific and technological research conducted within the European Union (EU).

[31] Marche


دانشگاه کمبریج
 
تعداد بازدید: 181


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

نبرد هور - 2

پس از جلسه 3 ساعته، به محل کار خودم – گردان سوم تیپ – بازگشتم. هنوز دست به کاری نزده بودم که تلگرافی از قرارگاه تیپ به دستم رسید که هرچه سریع‌تر خود را به قرارگاه تیپ برسانم! مجدداً برگشتم. سرهنگ ستاد هانی الحیالی در انتظار ما بود. از فرمانده تیپ خبری نبود. در خلال صحبت‌های هانی فهمیدم که از طرف استخبارات آمده‌اند و او را برده‌اند!