مراسم عروسی کرمانج های لایین به روایت تاریخ شفاهی


در گذشته آداب و سوم و فرهنگ شفاهی مناطق مختلف ثابت و به ندرت در حال تغییر بودند. در واقع بخشی از آداب و رسوم ریشه در تاریخ یک قوم دارند و بیانگر هویت فرهنگی و طرز نگرش آنها به مسائل پیرامون شان است. وجود باورها و اشتراکات فرهنگی در بین مردمان یک منطقه مبتنی به نوع نگرش، طبیعت و روحیه آنها است. ولی با تحولات تدریجی بخصوص مدرنیزه شدن جوامع شاهد تغییرات شگرفی در آداب و رسوم مناطق مختلف هستیم. مسئله ای که موجب شده دامنه تغییرات به سرعت تمام مناطق را در برگیرد؛ استفاده از تکنولوژی و رسانه های ارتباط جمعی است. در این نوشتار به بررسی مراسم ازدواج در یکی از مناطق شمال شرقی ایران دامنه رشته کوههای شمالی هزار مسجد(1) می پردازیم. آنچه سبب شده، روایتی از آداب و رسوم ازدواج در یکی از مناطق کرمانج نشین مورد توجه قرار گیرد، تغییر در نحوه اجرای آن در حال حاضر است. آیا محقق تاریخ شفاهی می تواند با ثبت این مراسم و تبدیل آن به متن به پژوهشگران مختلف اعم از تاریخ و جامعه شناسی کمک کند؟


بین دوشهر کلات نادر و درگز منطقه ای سرسبز با مردمانی خونگرم زندگی می کنند که از گذشته شغل شان دامداری و کشاورزی بوده است. دره سرسبز لایین(2) که در برگیرنده چندین پارچه آبادی است از دامنه رشته کوه های سربه فلک کشیده هزارمسجد شروع و به منطقه مرزی به نام سنگدیوار ختم می شود. در تاریخ های محلی و شفاهی حکایتهای جالب، شنیدنی و قابل تأملی از مرزبانی این مردم در سینه ها نهفته است. اگر از قله هزار مسجد خط فرضی در امتداد شمال ترسیم کنیم با دو دره سرسبز مواجهه می شویم که مهمترین آبادی آن چهاراه و خاکستر(3) به عنوان دو آبادی مهم هستند که در حصار کوهها پنهان شده اند. این دو آبادی در گذشته نقش مواصلاتی قابل توجه ای در مبادلات تجاری منطقه داشته اند. و دره دوم روستاهایی به نام لایین کهنه و بابا رمضان در آن واقع است. روستای قدیمی لایین کهنه با داشتن آثار قدیمی چون حمام، مسجد، قبور تاریخی، اجاق سید مظلوم و سنگ نوشته برای پژوهشگران مهم است. تنها سنگ نوشته این منطقه حکم آقا لر بیگ است که با موضوع تذکر به اهالی منطقه راجع به مقدسات، به خصوص ممانعت از نواختن ساز در مراسم است. قدمت این سنگ نوشته به بیش از یکصد و ده سال پیش می رسد. این دره خوش آب و هوا و باصفا مکانی مفرح برای مسافرانی است که تعطیلات آخر هفته را در دل طبیعت می گذرانند، و از قطب های گردشگری محسوب می شود. بخصوص روستای بابا رمضان با داشتن زیارتگاه، مکانی برای برآوردن حاجات مردمان منطقه است. در تقاطع این دو دره روستای رباط قرار دارد. پس از آن روستاها به صورت خطی در مسیر رودخانه لایین سو(4) واقع شده اند. اولین نشانه های اسکان مردم در دشت در لابه لای کوهها نمایان است. غارها و کنده کاری روی کوه های عزیز آباد حکایت از تاریخ گذشته منطقه است. پس از آن روستای احمد آباد و سپس آبادی بزرگ لایین نو قرار گرفته اند. پس از اینکه تهاجم ترکمن ها به مرزها کاسته شد مردم به فکر استفاده از دشت برای کشاورزی شدند. زیرا دشت سرسبز مکانی حاصلخیز برای کشت گندم، جو، پنبه وسایر محصولات کشاورزی بود.

روستاهای حاجی آباد، رجب آباد، کریم آباد و آخرین نقطه سنگدیوار اتمام آبادیهای دره لایین را رقم می زنند. آب رودخانه لایین پس از مشروب کردن وعبور از مزارع کشاورزی که اغلب به کشت برنج صدری بلند اختصاص دارند وارد دشت ترکمنستان شده است. یکی از قدیمی ترین اسناد راجع به این رودخانه مسأله تقسیم آب است که تحت عنوان سواد پروتکل آبهای کلات بین ایران و نماینده روس در شعبان1321ه ق منعقد شده است. در این پروتکل به نکاتی همچون کشت محصولات و نحوه تقسیم آب اشاره شده است.(5) مردمانی که در مسیر رودخانه به سر می برند از کردهای کرمانج می باشند که به زبان کرمانجی(Kurmancî) تکلم دارند. و شیعه مذهب هستند. مهمترین قبایل کرد زبان منطقه عبارتند از: صوفیانلو، باج خوانلو، شیخوانلو، زیدانلو و... ضمن اینکه ترکها و فارسها هم گروه اندکی از مردمان این منطقه را تشکیل می دهند.


مردم منطقه بواسطه شغل دامداری از اواسط اردبیهشت ماه به مناطق سرسبز و صعب العبور هزارمسجد کوچ می کنند تا در هوای مطلوب بهاری به شغل دامداری بپردازند. مهمترین مناطق کوچ عشایر مکانهای چون النگ، کژدره، عربچاه، آوه دریژ، هزارمسجد و.... می باشد. طبیعت زیبا و وجود درختان ارس، مرخ، پسته، گیاهان داروئی، حیات وحش با حیواناتی چون پلنگ، آهو، خوک و...کلکسیونی از زیبایی های خلقت در این نقطه نمایان کرده است.

مراسم عروسی
ازدواج در بین ساکنان دامنه های شمالی هزار مسجد مسئله ای مهم و تداعی روحیه شاد زیستن است. در گذشته همین که جوانان می توانستند به استقلال نسبی برسند پدر و مادر و خویشان به فکر انتخاب شریک زندگی وی می افتادند. از بین دختران اقوام و آشنایان فردی را انتخاب و مقدمات ازدواج فراهم می کردند. بنابراین بزرگان قوم که" ایلچه" می گویند برای خواستگاری رسما به منزل پدر عروس می روند. مراسم خواستگاری معمولا شبها انجام می شد و در این مراسم پس از اینکه طرفین به توافق رسیدند مقدمات شیرینی خوری فراهم می شود. در صورتی که پسر توانایی انجام مراسم عروسی نداشت، یکی از رسومی که در گذشته متداول بود فراری دادن عروس بوده است که در فرهنگ عامیانه به نام"رواندن "مشهور است. این رسم بدین نحو است که داماد پس از قول و قرار های که از طریق یکی از بستگان با عروس می گذاشت در مکانی مشخصی منتظر عروس می ماند. هر دو نفر با اسب یا پیاده از آن روستا فرار می کردند و در روستایی دیگر (خانه دیگر اقوام)ساکن می شدند و سپس از لحاظ شرعی مراسمات برگزار می شد وپس از آنکه رضایت خانواده ها جلب شد مختصر مراسم عروسی انجام می شد.


اما در صورت که خواستگاری رسمی انجام می شد، بحث باشلق- قلند (شیربها، مهریه) بود که معمولا یا پول رایج آن زمان، و یا چند راس گاو، گوسفند و در مواردی قطعه زمینی به این امر اختصاص می دادند.


شیرینی خوری مراسمی است که دختر و پسر به صورت رسمی با همدیگر ازدواج می کنند. در شب شیرینی خوری مراسم قند شکن انجام می شد. طبق این رسم یکی از بزرگان مجلس به منظور شادباش و مبارکی دو کله قند در یک لحظه به هم می زد و قندها می شکست و حاضران درمجلس به داماد تبریک می گفتند. یعنی شکستن کله قند جزئی از مراسم ازدواج تلقی می شود. شعر کرمانجی یادآور این مراسم است.


ایشو چنده ایشو چنده وره بشکن کله قنده
Îşev Çende Îşev Çende were bêşkin kele qende

در گذشته مراسم عروسی تقریبا سه شبانه روز طول می کشید که دو روز اختصاص به میهمانان و عموم مردم داشت. یک هفته مانده به عروسی مردی سوار بر اسب با پارچه ای پر از آبنبات و شیرینی از اول روستا خانه به خانه می رفت و مردم را برای روز تعین شده دعوت به عروسی می کرد. معمولا افرادی که از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار بودند روستاهای مجاور را هم دعوت می کردند.
از زمانی که به یاد دارم عروسی ها در فصل پائیز شروع می شدند. بعد از آن عده ای با تبرهای تیزمشغول تهیه هیزم می شدند. در سوی دیگر یک روز مانده به عروسی زنان مشغول پخت نان محلی بودند. یک شب مانده به عروسی عده ای از افراد که قادر به کمک کردن و کار می باشند دعوت شده و تقسیم کار می شود هر کسی مسئول کاری است.
در عروسی، که اصطلاحا به آن" قولغ کار" می گویند.لباسی که زنان می پوشند از نظر اسلامی کاملا پوشش یک زن مسلمان است و از چندین قسمت تشکیل شده است. پاچه یا شیلوار بصورت دامنی بزرگ که حاشیه های آن با هنرهای دستی بصورت ماهرانه تزئین شده. نیم تنه لباسی نسبتا بلند که تا روی زانو است وقسمت جلوی این لباس با دستان زنان هنرمند دارای نقش و نگارهای قابل توجهی است. شال که بر سردارند."چنگه" که مملو از سکه های قدیمی است به وسیله دو چنگگ در بالای سر قرار می گیرد. "پیست" لباسی است که قسمت های جلو آن پوشیده از سکه های قدیمی است. جوراب محلی و کفش از دیگر مواردی است که زنان در مراسم عروسی می پوشند.


از نزدیکی های ظهر روز اول عروسی دسته دسته مهمانان می رسند همه مشغول کار هستند. میهمانان بخصوص خانمها با کادوهای چون قند،روغن، برنج، پول و...به صاحب مجلس تبریک می گویند. مراسم عروسی به صورت رسمی بعد از نهار انجام می شود نخست عده ای از بزرگان وسایلی که داماد برای عروس خریده است به خانه پدر عروس می برند تا فردای روز دیگر همراه عروس به خانه داماد حمل شود.
"عاشق"، دهل، سورنا و قوشمه از آلات موسیقی مقامی در جشن عروسی می باشند. ضمن اینکه دوتار، کمانچه هم در برخی از موارد استفاده می شوند. نکته جالب توجه در موسیقی مقامی این منطقه یا آهنگها رزمی هستند و یا اینکه برگرفته از فرهنگ و تاریخ منطقه هستند و اصولا مبارزات و مجاهدت های برخی از سرداران در قالب نت های موسیقی نواخته می شود. سورنا زن با مهارت خاصی ساعتها به نواختن می پردازد و دهل چی هم با کوبیدن برطبل مردم را دعوت به عروسی می کند.



اولین مراسم عروسی حمام بردن داماد است. در گذشته حمام ها عمومی بودند، آن روز حمام اختصاص به داماد داشت. عده ای از جوانان به همراه براکه (ساقدوش) داماد را تا حمام بدرقه می کردند. صدای هلهله ورقص فضای روستا می گرفت. روی سر جوانان، لباس دامادی و لباس ساقدوش همراه جعبه شیرینی در مجمه ها قرار داشت. پس از استحمام داماد را به خانه براکه می بردند. (انتخاب براکه یا ساقدوش بدین نحو است که پدر و مادر زمانی که بچه هایشان کوچک هستند فردی که هم سن و سال کودکشان است با موافقت دیگر خانواده به عنوان براکه انتخاب می کنند) درمنزل براکه مراسم رقص های محلی و مراسم پوشیدن لباس دامادی انجام می شد.

داماد و براکه، لباس و کفش نو می پوشند و بروی دوش داماد لباسی قرمز رنگ به نام "دون" قرار می دهند. پس از اینکه داماد لباسهایش را پوشید مراسم روبوسی و تبریک توسط افرادی که در مراسم وجود دارند انجام می شود. همراهان داماد با کادوهایی که خانواده براکه گذاشته است به خانه داماد بر می گردند. این کادوها اغلب مواد غذایی چون برنج، گوشت، روغن، چای، انواع پشتی و... است.



در خانه پدر عروس هم مراسم مشابه ای انجام می شود. زنان و دختران گرد عروس جمع شده و با شادی مقدمات عروسی فراهم می کنند مراسم حمام و خانه "دستخواه" (ساقدوش عروس) انجام می شود.

در حین مراسم عروسی رقص که برگرفته از حرکات رزمی است در بین مردان و زنان به صورت جداگانه انجام می شود. که این حرکات دسته جمعی را"گووند" می گویند. معمولا آهنگهایی که برای زنان نواخته می شود خیلی سنگین است با قرار گرفتن کف دو دست در مقابل این حرکات ادامه دارد و دو قرصه را تشکیل می دهد. مردان با آهنگهای انارکی، دوقرصه تند وچوب بازی حرکات به نمایش می گذارند.

کم کم شب می رسد آن زمان که برق نبود از هر سو مردم با چراغ توری به مجلس عروسی می آمدند تا در روشن شدن محیط کمک کرده باشند. همچنین در محوطه ای که میهمانان در حال رقص یا تماشا هستند، آتش هایی روشن می کردند و جوانان در اطراف این آتش می رقصیدند. ساعت هشت تا نه شب صاحب مجلس میهمانان را دعوت به شام می کرد در گذشته شام آبگوشت بود ولی در حال حاضر غذاها متفاوت شده اند.


در سوی دیگر زنان مراسم تهیه حنا انجام می دهند. یکی از مردان با خواندن آهنگ "آقا حنا مبنده، عروس حنا مبنده" حنا تهیه می شود در میان دست های منظم و هیاهوی زنان عاشق با نواختن قوشمه مجلس را گرم می کند.

پس از صرف شام مجددا مراسم رقص و پایکوبی انجام می شود زنان و مردان گروهی حنا را برداشته و به منزل پدر عروس می روند. صدای دهل و سورنا وشادباش حاضران فضا را شاد می کند. قبل از اینکه مراسم حنا بندی انجام شود داماد شروع می کند به انداختن سیب، انار، شیرینی.
در منزل پدر عروس مراسم حنابندان انجام می شود براکه دستهای داماد و دستخواه دستهای عروس را حنا می زند. در حین حنابندی اشعاری خوانده می شود و مجلس با این مراسم به پایان می رسد. البته نکات ریزی در حنابندی وجود دارد که به یک مورد آن اشاره می شود. پسر بچه ای چهار پنج ساله از حنای کف دست عروس کنده و به سرش می مالد چنین معتقدند که اگر این عمل انجام شود فرزند اولشان پسر خواهد بود.

با طلوع آفتاب دومین روز عروسی شروع می شود. میهمانان بعد از صرف صبحانه به میدان کشتی می روند.
کشتی چوخه از جمله ورزش های جذاب و پرطرفدار در بین کرمانج های شمال خراسان است. چوخه یک نوع لباس کوتاه است که جوانان می پوشند، لباسی خشن و شلواری با پاچه های کوتاه و شالی محکم بسته شده به کمر. این مراسم صبح روز دوم عروسی شروع می شود و تا ظهر ادامه دارد. در ابتدا هرکسی که مدعی است با حریفان کشتی می گیرد جذابیت این ورزش به حدی است که در برخی موارد پیران و میانسالان هم با پوشیدن لباس کشتی می گیرند. در نهایت، "قند" که عبارت است از جوایز، از سوی خانواده داماد اعلام می شود معمولا قند اول یک قوچ است. آنچه در کشتی چوخه حائز اهمیت است، روحیه مردانگی و پهلوانی است که از گذشته در بین چوخه کاران وجود داشته است. شروع کشتی با ذکر صلوات و مدد از مولی علی (ع) شروع می شود ونوازندگان با طنین آواهای چون سردار عوض خان، روحیه جنگندگی و شور میهن پرستی را به چوخه کاران گوشزد می کنند. در بین آواهای موجود صحنه ای از رزم در بین دیدگان حاضران مجسم می شود .
کشتی چوخه دارای فنون مختلفی است که عمومی ترین آن فن لنگ می باشد. چوخه کاران مشهور از منش پهلوانی برخوردارند و همیشه به عنوان سنبل و نمونه در بین عموم مردم مشهورند.

نزدیک ظهر پس از اینکه مراسم کشتی تمام شد به دنبال عروس می روند. عروس در حالی که سوار براسب است و داماد پیاده در کنار آن به خانه خودشان می آیند پیشاپیش عروس، جوانان می رقصند، همه خوشحال و شاد هستند.

همین که عروس به خانه داماد می رسد یک گوسفند قربانی می شود سپس داماد از بالای بلندی شروع می کند به سیب و انار انداختن از روی سر عروس. معمولا اول یک عدد تخم مرغ برای رفع بلا انداخته می شود. پس از پایان این مراسم عروس را به خانه خودش راهنمایی می کنند. قبل از ورود به خانه آینه و قرآن وآب در مقابل دیدگان او قرار دارد ، در این لحظه لیوان شیشه ای یا یک تخم مرغ جلوی پای عروس می شکنند، عروس پس از بوسیدن قرآن به داخل خانه هدایت می شود .

مراسم جمع آوری هدایا برای عروس که اغلب پول، طلا و سکه می دهند در سوی دیگر میهمانان مرد در حال دادن هدایای نقدی هستند. در گذشته چنین رسم بود یکی از بزرگان روستا که صدایی رسا داشت و مورد اعتماد همه بود هر کس هر مقدار پول یا هدیه ای را که می داد، با صدای بلند اعلام می کرد. ولی در حال حاضر هدایا در دفتری ثبت می شوند. پس از جمع آوری هدایا، ناهار به میهمانان داده می شود و بدین شکل مراسم عروسی به پایان می رسد.


آنچه حائز اهمیت است، در گذشته برگزاری این مراسم به دور از هرگونه تجمل گرایی بود همه کمک می کردند تا مراسم عروسی به نحو مطلوب انجام شود و ساده زیستی سرلوحه این مراسم سنتی بود. اما در طی سالهای اخیر ورود تکنولوژی و مسائل اقتصادی مراسم کاملا دگرگون کرده است. تغییرات به وجود آمده بدین شرح است:

نخست اینکه مراسم در یک شب به اتمام می رسد، در حالی که در گذشته حداقل 24 ساعت بود.
2- استفاده از سازهای جدید و تکنولوژی موسیقی
3- استفاده از تالارها و ... در مجموع، سبکِ برگزاری متفاوت شده است.

چنین به نظر می رسد عموم مردم از تغییرات جدید به خاطر مسائل اقتصادی استقبال کرده اند و آداب و رسومی که قرن ها بدون تغییر در بین مردم یک منطقه وُجود داشت، دستخوش تغییرات اساسی شده اند. هر چند پژوهشگران نسبت به این تغییرات حساس هستند و اغلب برای پایداری و احیای این آداب تلاش می کنند ولی در دنیای امروز زمان و سرعت عمل موجب می شود دیگر برخی از آداب و رسوم محلی با اندک تغییراتی خلاصه شده و محتوای آن بر اساس نیازهای روز تغییر پیدا کند.

«محقق تاریخ شفاهی» با دقت در هر یک از مراسم مورد اشاره به پیشینه و فرهنگ مردم پی می برد، به نظر می رسد تغییرات انجام شده در آرشیوهای شخصی و خانگی مردم کاملا ثبت شده است، زیرا از زمانی که این تغییرات در حال شکل گرفتن بود عکس و فیلم در بین مردم رواج پیدا کرده است. بنابراین، با بررسی هر یک از این اسناد می توان به تغییرات تدریجی در دو دهه گذشته پی برد.



1- رشته کوههای هزار مسجد از شمال غربی به سمت جنوب شرقی امتداد یافته است که در دامنه های سرسبز شمالی این رشته کوه، منطقه کلات نادری، در کوهپایه‌های شمالی دشت قره قوم ترکمنستان، در شمال غربی آن شهرستان درگز و در جنوب شرقی این کوهستان دشت مشهد واقع گشته است. بخشی از کوه‌های هزارمسجد را کپه داغ می‌نامند. در امتداد جاده درگز – قوچان، رشته کوه به نام الله اکبر خوانده می‌شود. ارتفاع قله اصلی هزار مسجد۳۱۴۰ متر می باشد.
2- لایین نو در طول جغرافیایی 59 و 45 و عرض جغرافیایی 37، 08 در ارتفاع 820 متری از سطح دریا واقع شده است.
3- خاکستر (کلات)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کلات در استان خراسان رضوی ایران است. این روستای خالی از سکنه در دهستان هزارمسجد قرار دارد.
4- این رودخانه از کوههای هزار مسجد سرچشمه می گیرد و پس از طی دره های پر پیچ و خم و مشروب کردن روستاها وارد خاک ترکمنستان و قهقه می شود. فرهنگ جغرافیایی ایران خراسان. ترجمه کاظم خادمیان. مشهد. بنیاد پژوهشهای اسلامی 1380. ص916
5- جهت اطلاع بیشتر نگاه کنید به مقاله نگارنده با عنوان پروتکل آبهای کلات. پیام بهارستان. د2، س2، ش6، زمستان1388، صفحات619-626


غلامرضا آذری خاکستر



 
تعداد بازدید: 3607


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-22

متوجه شدم آتش از مدخل سنگر امدادرسانی زبانه می‌کشد. راننده‌ام با حالتی ملتهب از میان شعله‌های آتش خارج شد و فریادزنان فرار کرد. به دنبال او دویدیم. وقتی روی زمین افتاد، با پتوی خودم آتشی که به لباس‌هایش سرایت کرده بود، خاموش کردم...