خاطرات محمدرسول دریایی
10 مهر 1403
دکتر محمدرسول دریایی، مترجم کتابهای طب سنتی، مهمان دویستوسیودومین برنامه شب خاطره (بهمن 1391) بود. او درباره آشنایی و همکاری با علیاکبر وهاج خاطره گفت. او گفت: «1353 با آقای علیاکبر وهاج آشنا شدم. یعنی درست یک سال بعد از تحولاتی که در ایشان رخ داد. به او پیشنهاد کردیم و کتابی درباره امام هادی(ع) را با هزینه او ترجمه کردیم. با هم بچههای محل را بسیج میکردیم میرفتیم و در جلسات آقای حجازی شرکت میکردیم. الحمدالله تعداد زیادی توسط همین رفت و آمدها هدایت شدند. آقای وهاج به ما علاقهمند شد ما هم به او علاقه داشتیم. او یک کتاب دیگر پیشنهاد کرد. گفت این کتاب را ترجمه کن. کتاب، چاپ شد و فروش خوبی هم داشت. جلد این کتاب، انقلابی بود. زنجیری روی جلد کتاب بود که نشاندهنده فشارهای ساواک بود. در یکی از حلقههای زنجیر، اسکلتِ مردهای بود که مار از آن رد میشد. در زنجیر دیگر به لب یک فرد، قفل زده بودند. یک نفر هم پشت میلههای زندان بود. این کتاب هم با هزینه آقای وهاج چاپ شد. پس از آن کتابی هم با عنوان تحریم گوشت خوک منتشر کردیم. ما در این کتاب توضیح دادیم که گوشت خوک، عوارض بدی دارد... آقای وهاج هزینه این کتاب را هم پرداخت کردند. فاکتور را نگاه نمیکرد و فقط مبلغ را میپرسید.»
در ادامه، این روایت را ببینیم.
تاکنون360 برنامه شب خاطره دفاع مقدس از سوی مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری برگزار شده است. برنامه آینده 3 آبان 1403 برگزار میشود.
تعداد بازدید: 954








آخرین مطالب
پربازدیدها
شانههای زخمی خاکریز - 12
منطقه، روزهای گرم و شبهای سردی داشت. پنج روز آنجا بیکار بودیم. حوصلۀ آدم سر میرفت. دیگر طاقت نیاوردم. به وسیلۀ بیسیم با بیمارستان تماس گرفتیم که اگر در اینجا به ما احتیاجی نیست، برگردیم. موافقت کردند و به پادگان ابوذر برگشتیم. در پادگان، مسابقات ورزشی بهراه بود. من هم تمرین میکردم. چند روزی مجدداً رفتم تهران برای درس خواندن. ولی زود برگشتم. یک روز در پادگان متوجه شدم دستم زخم شده است. به بیمارستان مراجعه کردم.






