خاطرات مینا نظامی


03 آذر 1398


مینا نظامی، از امدادگران و پرستاران سال‌های دفاع مقدس، مهمان نودوششمین برنامه شب خاطره (1 شهریور 1380) بود. او در این برنامه درباره مجروحی خاطره گفت که دچار فراموشی شده بود و بالاخره شماره تلفنی به یادش آمد. خانم نظامی می‌گوید: «زمانی که با خانواده او تماس گرفتیم، چند روز قبل از آن، مراسم چهلم این مجروح را برگزار کرده بودند و مادر مجروح گفت: «شهیدان زنده‌اند الله‌اکبر؛ تلفن می‌زنند! الله اکبر...» این روایت‌‌ را ببینیم.

تاکنون 307 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده هفتم آذر 1398 برگزار می‌شود.

آرشیو

دانلود



 
تعداد بازدید: 722


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-46

از دوستانم خواستم تا یک پتویی روی زمین پهن کنند و آمبولانس‌ها را دور تا دور آن قرار دهند تا مبادا در آن تاریکی شب دیگر خودروها مرا زیر بگیرند. تن خسته‌ام را انداختم روی پتو. «غازی» پزشکیار هنگ، پالتویش را روی من انداخت. دقایقی بعد در خوابی عمیق فرو رفتم. هیچ توجهی به اطرافیان خود و به صدای خودروها و غرش آتش‌بارها نداشتم.