همایش تاریخ معاصر آذربایجان



همایش یک روزه «تاریخ معاصر آذربایجان: تحولات پس ازجنگ جهانی دوم» به کوشش انجمن پژوهشگران تاریخ ایران با همکاری موسسه دیار کهن روزسه شنبه 26 آذر1392 در سرای اهل قلم تهران برگزار شد.

کاوه بیات سخنرانی افتتاحیه را با عنوان «21 آذر 1325، یک بحث غیرتاریخی» ایراد کرد. وی در آغاز به این نکته اشاره کرد که با فروپاشی قدرت‏های خاورمیانه پس از جنگ جهانی اول گسل‏هایی پدید آمد که یکی از نتایج آن ظهور کشورهایی چون جماهیر سه گانه قفقاز را می‏توان نام برد. از ابتدای تأسیس‏‏ تا امروز این کشورها با همسایگان خود مسایلی را داشته‏اند. او سپس به اختصار به چگونگی تشکیل کشورهای پیرامونی ایران پرداخت و این نکته را تأکید‏‏ کرد که متأسفانه آن موقع این تحولات از دید بسیاری از ایرانیان پنهان ماند. در ادامه به شکل‏گیری کشوری موسوم به آذربایجان در سرزمین تاریخی اران اشاره کرد که مقامات ایرانی از نیت این جمهوری نسبت به بخشی از خاک کشور بی اطلاع بودند؛ اگرچه دولت وقت ایران از به رسمیت شناختن کشوری به نام آذربایجان سر باز زد.

کاوه بیات

بیات ادامه داد: «با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم وآغاز بحران آذربایجان در 1324، آن شناخت کمی هم که در دوره قبل وجود داشت در این دوره دیده نمی‏شود. تنها افرادی مانند عباس اقبال در مجله یادگار با نگارش مقالاتی به سابقه تاریخ و فرهنگ سرزمین اران اشاره کرده و سعی در روشن نمودن خطر تجزیه ایران داشتند».
بیات گفت: «ظهور وسقوط فرقه دمکرات آذربایجان یک سال بیشتر به طول نیانجامید، اما پیامدهای آن تا به امروز ادامه دارد. شناخت ریشه‏ها و نتایج این مسئله بر همگان لازم است.»

از راست به چپ: ناصر اویسی، افشین جعفرزاده، کامروز خسروی، مجتبی برزویی

درپنل نخست ابتدا کامروز خسروی با عنوان نگاهی به الگوهای حرکت قومی در آذربایجان به سخنرانی پرداخت. او براساس نظریه ژیدریو، محقق فرانسوی الگوهای حرکت جمعیت در آذربایجان را به سه دوره تاریخی تقسیم کرد:

نخست از مهاجرت آذربایجانی‏ها به قفقاز برای کار تا تشکیل فرقه دمکرات که در این دوره مهاجرین با مفاهیمی چون سوسیالیسم و ناسیونالیسم آشنا می‏شوند. خسروی در انتقاد به ریو گفت: «ریو مشخص نمی‏کند منظور از ناسیونالیسم چیست؟» وی ادامه داد: «پس از تأسیس‏‏ اتحاد شوروی، کمونیست‏های روس شروع به تاریخ‏سازی کردند و عنوان شد که منطقه تاریخی «اران» همیشه دربرابر ایران مقابله کرده است! وی با اشاره به اسناد جدید منتشر شده معتقد است: «حرکت فرقه را باید از داخل حوادث شوروی و مقامات آن جستجو کرد».

دوره دوم پس از سقوط فرقه تا انقلاب اسلامی را در برمی گیرد که مهاجرین ایرانی در قفقاز اندیشه‏های خود را در قالب داستان، رمان، کتاب و فیلم بیان می‏کنند. دوره سوم نیز بعد از انقلاب است که در دو سه سال اول افرادی مثل «زهتابی» به ایران می‏آیند و شوروی از آن‏ها حمایت می‏کند. خسروی در پایان گفت: «بعد از سقوط شوروی نوشته‏های پان‏آذریسم به پان‏ترکیسم تبدیل شده است».

ناصر اویسی سخنران بعدی بود که به علت گذراندن سی سال از عمرخود در شوروی، خاطراتی از سران فرقه مانند پیشه‏وری، بی‏ریا و سلام‏الله جاوید بیان کرد و در مورد اقدامات منفی فرقه دمکرات مانند اعدام‏ها مطالبی گفت. اویسی در پایان اعلام کرد که برخلاف برخی نظرات، پیشه‏وری وطن پرست بوده است.

از راست: ناصر اویسی، کامروز خسروی، مجتبی برزویی

نفر سوم این پنل، مجتبی برزویی بود که با عنوان «نگاهی تازه به جمهوری مهاباد، پس از بازگشایی آرشیو‏های شوروی» به بیان نظرات خود پرداخت. در ابتدا او به این مطلب اشاره کرد: «روس‏ها در فاصله دو جنگ به منطقه کردستان و به خصوص مهاباد چشم داشتند!» سپس ادامه داد: «هیچ پیشینه سیاسی در مورد مطالبات قومی در این منطقه تا جنگ جهانی دوم وجود ندارد. در کردستان عراق در دوره عثمانی حرکاتی وجود دارد، اما در کردستان ایران چیزی شبیه آن جا وجود ندارد. به علاوه هیچ تشکل سیاسی در مورد مطالبات قومی در این منطقه وجود نداشت»، او در ادامه به زندگی‏نامه قاضی محمد پرداخت وگفت: «قاضی محمد محصول شرایط حضور نیروهای خارجی (شوروی) در منطقه است»، برزویی سپس بر اساس اسناد منتشر شده به مناسبات قاضی محمد و شوروی‏ها پرداخت و از جمله عنوان کرد: «هنگامی که قاضی محمد با یکی از مقامات دولت قوام دیدار کرد گفت: ریشه ما کردها به قوم ماد بر می‏گردد و بنابراین از آریایی‏ها به حساب می‏آییم. بلافاصله شوروی‏ها به او تذکر دادند که دیگر این جمله را به زبان نیاورد.» برزویی در پایان از این که اسناد مربوط به قاضی محمد و جمهوری مهاباد هنوز به فارسی ترجمه نشده است اظهار تاسف کرد.

«زندگی، زمانه و کارنامه میر جعفر پیشه‏وری» عنوان مقاله چهارمین سخنران بود که توسط افشین جعفرزاده ایراد شد. جعفرزاده در مقدمه بیان کرد که: «اگر در واکاوی تاریخ جنبش چپ به پیشه‏وری‏ پرداخته نشود، جنبش چپ ناقص خواهد بود»، او از پیشه‏وری‏ با عنوان «دولتمرد ناکام» نام برد. وی سپس به طور خلاصه به فعالیت‏های پیشه‏وری‏ از آغاز تا جمهوری شورایی گیلان پرداخت. به عقیده او، فاز دوم فعالیت‏های پیشه‏وری‏ نگارش در روزنامه «حقیقت» است که وی مخالف فدرالیسم و تجزیه‏طلبی در ایران بود. دوره سوم زندگی پیشه‏وری،‏ دوران رضاشاه، زندان و بعد از رضا شاه، انتشار نشریه «آژیر» است. جدایی او از فعالین کمونیست در این دوره اتفاق می‏افتد. در پایان جعفرزاده نظرات خود را نسبت به پیشه‏وری‏ در سه جمله خلاصه کرد: «1- پیشه‏وری‏ به هیچ عنوان سیاستمدار پان‏‏ترکیسم نیست و تصویری که تجزیه‏طلبان در حال حاضر از او ترسیم کرده‏اند با حقیقت فاصله زیاد دارد . 2- در سال‏های 25 – 1324 کمتر به تحولاتی بر می‏خوریم که به ابتکار شخصی او باشد و نفوذ روس‏ها در این دوره بسیار زیاد است و وی قدمی در مخالفت با آن‏ها بر نداشت. 3- به ادله محکمی برنخورده‏ام که پیشه‏وری‏ با توطئه روس‏ها کشته شده است».

در پنل دوم ابتدا احسان هوشمند با موضوع «سیاست اقلیت آشوری پس از شکست فرقه دمکرات آذربایجان» سخنرانی کرد. وی در آغاز به سابقه تاریخی حضور آشوری‏ها در ایران پرداخت و به نمونه‏هایی از درگیری‏ها و کشتار مردم در ارومیه و اطراف آن توسط آشوری‏ها طی جنگ جهانی اول اشاراتی کرد. او در ادامه گفت: «در جنگ جهانی دوم نیز آشوری‏ها با حمایت روس‏ها به نا امنی و کشتار در آذربایجان ادامه دست زدند. بعد از فروپاشی فرقه دمکرات در آذر 1325، به علت سابقه کارهای آشوری‏ها، تعدادی از روستا‏های آنها در آذربایجان مورد حمله مردم قرار گرفت. به دنبال این حادثه و شکایت اسقف آشوری‏ها به سازمان ملل، نماینده‏ای از طرف پاپ برای سرکشی به ایران آمد»، به عقیده هوشمند دولت مردان ایران با اتخاذ سیاست گفتگو و مذاکره و اقداماتی که نشان از هماهنگی میان آن‏ها داشت، جریانی را که می‏رفت تا برای ایران یک معضل بین‏المللی درست کند،کنترل کردند». اقدامات مقامات ایرانی عبارت بود از: «1- گفتگو با مقامات آشوری در آمریکا، 2- گفتگو با آشوریان ارومیه، 3- بیان عمومی خسارات وارده به آشوریان، 4- پیگیری مطالب مطبوعات اروپایی نسبت به مسئله آشوری‏ها، 5- مذاکره با مقامات آمریکایی و 6- اجازه ورود کمک‏های خارجی به مناطق آشوری. در نهایت اسقف آشوری‏ها شکایت خود را از سازمان ملل پس گرفت و ماجرای آشوریان با تدابیر درست به فرجامی نیک انجامید».

از راست: احسان هوشمند، سالار سیف الدینی، محمدعلی بهمنی قاجار

سالار سیف الدینی سخنران بعدی بود که عنوان سخنرانی خود را «خودمختاری و حق تعیین سرنوشت از لنین تا ویلسون» انتخاب کرده بود. وی در این سخنرانی به تشریح اوضاع و احوالی پرداخت که در طی آن فرقه دموکرات اقدام به اعلام خودمختاری در آذربایجان نمود و با اشاره به تجریه فدراسیون کُرد در سلیمانیه توسط شیخ محمود برزنجی و هدایت انگلیسی‏ها، معاهده سور و طرح خودمختاری ارامنه و کردها در آن و همین طور تأسیس‏‏ «کردستان سرخ» توسط لنین در منطقه قراباغ (لاچین، جبرالی، شوشی و... ) گفت فضای ایجاد مناطق خود مختار در آن سال در منطقه که عموماً توسط قدرت‏های بزرگ انجام می‏یافت افزایش یافته بود. از طرف دیگر در گفتمان مارکسیسم- لنینیسم موضوع حق تعیین سرنوشت ملل به عنوان یک گفتار در ذیل آن مطرح شد. موازی با آن ویلسون در اثنای جنگ جهانی اول از حق تعیین سرنوشت به عنوان راه حل سریع منازعات سیاسی صحبت کرد.

سیف‏الدینی تأکید‏‏ کرد که مفهوم حق تعیین سرنوشت هیچ گاه یک مفهوم ایستا نبوده و به قول یکی از پژوهشگران در طول زمان دستخوش قبض و بسط تئوریک شده است. وی گفت: «اشاره به قلمرو وضعیت حاد در قضیه شکایت فنلاند از سوئد به جامعه ملل، سرنخی شد در دست حقوقدانان بعدی که با اشاره به آن حق تعیین سرنوشت را محدود کنند». سیف‏الدینی تأکید‏‏ کرد: «در منشور ملل و میثاقین مخاطب حق تعیین سرنوشت، مردم هستند نه ملت‏ها و از نظر حقوق بین‏الملل موضوعه، امروز حق تعیین سرنوشت به اعتبار قطعنامه‏ها و تفسیرهای عام، دارای دو جنبه داخلی (مشارکت سیاسی و دموکراسی خواهی) و جنبه خارجی (استقلال) است». وی گفت: «خود جنبه داخلی هم به سه قلمرو حاد احصاء شده است که عبارتند از: سرزمین‏های مستعمره و تحت قیمومت، اشغالگری خارجی و رژیم‏های نژادپرست». وی با قرائت مستندات حقوقی این مطالب در جنرال کامنت‏های سازمان ملل و دکترین حقوقی گفت: «خارج از این سه وضعیت حق تعیین سرنوشت تنها به معنی مشارکت سیاسی مردم در امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است».

محمدعلی بهمنی قاجار با مقاله «مطالبات زبانی فرقه دمکرات آذربایجان» سخنران سوم این پنل بود. وی ابتدا به تاریخچه زبان فارسی در ایران از باستان تا به امروز و رسمی شدن فارسی دری در ایران پرداخت. سپس به ادعای پان‏‏ترک‏ها در مورد زبان اشاره کرد و با دلایلی نادرست بودن این ادعا را ثابت کرد. بهمنی قاجار به مثال‏هایی از توجه شخصیت‏های علمی، ادبی و سیاسی آذربایجان به زبان فارسی اشاره داشت؛ مثلاً «هنگامی که کمیته اتحاد و ترقی عثمانی با سوءاستفاده از حربه زبان دست به تحریکاتی زد، شیخ محمد خیابانی، یکی از اعضای حزب دموکرات آذربایجان علناً اعلام کرد که در جلسات حزبی همه باید به فارسی صحبت کنند. به علاوه اولین قانون مجلس که بودجه‏ای را برای گسترش زبان فارسی در آذربایجان اختصاص می‏داد توسط نمایندگان آذربایجان مثل سیدحسن تقی‏زاده، امام جمعه خویی و قائم مقام رفیع تبریزی در مجلس مطرح شد که در 21 بهمن 1304 به تصویب رسید». سخنران این بخش از سیاست زبانی حکومت رضاشاه در آذربایجان انتقاد کرد و ادامه داد: «با اشغال ایران در جنگ جهانی دوم مسئله زبان به صورت مصنوعی با حمایت اشغالگران مطرح و توسط فرقه دمکرات پی‏گیری شد. در این راستا تعدادی از اسناد فارسی در آذربایجان منهدم شد». وی در پایان به مخالفت‏هایی علیه فرقه در آذربایجان مثل مخالفت آیت‏الله ثقه‏الاسلامی اشاراتی داشت.

آخرین فرد این پنل، رحیم نیکبخت بود که با عنوان «پی آمدهای فرقه دمکرات آذربایجان: بررسی اسنادی» به سخنرانی پرداخت. وی به طور خلاصه پیامدهای حضور یک ساله فرقه و بعد از آن را این چنین بیان کرد: «انتقال ثروت تجار و بازرگانان معروف آذربایجان به تهران، سرکوب و قتل عام خوانین و خاندان‏های آنها، غارت اموال مردم در روزهای آخر حکوت فرقه مثل انتقال کامیون‏ها به شوروی و شکایت مالکین آن‏ها، به هم ریختن نظام کشاورزی و قحطی در سال 1326، و گسترش حس انتقام در آذربایجان پس از سقوط فرقه». در ادامه نیکبخت نمونه‏هایی از این انتقام جویی را برای حضار بیان کرد.

«بازنگری فرقه دمکرات آذربایجان بر اساس اسناد و منابع» عنوان سخنرانی حمید احمدی در اختتامیه همایش بود. وی ابتدا این نکته را خاطر نشان کرد: «با انتشار اسناد خارجی تا حدی جنبه‏هایی از فرقه معلوم شده است. اما اسناد داخلی به آن صورت منتشر نشده‏اند.» در مورد اسناد خارجی، احمدی به فرمان‏های استالین(1) و کتاب جمیل حسنلی(2) اشاره کرد. او با توجه به اسناد کتاب حسنلی گفت: «این اسناد نشان می‏دهند که پیشه‏وری‏ قصد جدایی آذربایجان را داشته است». او سپس به نمونه‏هایی از کتاب‏های داخلی مانند رازهای سر به مهر(3) و خاطرات میرزا عبدالله مجتهدی(4) پرداخت. احمدی نکات مهمی که در این کتاب‏ها دیده می‏شود را چنین خلاصه کرد: «1- مقاومت‏های مردمی علیه فرقه، 2- واکنش مقامات مذهبی به اقدامات فرقه وترک تبریز، 3- نافرمانی از دستورات فرقه مانند فرار از سربازی، 4- مقاومت مردم آذربایجان به از بین بردن زبان فارسی و 5- مقاومت کسترده نسبت به تبلیغات کمونیستی روسیه»

همایش با جلسه پرسش و پاسخ بین حاضرین و سخنرانان پایان یافت.



1- فصلنامه گفتگو، ش 40، تابستان 1383، صص 156-139
2- حسنلی، جمیل، آذربایجان ایران، آغاز جنگ سرد، ترجمه منصور صفوتی، نشرشیرازه، 1388. ترجمه خلاصه‏تری از این کتاب با این مشخصات منتشر شده است: حسنلی، جمیل، فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایجان، ترجمه منصور همامی، تهران، نشر نی، 1383.
3- ملازاده، حمید، رازهای سر به مهر، تبریز، مهد آزادی، 1376.
4- بحران در آذربایجان، خاطرات آیت الله میرزا عبدالله مجتهدی تبریزی(25-1324)، به کوشش رسول جعفریان، تهران، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، 1381.

تهیه و تنظیم گزارش: محمدمهدی موسی‏خان
عکس ها از : محسن پورفولادچی

برای اطلاعات بیشتر به مشروح سخنرانی های کنفرانس آذربایجان در تاریخ معاصر(فرقه دموکرات)+فیلم مراجعه نمایید.



 
تعداد بازدید: 3924


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

مهران، شهر آینه‌ها – 18

هنوز چند دقیقه‌ای نگذشته بود که با غرش هواپیماها و انفجار بمبها از خواب پریدم. سریع نشستم پشت ضدهوایی و به طرف هواپیماها شلیک کردم. هواپیماها منطقه را به شدت بمباران کردند. چند بمب هم نزدیک خاکریز ما خورد. یکنفر در جاده داشت به طرف ما می‌آمد. بمبی در نزدیکیش منفجر شد. او سریع خیز رفت. یک هواپیما با آتش ضدهوایی ما سقوط کرد با سر شیرجه زد در نخلستان روبه‌روی ما؛ ولی خلبانش که اوضاع را قمر در عقرب دیده بود، با چتر نجات پرید پایین. هواپیماها با آتش پر حجم پدافند فرار کردند.