حفظ تاریخ شفاهی طرح فوق محرمانه جنگ جهانی دوم

کارول کلارک[1]
ترجمه: نرگس صالح‌نژاد

16 مرداد 1396


درباره تصویر: نقاشی در ال کونونتو که از سوی اسپانیایی‌تباران محلی به طرح منهتن هدیه شده است.

 

اولایلا کوانتانا نیوتن[2] معروف به «اولا»[3] در توصیف زندگی در دره شمالی ریوگراند[4] قبل از آمدن طرح منهتن می‌گوید: «آنجا جهان کاملاً متفاوتی بود، زندگی ما کاملاً تغییر کرد.»

طرح منهتن[5] طرح فوق محرمانه جنگ جهانی دوم برای ساخت بمب اتم، تأثیر عمیقی بر جوامع شمالی نیومکزیکو[6] گذاشت. مؤسسه میراث اتمی[7] مؤسسه‌ای غیرانتفاعی در واشنگتن، به حفظ و تفسیر تاریخ طرح منهتن اختصاص داده شده است. به‌عنوان بخشی از تلاش‌ها، این مؤسسه شروع به همکاری با مردم محلی برای جمع‌آوری و انتشار مصاحبه‌ها با ساکنان شمال نیومکزیکو در مورد تجربیات آنها کرده است. سینتیا کلی[8] رئیس مؤسسه می‌گوید: «ما از به اشتراک‌گذاری این مصاحبه‌ها بسیار خشنود هستیم، اولین نتایج این همکاری، وب‌سایت ما با عنوان «صداهای طرح منهتن»[9] است. این منابع برای بازدیدکنندگان پارک ملی تاریخی طرح منهتن، دانش‌آموزان، مربیان، موزه‌ها، روزنامه‌نگاران و مخاطبان سراسر جهان در دسترس است.»

در اوایل سال جاری، مؤسسه میراث اتمی مصاحبه‌هایی با فرانسیس کوانتانا[10] لیدیا مارتینز[11] و فلوی آگنس لی[12] در مورد کار آنها در طرح منهتن انجام داد. این تاریخ‌های شفاهی هم‌اکنون روی وب‌سایت «صداهای طرح منهتن» همراه با بیش از ۴۵۰ مصاحبه با شرکت‌کنندگان، اعضای خانواده و کارشناسان این طرح وجود دارد و در دسترس است. علاوه بر این، مؤسسه میراث اتمی در حال کار با ویلی آتنسیو[13] و دیوید شیفرل[14] برای انتشار مجموعه مصاحبه‌های انجام شده در سال ۲۰۰۹ با شرکت‌کنندگان در طرح منهتن است. آتنسیو، از کارمندان قدیمی آزمایشگاه‌ ملی لاس آلاموس[15] و موزه علمی برادبری[16] با دیوید شیفرل[17] فیزیکدان بازنشسته این آزمایشگاه، در حال ضبط و گرفتن مصاحبه‌های بیشتر هستند. هر دوی این افراد برای انجام این مصاحبه‌ها داوطلب شده‌اند. آتنسیو می‌گوید: «طرح منهتن احتمالاً مهم‌ترین طرحی بود که تا آن زمان در ایالات متحده انجام شده است. سهم صدها تن از اهالی شمال نیومکزیو- شامل اسپانیایی‌ها[18] پائولوسی‌ها[19] و انگلیسی‌تبارها[20]- باید مستند شود. ما باید صدای افرادی حاضر در آنجا را بشنویم.»

شیفرل هم می‌گوید: «من پیش از این هم چندین سال مصاحبه‌ها و روایاتی در مورد لاس آلاموس جمع‌آوری کرده بودم و روایت‌های شگفت‌انگیزی در مورد زندگی اسپانیایی در شمال نیومکزیکو شنیده بودم. زمانی که ویلی آتنسیو از من خواست در صورت امکان به او کمک کنم، با تمام وجود موافقت خود را اعلام کردم. من بارها و بارها در برابر استعدادها و مهارت‌ها به بن‌بست خوردم تا این که وارد طرح منهتن شدم.»

شروع طرح منهتن

کلبه تاریخی رومرو

 

در سال ۱۹۴۲، لاس آلاموس به‌عنوان سایت آزمایشگاه عملی طرح فوق سری منهتن طراحی شد. بومیان آمریکایی و ساکنان اسپانیایی فلات پاجاریتو[21] مجبور به ترک زمین‌های‌شان‌ شدند. ویکتور و رفوجیو رومرو[22] که در خانه‌ای تابستانی در فلات زندگی می‌کردند، در میان این آوارگان بودند. روساریو مارتینز فیریلو[23] نوه رومرو چنین به یاد می‌آورد: «ارتش ناگهان اعلام کرد شما نمی‌توانید به منطقه وارد شوید و چیزی بکارید. این بخش از زمین شما اکنون در اختیار ماست.» امروزه، گردشگران لاس آلاموس می‌توانند کلبه بازسازی شده رومرو را در منطقه ببینند. خدمات پارک ملی جابه‌جایی ناشی از طرح منهتن را به ‌عنوان یک موضوع مهم برای پارک ملی تاریخی منهتن تعیین کرده است.

به دلیل تعداد کم کارگران، ارتش، مهندسان تازه‌کار مردمی از جوامع اسپانیایی و پائولوسی‌ها را برای کمک به ساخت آزمایشگاه و اقامتگاه جذب کرد. طبق مصاحبه‌های مستند شده، ارتش آنها را به‌عنوان کارگران ساختمانی، نگهبان، خانه‌دار، تکنسین، کارکنان غذاخوری، پست، رسانه و دیگر موارد استخدام کرده بود. کامیون‌ها و اتوبوس‌های سبز ارتشی در جوامع اسپانیایی توقف می‌کردند و پائولوسی‌ها هر روز صبح کارگران را جمع‌ می‌کردند و برای کار به تپه‌ای می‌فرستادند که لاس آلاموس نامیده می‌شد. اسکوییل سالازار[24] کسی که به‌عنوان نجار و نقشه‌بردار کار می‌کرد، به یاد می‌آورد: «ما همه در این طرح شرکت داشتیم. من فکر می‌کنم مهم بود مردم درک کنند کار دانشمندان بدون وجود کارگران که آزمایشگاه‌ها را ساختند، امکان نداشت. نگهبانان، کارگران و نجارها، همه در این کار شریک بودند.»

فلوی آگنس لی

مصاحبه‌شوندگان از اقدمات محرمانه و امنیتی در لاس آلاموس سخن می‌گفتند. فلوی آگنس لی[25] توضیح می‌دهد که چگونه امنیت بالای آنجا امکان دیدن پدر را برایش سخت می‌کرد، او و پدرش از اهالی سانتا کلارا پوئلبو[26] بودند. او می‌گوید: «آنها تقریباً تصمیم گرفته بودند که من نمی‌توانم در لاس آلاموس کار کنم، زیرا پدرم اسرار آنها را دریافته بود. اما در نهایت گفتند، من می‌توانم بروم، اما پدرم اجازه نداشت به دیدن من بیاید. او نمی‌توانست نزدیک آزمایشگاه شود، اما من می‌توانستم او را ببینم. به همان روشی که قبلاً انجام می‌دادیم.»

ارتباطات بین آزمایشگاه و جوامع اطراف همیشه شفاف نبود. گاهی اوقات، سربازانی از لاس آلاموس برای جشن به اسپانیولا می‌آمدند که دعوا و برخورد هم متعاقب آن می‌آمد. لیدیا مارتینز[27] بیان می‌کند: «آنها به اسپانیولا می‌آمدند و برخوردها و دعواهایی درمی‌گرفت.»

با وجود چنین حوادثی، مصاحبه‌ها همچنین نوعی همزیستی مسالمت‌آمیز و حس مشترکی از نیازمندی‌های زمان جنگ را توصیف می‌کنند. برخی پرستارها و خانه‌دارها روابط نزدیکی با خانواده‌های دانشمندانی که آنها را استخدام کرده بودند، پیدا کردند، اغلب به ‌عوض رفت و آمد روزانه در کنار آنها ساکن شدند. بسیاری از خانواده‌های اسپانیایی روی تپه زندگی می‌کردند و فرزندان‌شان به مدرسه آنجا می‌رفتند. استر ویجیل[28] یکی از کودکان دوره جنگ، در مدرسه لاس آموس و همراه با فرزندان دانشمندان درس می‌خواند. او توصیف می‌کند: «ما این فرصت را داشتیم که از تمام چیزهایی که می‌شنویم دور باشیم. این خودش نوعی آموزش بود.»

بعد از پایان جنگ، لاس آلاموس به استخدام تعدادی از اعضای جامعه اسپانیایی‌ها و پائولوسی‌ها ادامه داد. شمار بسیاری از اینان برای شرکت «زیا»[29] کار می‌کردند که به مدت دو دهه در لاس‌آلاموس مشغول خدمت و مسئول حفاظت و نگهداری مناطق تکنیکی آزمایشگاه ملی لاس آلاموس تا سال ۱۹۸۶ بودند. برخی مصدومان و مجروحان طرح منهتن مانند لیدیا مارتینز، فرانسیس کوانتانا و اولا کوانتانا نیوتون چندین دهه را در آزمایشگاه سپری کردند. امروز حدود ۳۸ درصد از کارمندان آزمایشگاه از اسپانیایی‌ها یا لاتین‌تبارها هستند.

میراث

دیدگاه‌های مختلفی در مصاحبه‌ها در مورد طرح منهتن و اثر آن روی جوامع شمال نیومکزیکو وجود دارد. کوانتانا نیوتون به مدت ۵۳ سال در آزمایشگاه کار می‌کرد، به‌ عنوان رهبر یک گروه جایزه ویژه‌ای کسب کرد. او می‌گفت: «من با تجهیزات پیشرفته‌ای درمان شدم. با توجه به این که مدرک دانشگاهی نداشتم، احساس می‌کردم بیش از آن نمی‌توانم انجام دهم.»

لیدیا مارتینز می‌گوید: «مردم منطقه در آن زمان بسیار فقیر بودند. کار چندانی وجود نداشت. مردم بسیاری کشاورزی می‌کردند، اما با آمدن آزمایشگاه به این منطقه، رونق نیز به زندگی مردم آمد. این آزمایشگاه برای ساکنان منطقه خوب بود. اگر در منطقه لاس آلاموس نبود، بسیار سخت بود، زیرا این منطقه جمعیت زیادی دارد.»

با این حال، تمام جوانب وجود آزمایشگاه مثبت نبود، علاوه بر نگرانی‌هایی در مورد تأثیر آزمایشگاه روی محیط اطراف، برخی از مردم در مورد زندگی قبل از جنگ در این منطقه می‌گفتند. ویرجینیا مونتویا آرکلتا[30] در لاس آلاموس به دنیا آمده و سال‌های اولیه زندگی‌اش را در آنجا گذرانده است. پدر او، آدولفو مونتویا[31] نگهبان و باغبان مدرسه لاس آلاموس بود. او می‌گوید: «ما نمی‌خواستیم زندگی زیبای‌مان را کنار بگذاریم. ما آموزش خیلی خوبی داشتیم و نمی‌خواستیم آن را از دست بدهیم.»

بنیاد میراث اتمی از ویلی آتنسیو و دیوید شیفرل برای همکاری در انتشار مصاحبه‌ها و مرکز رسانه‌های اجتماعی پک8[32] در لاس آلاموس برای دیجیتالی کردن مصاحبه‌ها سپاسگزار است. این طرح همچنین از کمک مالی اعتبار ملی برای حفاظت تاریخی صندوق مداخله جنوب‌شرقی بندرمن[33] بانک ملی لاس آلاموس و بنیاد «کر»[34] استفاده کرده است. در تاریخ ۱۲ تا ۱۴ اکتبر، کالج شمال نیومکزیکو و میراث ملی ریوگراند شمالی کنفرانسی را به نام «مداخله کوارنسیا: تجارب اسپانیایی‌ها و بومیان آمریکایی از طرح منهتن»[35] برگزار کردند. مؤسسه میراث اتمی از حمایت مالی بانک ملی لاس آلاموس از این طرح قدردان است.

این کنفرانس، دانشمندان، نویسندگان و هنرمندانی که از طرح منهتن تاثیر گرفته بودند یا روی آن تأثیر گذاشته بودند را دور هم جمع کرد. مؤسسه میراث اتمی انتظار دارد تا کنفرانس و ادامه کار با همکاران محلی برای گرفتن مصاحبه تاریخ‌های جوامع محلی و آزمایشگاه لاس آلاموس ادامه یابد.

بنیاد میراث اتمی یک مؤسسه غیرانتفاعی در واشنگتن دی‌سی است که به حفاظت و تفسیر طرح منهتن و میراث به‌جای مانده از آن اختصاص دارد. تلاش‌های مؤسسه میراث اتمی به ایجاد یک پارک تاریخی ملی در طول یک دهه منجر شده است. در حال حاضر این مؤسسه به حفاظت از سایت‌ها و مکان‌های تاریخی می‌پردازد و برنامه‌های آموزشی خود را برای بازدیدکنندگان از پارک، دانش‌آموزان، معلمان و عموم مردم توسعه می‌دهد. برای اطلاعات بیشتر به سایت این موسسه مراجعه کنید.

 

[1]. Carol A. Clark 

[2]. Eulalia Quintana Newton

[3] .Eula

[4]. Rio Grande

[5]. Manhattan Project

[6]. New Mexico

[7]. The Atomic Heritage Foundation

[8]. Cynthia Kelly

[9]. Voices of the Manhattan Project

[10] .Frances Quintana

[11] .Lydia Martinez

[12] .Floy Agnes Lee

[13]. Willie Atencio

[14]. David Schiferl

[15]. Los Alamos National Laboratory (LANL)

[16]. Bradbury Science Museum

[17] David Schiferl

[18]. Hispanics

[19]. Pueblos

[20]. Anglos

[21]. Pajarito Plateau

[22]. Refugio Romero

[23]. Rosario Martinez Fiorillo

[24]. Esequiel Salazar

[25] Floy Agnes Lee

[26]  Santa Clara Pueblo

[27] Lydia Martinez

[28] Esther Vigil

[29].  Zia Company

[30]. Virginia Montoya Archuleta

[31]. Adolfo Montoya

[32] PAC 8 Community Media Center

[33].  Bonderman Southwest Intervention Fund

[34]. Kerr Foundation

[35].Querencia Interrupted: Hispano and Native American Experiences of the Manhattan Project


لوس آلاموس دیلی پست
 
تعداد بازدید: 328


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

سال‌های تنهایی - 18

هنگامی که ما را به این آسایشگاه می‌آوردند، نگهبان‌ها برخورد خوبی با ما نداشتند و ما را حَرَس خمینی صدا می‌زدند. البته این مسئله باعث افتخار و سربلندی بود که دشمن، ما را معتقد و وابسته به حکومت اسلامی و امام بداند، گرچه موجب می‌شد که به ما اهانت کنند و برما سخت بگیرند. از جمله این ‌که مدت یک سال و اندی، حتی برای چند لحظه، ما را جهت استفاده از نور مستقیم خورشید و هواخوری، از اتاق خارج نکردند!