شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد



به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، همایش شصتمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳، ۲۶ می ۲۰۱۳ ، از ساعت ۱۱ صبح تا ۸ شب در سالن سخن لندن برگزار می شود.

برنامه، سخنرانان و پنل های این همایش در ادامه می آید:

 


*11:00 صبح *
ورود به سالن
صرف چای و قهوه، آشنایی با میهمانان،  فروش کتاب، اعلان ها و نمایش اسلاید
کلیپ های تاریخی


*14:00 - 11:30*
پانل اول:
*مجید تفرشی:*  تبار شناسی، واکاوی و دگردیسی مواضعِ راویان ۲۸ مرداد (همراه
با اسلاید)
*حمید احمدی:* روایت های نویافته از وقایع ۱۷ مرداد تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (همراه
با قطعات فیلم از شاهدان عینی)
*سیاوش رنجبر:* بررسی روزنامه های ایران چند روز قبل و بعد از ۲۸ مرداد (همراه
با نمایش روزنامه ها)
- پرسش و پاسخ


14:45 - 14:00
استراحت، صرف ساندویچ، چای، قهوه


*17:00 - 14:45*
پانل دوم
*بابک امیرخسروی: *از کودتای ۲۵ مرداد تا براندازی دولت دکتر مصدق در ۲۸ مرداد
*داریوش بایندر: *ایران و سیا: باز بینی سقوط دولت دکتر مصدق
*محمود کاشانی:* نگاهی به حوادث تیر و مرداد ۱۳۳۲ و توطئه براندازی نهضت ملی
ایران
- پرسش و پاسخ


17:30 - 17:00
استراحت، صرف چای و قهوه


*19:00 - 17:30 *
پانل سوم
*پروفسور یرواند آبراهامیان: *کودتای  ۱۹۵۳، سیا و ریشه های روابط ایران و
امریکا
- پرسش و پاسخ،
- امضای کتاب و گرفتن عکس.

 


  - ساعت ۷ شب: پایان بخش رسمی برنامه
  - برای علاقه مندانی که تا کنون موفق به تهیه بلیط نشده اند امکان هست که
  صبح یک شنبه در محل کنفرانس هم تهیه کنند.
  - تعدادی کتاب The Coup - آخرین اثر پروفسور آبراهامیان - برای عرضه به
  علاقه مندان توسط انجمن سفارش داده شده است.
  - دریافت مستقیم صدای کنفرانس از طریق اینترنت امکان پذیر است. سخنرانی ها
  روی برنامه پالتاک در اطاق «انجمن سخن لندن»‌ قابل دریافت است.

 


انجمن سخن لندن



 
تعداد بازدید: 4261


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
 

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی- 98

آن روز صبح که از سنگر بیرون آمدم جنازه آن افسر و گروهبان راکه به خاطر نماز خواندن گزارش کرده بودند دیدم: ستوان یکم عبدالرضا و گروهبان حسن. این گروهبان خبرچین بود که خبرها را به ستوان عبدالرضا می‌داد. من واقعه آن شب را نتوانستم برای کسی بیان کنم. خیلی دلم می‌خواست به آن پاسدار موتورسوار بگویم ولی فارسی نمی‌دانستم. متأسفانه نام آن پاسدار را نمی‌دانم اما می‌توانم هر دو پاسدار را از صورتشان بشناسم. آنها واقعاً انسان بودند. برای همین رفتار آنها خیلی به دلم نشست.