مدارس نوین در مشهد

از مدرسه همت تا دبیرستان دانش

غلامرضا آذری خاکستر

08 مهر 1394


تعدادی از دانش‌آموزان دبستان فردوسی سال 1316ش

اغلب مردم خاطراتی از تحصیل و مدارسی که در آن علم و دانش را شروع کردهاند، دارند. در واقع سرفصل همه خاطرات از مدارس، معلمان و نحوه تحصیل شروع می‌شود و در گذر زمان مشکلاتی که در گذشته فرا روی ساختار آموزشی بوده بخش عمده‌ای از حافظه را تشکیل می‌دهد. ثبت این خاطرات از طریق مصاحبه و تدوین تاریخ شفاهی فرهنگیان می‌تواند گام مهمی در جهت ثبت تاریخ آموزش و پرورش محسوب شود. در این مطلب به نخستین مدارس نوین در مشهد و تلاش بانیان آن برای راه‌اندازی مدارس پرداخته می‌شود.

نخستین حرکت برای تأسیس مدرسۀ جدید را در مشهد میرزاحسن رشدیه شروع کرد. وی در سال 1305ق بعد از اینکه علمای متعصب تبریز برای چندمین‌بار مدرسه او را غارت کردند، به مشهد آمد و این‌بار تلاش نمود تا در این شهر مدرسه‌ای جدید راه‌اندازی کند. رشدیه در مشهد مدرسه‌ای بزرگ دایر کرد، اما هنگامی که از تبریز شرح رخدادها به ناآگاهان مشهد رسید، اوباش و عوام ریختند و مدرسه رشدیه را غارت و خود او را نیز مصدوم کردند و دستش را شکستند. حاکم و صاحب‌دیوان مشهد از رشدیه دلجویی و زمینه مداوایش را فراهم کرد و او را روانه شهرش ساخت. از نام مدرسه‌ای که رشدیه در مشهد تأسیس کرد، هیچ اطلاعاتی در دست نیست. بعد از تلاش رشدیه، گروهی بر آن شدند تا راه او ادامه دهند که از پیشگامان این امر می‌توان به شیخ‌محمدعلی مدیر (مدیریان) و حاج اسدالله خامنه‌ای اشاره کرد.

مدرسه همت را می‌توان اولین مدرسه جدید مشهد برشمرد که در سال1312ق، به اهتمام شیخ‌محمدعلی مدیر در صحن عتیق آستان قدس رضوی برپا شد. این مدرسه هرچند شکل و سامان مدارس جدید را نداشت، اما به سبب مواد درسی جدید که در این صحن تدریس می‌شد، آن را اولین مدرسۀ جدید خوانده‌اند. در سالنامۀ دبیرستان شاهرضا (1314-1313 ه ش) از مدرسه‌ای به نام رضوی یاده شده که کلاس‌های آن در همان صحن تشکیل می‌شده و این احتمال را تقویت می‌کند که هر دو در حقیقت یک مدرسه بوده است.

شیخ‌محمدعلی مدیر بعد از انحلال مدرسۀ همت، در سال 1315ق یک باب مدرسۀ چهارکلاسه به نام مدرسۀ گندم‌آباد در محله گندم‌آباد تأسیس کرد. مدرسه همت در سال 1318ق شعبه‌ای از مدرسه شیخ‌محمد‌علی مدیر بود که پیش از این در محله گندم‌آباد احداث شده بود. محل این مدرسه در منزل میرزاجعفر و جنب مسجد گوهرشاد قرار داشت. این مدرسه دارای شش کلاس کامل ابتدایی بود. ملک‌الحکماء در سرگذشت نامه خود آورده است: «دو سال قبل از آنکه دولت مشروطه شود در ارض اقدس سه باب مدرسه ابتدایی به طرز جدید از قرار پروگرام وزارت جلیله علوم به نام مدرسه مظفریه و همت و ادب تأسیس نمودم.»[1]

اولین مدرسه‌‌ای که در مشهد به طرز جدید تأسیس یافته مدرسه‌ای است به نام همت که در سال 1319 ه ق. از طرف مرحوم ادیب الممالک مدیر روزنامه ادب تأسیس شده است. وی مجلسی برای امتحان شاگردان مدرسه مزبور تشکیل داد و عموم طبقات را دعوت نمود. محل این مدرسه در بازارچۀ عیدگاه، تیمچۀ سرپوشیده بوده است.[2] مؤلفان کتاب مشهد در آغاز قرن چهارده خورشیدی از نخستین مدارس دولتی در شهر مشهد چنین یاد کرده‌اند: «نخستین مدرسه دولتی به نام احمدی در سال 1296ش تأسیس شده است. این دبستان پسرانه و به صورت رایگان (دولتی) بوده است.»

 

 مدرسه فروغ

هرچند از سابقۀ تأسیس اولین مدرسۀ دخترانه در مشهد، کمتر از یک قرن می‌گذرد، اما در یک قرن گذشته، گسترش مدارس بانوان موجب شده تا زنان در عرصه‌های مختلف علمی- اجتماعی جایگاه ویژه‌ای داشته باشند.

فروغ‌السلطنه آذرخشی دختر قهرمان‌میرزا قاجار و صغری خانم (بی‌بی‌جان) و جد پدری‌اش مرحوم شجاع‌السلطنه پسر فتحعلی‌شاه قاجار بود. وی در سال 1260ش درروستای ازغند از توابع تربت حیدریه متولد شد. در آن زمان برای زنان مدرسه‌ای نبود و فقط در مکتب‌خانه‌ها به آنان قرآن و خواندن و نوشتن آموزش داده می‌شد. بنابراین، فروغ السلطنه به همراه خواهرش بانو در مکتب‌خانه‌ها خواندن و نوشتن را فرا گرفت. خانم فروغ آذرخشی در سن هفده‌سالگی با سرتیپ علی‌اکبرخان اهل تفلیس روسیه و رئیس تلگرافخانۀ روسیه در شهر مشهد ازدواج کرد که حاصل آن چهار پسر و سه دختر بود.

تأسیس اولین مدرسۀ دخترانه در شهر مشهد و بازتاب آن در بین اقشار مختلف از جمله مطالبی است که محقق می‌تواند با الهام از آن به تحقیق در مورد زمینه‌های تأسیس دبستان‌های دخترانه در شهر مشهد بپردازد و با زندگی‌نامۀ نخستین زنی که در مشهد اقدام به تأسیس دبستان و دبیرستان نمود، آشنا شود. در مشهد تا دهۀ سوم زندگی فروغ آذرخشی مدرسه‌ای وجود نداشت؛ بنابراین وی به فکر بازکردن مدرسه و با سواد کردن بچه‌های خود و دیگران افتاد. وی این اندیشه را با همسرش درمیان گذاشت و پس از چند جلسه صحبت، با همیاری افرادی چون حاج‌مرتضی قهرمان‌میرزا متخلص به شکسته، اولین مدرسۀ دخترانه مشهد شکل گرفت.[3]

کار ساختمان مدرسه از سال 1290ش شروع شد و تکمیل آن بیش از سه سال طول کشید. عزیزالملوک آذرخشی در توصیف ساختمان مدرسۀ فروغ نوشته است: «ساختمان مدرسه با ارتفاع کم، از زمین و دارای پنج اتاق با پنجره‌های نیمه‌چوب و نیمه‌شیشه با نور کافی، رو‌به‌روی باغ ساخته شد و از ساختمان، راهرو عریض و تا‌حدی طولانی کشیدند که حیاط بزرگ را به حیاط کوچک که به کوچه در داشت وصل می‌کرد. برای ورود به مدرسه باید ازکوچه به حیاط کوچک‌تر وارد شد و از همان راهرو به حیاط بزرگ و ساختمان مدرسه رسید. در حیاط کوچک، اتاق مدیر مدرسه قرار داشت و پهلوی آن تا رسیدن به راهرو، یک اتاق دیگر و در طرف مقابل، سه اتاق و یک مستراح ساخته شده بود. اتاق سوم، متعلق به فراش مدرسه بود که صندوق‌خانه هم داشت. حوض آبی با دو باغچۀ متوسط در وسط این حیاط بود.»

خبر تأسیس مدرسه فروغ، در شهر پیچید. مخالفان پس از شنیدن خبر تأسیس مدرسه، بهانه به‌دست آورده شروع به تهدید کردند و سفارش و پیغام برای شاهزاده می‌فرستادند که مدرسه را ببندید وگرنه آن را آتش می‌زنیم و خراب می‌کنیم... از طرفی شاهزاده مرتضی‌میرزا در روزنامۀ پرخوانندۀ خود (توس)، حملات سختی به این گروه می‌کرد و همه‌روزه مردم را در جریان خبرها می‌گذاشت. با همۀ تهدیدها، مدرسه باز بود و معلمان و مدیر مدرسه به کارها می‌رسیدند. به‌علاوه، پسر بزرگ خانواده، با دو برادر دیگرش احسان‌الله و پرویز و خدمتکاران منزل، مسلح شده، از مدرسه محافظت می‌کردند.[4]

آذرخشی در شرایطی غیرعادی که تحصیل علم و رفتن به مدرسه برای دختران بسیار مشکل بود، این مدرسه را که مسئولان آموزشی و فرهنگی آن سال‌ها از آن به‌عنوان ریشه و مبنای معارف جدید مشهد یاد کرده‌اند، تأسیس کرد. این مدرسه در سال 1296ش پنج کلاس و هفت آموزگار داشت.[5]

ازجمله کسانی که فروغ آذرخشی را در این راه کمک کرد، حاج‌مرتضی میرزا‌قهرمان بود که سال‌ها نزد ادیب نیشابوری از علمای مشهد در مدرسۀ نواب تلمذ کرده بود. دبستان فروغ در ابتدا با سه دانش‌آموز در کلاس اول و چهار دانش‌آموز در کلاس‌ دوم، کار خود را آغاز کرد و به‌تدریج کلاس‌های سوم، چهارم و پنجم هم دایر شد. فروغ که تا آن زمان فرصت برگزاری مراسم افتتاح رسمی مدرسه را پیدا نکرده بود، در سالروز تولد پیامبر اکرم(ص)، جشن مفصلی را به عنوان افتتاحیه مدرسه برگزار کرد. با گسترش فعالیت‌های آموزشی، این دبستان به‌تدریج با کسری بودجه و کمبود امکانات روبه‌رو شد. از این رو، شرکت فرهنگیان خراسان برای تداوم کار فروغ، اقدام به پرداخت اعانه و کمک هزینه به دبستان کرد. پس از تأسیس دبستان فروغ، وی در سال 1298ش، دبستان دیگری را تأسیس کرد و سرپرستی آن را به خواهرش بانو قهرمانی واگذار کرد.

آذرخشی در سال 1297ش، در محلۀ بالا خیابان، کوچۀ حاج شیخ‌عبدالحسین، منزل شخصی به نام شهیدی را ماهیانه 300 ریال اجاره کرد. بعدها به پاس خدمات وی و خواهرش، این مدرسه به نام «بانوان» نامگذاری شد. شهریۀ دانش‌آموزان مدرسه از طریق اعانه و بودجه از سوی مسئولان مدرسه پرداخت و جمع‌آوری می‌شد.[6]

فروغ در مسیر راه‌اندازی و ادارۀ مدرسه با مشکلات زیادی دست به گریبان بود. در کنار مشکلات مالی که از طریق شهریه‌های دانش‌آموزان و دریافت ماهیانه 30 تومان از شرکت فرهنگیان تأمین می‌شد، بسیاری از افراد متعصب، به شیوه‌های گوناگون وی را تهدید می‌کردند و از ادامه کار می‌ترساندند؛ ولی او کار خود را با پشتکار ادامه داد و در مقابل مخالفان ایستادگی کرد و به‌‌‌خاطر جلوگیری از شورش و فتنه، از گرفتن جشن افتتاحیه خودداری نمود.

پس از چندی کلاس‌های سوم، چهارم و پنجم دایر شدند و از دانش‌آموزان پنجم در اولین سال امتحانات نهایی به عمل آمد و عدۀ داوطلبان که هفت نفر بودند، قبول شدند. در چهارمین سال تأسیس، کلاس ششم دایر شد و بعد از سه سال، سیکل اول و دبستان با هم اداره می‌شدند ولی مدرسه همیشه دچار کسری بودجه بود. هرچند قوام‌السلطنه ماهی 2000 ریال کمک مادی می‌کرد، ولی باز هم کافی نبود.

در سال 1304ش عدۀ شاگردان مدرسۀ فروغ 145 نفر بود و مدرسه به‌صورت شش کلاسی اداره می‌شد.[7] در سال 1305ش تعداد شاگردان مدرسه فروغ بالغ بر 169 تن گردید که 27 نفر از آنها به رایگان تحصیل می‌کردند. تعداد فارغ‌التحصیلان مدرسه تا این سال بالغ بر 193 تن و آموزگاران مدرسه 9 تن بود.[8] در آخر خرداد 1309ش این مدرسه دارای شش کلاس ابتدایی و کلاس اول متوسطه بوده است. در این سال مدارس ملی به‌لحاظ کیفی بررسی و مورد تأیید اداره معارف قرار می‌گرفتند. مدرسه فروغ نیز با دریافت این تأییدیه، مجوز ادامۀ کارش را دریافت کرد.

در سال 1311ش، فروغ با کمک ادارۀ معارف خراسان، تقاضای صدور مجوز گشایش کلاس‌های کامل متوسطه را کرد. در پاسخ به همین درخواست، اداره معارف خراسان نوشته است: «اجازۀ هفت کلاس صادر شده و تقاضا برای دو کلاس هشت و نه متوسطه پیگیری و از صدور مجوز کلاس‌های هشت و نه ممانعت به‌عمل آمد.» همچنین پیشنهاد شده بود که این کلاس دولتی شود تا احتیاجی به صدور امتیاز مخصوص نداشته باشد و برای امتحان دانش‌آموزان مشکلی رخ ندهد. در سال 1313ش، کلاس‌های دوم و سوم دبیرستان به آن افزوده شد. در سال 1317ش «دبستان فروغ» با شش کلاس ابتدایی دولتی شد و به نام فروغ تابلو آن نصب گردید. خانم فخرآفاق پارسا مسئول مجلۀ جهان زنان، از جمله معلمان مدرسه فروغ بوده است.[9]

در سال 1335، به‌مناسبت چهلمین سال تأسیس «مدرسه فروغ» و بازنشستگی فروغ‌السلطنه، طی روزهای دوشنبه نوزدهم و سه‌شنبه بیستم آذرماه، مراسم جشنی در دبیرستان فروغ آذرخشی برگزار شد و از خدمات فروغ آذرخشی تقدیر به‌عمل آمد.[10] در این مراسم، آقای استاندار، نیابت تولیت، رؤسای ادارات، فرهنگیان و جمع کثیری از طبقات مختلف در جشن شرکت داشتند. آقای کوثری مدیر کل فرهنگ خراسان در سخنانی شرح مبسوط و جامعی دربارۀ 42 سال خدمت خانم آذرخشی بیان کرد و گفت: «گرچه ایشان عنوان بازنشستگی گرفته‌اند، ولی همیشه فرهنگ به‌وجود ایشان افتخار می‌کند و ایشان برای ابد در قلب فرهنگ و فرهنگی جای دارند».

همچنین در این مراسم، محصلان دبستان فروغ سرود فرهنگ را خواندند و آقای قدوسی رئیس اوقاف خراسان سخنرانی کرد. سپس خانم اقدس شهیدی، زهرا الستی و فرشته طاهری با قرائت اشعاری به تجلیل از خدمات فروغ آذرخشی پرداختند.

از دیگر سخنرانان این مراسم آقای بروخیان، رئیس دبیرستان و هنرستان حرفه و فن، دکتر شادمان نیابت تولیت و آقای جعفری استاندار خراسان بودند. دکتر محمد‌ولی قهرمان، نوه فروغ آذرخشی مطالبی بدین شرح از زبان او بیان کرد: «برای خدمتگزاری سالخورده چون من، موجب نهایت امتنان است که چون امروز به‌خاطر او قدم رنجه فرموده‌اید، 12 سال قبل که دبستان فروغ را افتتاح می‌کردم، امیدم پس از استظهار به مراحم خداوند، به اهالی محترم این شهر بود که خوشبختانه به‌زودی معلوم شد امیدی بیهوده نبوده؛ زیرا باوجود تیرهای افترا و ملامت که از هر طرف بر سر کارکنان دبستان می‌ریخت نوباوگان خود را به مدرسه می‌فرستادند. امروز بسیار خوشوقتم که اگر دیگر قوتی در پای و نوری در چشم ندارم، شما نور چشم‌های من و یک شمع فروزان کانونی پر مهر و محبت شده‌اید. اکنون که آخرین روز خدمت من در فرهنگ است، ضمن عرض تشکر فراوان از این همه لطف و محبت، به شما اطمینان می‌دهم تا زنده‌ام خدمتگزار فرهنگ خواهم بود...»[11]

خانم فروغ آذرخشی بعد از بازنشستگی، اواخر عمر را بیمار بود. وی سرانجام بعد از یک عمر خدمات آموزشی در 19 دی 1357 در مشهد فوت کرد.

 

دبیرستان دانش

در سال 1296ش، اولین دبیرستان مشهد به نام «دانش»، به همت میرزا محمد دانش بزرگ‌نیا تأسیس شد. این دبیرستان که ابتدا در کوچۀ شوکت‌الدوله قرار داشت، در سال نخست تحصیلی دارای دو کلاس و در مجموع 32 دانش‌آموز بود. با گذشت دو سال از افتتاح نخستین دبیرستان در مشهد، به‌علت مشکلات مالی، این دبیرستان دولتی اعلام شد. از جواد غفاری به‌عنوان نخستین مدیر مدرسه دانش یاد شده است. نخستین معلمان این دبیرستان، محمدحسن ادیب هروی، اولیایی، نبوی، سالاری و... بودند.

در سال 1307ش، نخستین گروه دانش‌آموزان دبیرستان دانش، موفق به اخذ مدرک دیپلم شدند. دبیرستان دانش از سال 1314 به ساختمان جدید واقع در خیابان دانش غربی منتقل شد و چون این ایام مقارن هزارمین سال تولد فردوسی بود به «دبیرستان فردوسی» مشهور گردید. از دیگر دبیرستان‌های قدیمی مشهد می‌توان به دبیرستان‌های شاهرضا، نواب و ابن یمین اشاره کرد.

 

 


[1] - قاسمی پویا، اقبال (1377)، مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان. تهران: نشردانشگاهی، ص118.

[2] - مدرس رضوی، محمد تقی و دیگران (1386)، مشهد در آغاز قرن چهارده خورشیدی (مشهور به گزارش مکتب شاهپور) تصحیح و توضیح مهدی سیدی. مشهد: آهنگ قلم، ص155.

[3] - روزنامه دادگستران. سال اول شماره 75، ص1.

[4] -آذرخشی (شیبانی)، عزیزالملوک (1387)، سرگذشت ما فروغ زندگی: حرکت در مسیر تندبادهای اجتماعی. تهران: نامک، ص25.

[5] - قاسمی پویا، اقبال (1377)، مدارس جدید در دوره قاجاریه، ص414.

[6] - روزنامه قدس، سه شنبه 11خرداد 1379.

[7] -اتحادیه، منصوره و دیگران(1390)، زن در تاریخ معاصر(از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی)، مقاله ترابی فارسانی، سهیلا. «روند نوگرایی در آموزش زنان تا پایان پهلوی اول»، مجموعه مقالات سمینار بین المللی دانشگاه زنجان15 تا 17 اسفند1383. تهران: کویر، ص50

[8] - قاسمی پویا، اقبال (1377)، مدارس جدید در دوره قاجاریه، ص415.

[9] - کسری، نیلوفر (1387)، زنان درتاریخ معاصر ایران، تهران: بدرقه جاویدان، ص182.

[10]- روزنامه خراسان، 16 آذر 1335، ص6.

[11] - روزنامه آفتاب شرق، 20 آذر 1335، ص 4.



 
تعداد بازدید: 8118


نظر شما


07 ارديبهشت 1398   04:04:04
محمد عرفانيان خسروي
بسيار عالي من يكي از شاكردان مدرسه همت وشاهرضا و دبيرسان فردوسي و دانش هستم و خدا رحمت كند اقاي صاف و زوار و
اقاي رهبر واقاي هندي نژاد
 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی-33

پاسداران ساکت و آرام نشسته بودند. چهره‌های نورانی و معصومی داشتند، مثل فرشته‌ها. سرهنگ مقدم حسن گالن بنزین را به دست گرفت. با لگد پاسدارها را جمع‌تر کرد تا بتواند به راحتی بنزین را روی آنها خالی کند. سرهنگ با حرص و ولع بنزین را روی پاسدارها پاشید، طوری که کاملاً خیس شدند. مقداری هم دورادور آنها ریخت. پاسدارها نشسته بودند؛ مثل اینکه بوی بنزین و خیسی لباس ناراحتشان کرده بود. حالا مدام تکان می‌خوردند.