گزارش مراسم بازخوانی کتاب جای امن گلوله‌ها



مراسم بازخوانی کتاب جای امن گلوله‌ها، یکشنبه 24 مهر 1390،  در فرهنگسرای انقلاب با حضور مرتضی سرهنگی، مژده اون‌باشی، صباح وطنخواه، راوی و نویسنده جای امن گلوله‌ها؛ عبدالرضا آلبوغبیش و جواد کامور بخشایش برگزار شد.

مهدی فروتن، مدیر فرهنگسرا از حضور مهمانان برنامه و حاضران جمع سپاسگزاری کرد؛ به آنان خیرمقدم گفت و از اینکه فرهنگسرای انقلاب در روز سالگرد سقوط خرمشهر (از نگاه خرمشهری‌ها) بانیِ این برنامه شده، اظهار خرسندی کرد و درباره اهمیت خاطرات، راویان و بازماندگان تاریخ دفاع مقدس سخن گفت.

پس از او مرتضی سرهنگی پشت تریبون رفت و درباره جای امن گلوله‌ها گفت: «خواندن این کتاب و کتاب‌هایی درباره جنگ ما را به شاهدان غیرمستقیم تبدیل می‌کند. امثال آقای آلبوغبیش که سیزده گلوله خورده‌اند به ما که در جنگ نبوده‌ایم خواهند گفت که در آن روزها در خرمشهر چه گذشت و ما می‌شنویم و می‌توانیم برای آیندگان این خاطرات را روایت کنیم و مجال فراموش شدن خاطرات را بگیریم.»
وی در ادامه به نقش پر اهمیت زنان در دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: «شاید جنگ هشت ساله ما یکی از جنگ‌هایی باشد که زن‌ها در آن فعالیت گسترده‌ای داشتند؛ چون دفاعی بود. دنیا تمام محاسباتی را که برای جنگ تحمیلی کرده بود، درست بود به جز ناگهان سرباز شدن مردم ایران؛ چه زن، چه مرد، چه پیر و چه جوان!»
وی درادامه سخنان خود رزمنده را به روایت خاطراتش تشویق کرد و افزود: «سربازی جنگ خود را تکمیل می‌کند که خاطراتش را بنویسد.» سپس دو تن از شاهدان عینی حادثه 24 مهر 1359 خرمشهر، مژده اون‌باشی و صباح وطنخواه، خاطرات خود را روایت کردند. سخنرانی آنها با تحسین حاضران به پایان رسید؛ پس از آن کلیپ حادثه 24 مهر پخش شد و برای دقایقی حاضران را به خرمشهر 1359 برد.
سپس کامور بخشایش درباره حوادث مربوط به ایام تدوین کتابش صحبت کرد. پس از او راوی کتاب از حوادث 24 مهر برای حاضران گفت؛ از چگونگی تیرباران شدن شیخ شریف و شهادت شیخ و زنده ماندن خودش، او از فروتنی رزمنده‌های دیروز گفت و به روزهای سخت خرمشهر اشاره کرد؛ و از زنان و دخترانی که روزهای اول جنگ در خرمشهر جانفشانی کردند، قدردانی کرد.
برنامه با تقدیر از حاضران پایان یافت.



 
تعداد بازدید: 1617


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسراری از درون ارتش عراق-9

همین‌طور که خبردار به ستون ایستاده و چشم‌انتظار آمدن ستوان‌یار گروهان بودیم تا ما تازه‌واردها را نسبت به گروهان و وظایفی که می‌بایست انجام دهیم توجیه کند، بدون اینکه گروهبان متوجه شود، یک‌سره زیرچشمی ساختمان‌ها و محیط اطراف‌مان را ورانداز می‌کردیم تا...