کتاب‌هایی از هفت استان

آدم‌ها، توی قاب خاطرات

در این نوبت از معرفی کتاب، با این آثار آشنا می‌شوید: «جامه سرخ: خاطرات روزنوشت شهید احمد اُمّی»، «آدم‌ها توی قاب من نمی‌میرند: کتاب سعید جان‌بزرگی»، «بادگیرها چشم به راهند: مجموعه خاطرات شهید ابراهیم بشکردی‌زاده»، «آرزوی دیدار: زندگی بانوی ایثارگر ام‌البنین منصورخانی»، «از آتش و آویشن: شهدای راز در قاب خاطرات»، «شش و سی دقیقه عصر: خاطرات امیر سرتیپ خلبان آزاده یوسف سمندریان»، «محبت پنهان: بر اساس دست‌نوشته‌های آزاده محمدتقی کریمی»، «جرعه آخر: زندگی‌نامه شهید یدالله ندرلو»، کتاب «گروهان کوراوغلی: روایتی از زندگی بسیجی حاجعلی تنها».
مصاحبه تاریخ شفاهی و ضرورت‌های آن - 7

تعیین زمان و هماهنگی‌های پیش از مصاحبه

مصاحبه در طرح تاریخ شفاهی باید پس از هماهنگی‌های مقدماتی، در زمان مناسب انجام شود. زیرا اگر پذیرفته‌ایم که مصاحبه کانونی‌ترین بخش هر طرح تاریخ شفاهی است، توجه به زمان و چگونگی انجام آن از اهمیت بالایی برخوردار است. این امر نیازمند ارتباط و گفت‌وگوی دقیق میان محقق و راوی است.
دیدار با مدیرانتشارات مرتضوی در نشست «تاریخ شفاهی کتاب»

70 سال زندگی با کتاب

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران چهارمین نشست از دوره جدید نشست‌های «تاریخ شفاهی کتاب» به همت نصرالله حدادی، نویسنده و پژوهشگر در سرای اهل قلم مؤسسه خانه کتاب برگزار شد. این نشست میزبان حجت‌الاسلام بیوک چیت‌چیان، مدیر انتشارات مرتضوی و یکی از پیشکسوتان حوزه نشر بود.

خاطرات امیرحسین مدرس

امیرحسین مدرس، مجری، خواننده، نویسنده و بازیگر، مهمان بیست‌ونهمین برنامه شب خاطره (7 اردیبهشت 1374) بود. او در این برنامه، دو خاطره‌ درباره شهید سید مرتضی آوینی گفت. این روایت را ببینیم.

تاریخ شفاهی بازماندگانِ نسل‌کشی

مؤسسه تاریخ شفاهی دانشگاه بیلور از طریق مصاحبه‌های ضبط‌شده و پویا، خاطرات افرادی را که به خلق داستان‌ها کمک کرده‌اند و داستان زندگی کسانی را که به‌واسطه این افراد، مکان‌ها و وقایع آن روزها شکل گرفته‌اند، حفظ می‌کند. این موسسه، تاریخ‌های شفاهی را از سال 1970 ثبت و نگهداری کرده است.

چگونه می‌توان مورّخ تاریخ شفاهی شد؟

فلسفه وجودی تاریخ‌شفاهی گفت‌وگوی روشمند و فعال با کنش‌گران، فعالان و ناظران حوادث و وقایع مهم است. همچنین مشخص است که در این نوع تاریخ‌نگاری، روش، گفتمانی است. در تاریخ رسمی، مورّخ بیشتر با منابع قدرت سیاسی سر و کار دارد، ولی در تاریخ‌شفاهی این جریان به صورت عمده برعکس است و گروه هدف از قشر عمومی مردم است. این نوع رویکرد سبب مشارکت فعال مردم در تاریخ‌نگاری شده است.

کلاسی که تاریخ شفاهی را جمع‌آوری می‌کند

دانشجویان در تعطیلات بهار برای ضبط داستان‌های زندگی ساکنان کارائیبی بروکلین به ‌عنوان بخشی از دوره آموزش خود در تاریخ شفاهی و قوم‌نگاری شهری، ملاقات‌هایی انجام دادند. اونکا لبنت دستیار پروفسور مطالعات آفریقایی در دانشکده علوم و هنر می‌گوید که سفر چهار روزه برای دانشجویان «به ‌منظور مشاهده و انجام تحقیق قوم‌نگاری و صحبت با بسیاری از افراد در دسترس برنامه‌ریزی شد...

نبرد هور - 2

پس از جلسه 3 ساعته، به محل کار خودم – گردان سوم تیپ – بازگشتم. هنوز دست به کاری نزده بودم که تلگرافی از قرارگاه تیپ به دستم رسید که هرچه سریع‌تر خود را به قرارگاه تیپ برسانم! مجدداً برگشتم. سرهنگ ستاد هانی الحیالی در انتظار ما بود. از فرمانده تیپ خبری نبود. در خلال صحبت‌های هانی فهمیدم که از طرف استخبارات آمده‌اند و او را برده‌اند!
مصاحبه تاریخ شفاهی و ضرورت‌های آن - 6

اهمیت اطلاعات پیش از مصاحبه

یکی از ضرورت‌های مرتبط با مصاحبه تاریخ شفاهی، داشتن معلومات و اطلاعات کافی درباره موضوع مصاحبه و مسائل پیرامون آن است. متأسفانه بعضاً دیده می‌شود که مصاحبه‌گر با کم‌ترین اطلاعات، وارد جلسه شده و مصاحبه مطلوبی را به انجام نرسانده است. این وضعیت، چند آسیب جدی را به دنبال دارد که برخی از آنها به شرح ذیل است.
گفت‌وگو با مریم جدلی، امدادگر و مربی آموزش نظامی در دوران دفاع مقدس ـ بخش پایانی

از جبهه غرب تا جزیره خارک

در بخش نخست این گفت‌وگو با اولین سال‌های جوانی مریم جدلی که مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی ارتش صدام علیه ایران بود، همراه شدیم. او تعریف کرد که در سرپل‌ذهاب، بیمارستان پادگان ابوذر و قطار هلال‌احمر که یک بیمارستان سیّار بود، چه صحنه‌هایی از جنگ برای او خاطره شدند. اینک بخش دوم و پایانی گفت‌وگوی خبرنگار سایت تاریخ شفاهی ایران با مریم جدلی را بخوانید.

خاطرات سعید قاسمی

سردار سعید قاسمی، از فرماندهان سال‌های دفاع مقدس، مهمان بیست‌ونهمین برنامه شب خاطره (7 اردیبهشت 1374) بود. او در این برنامه، خاطراتی از تعهد و ایمان شهید سید مرتضی آوینی نسبت به فعالیت‌هایش و ساخت فیلمی در منطقه فکه گفت. این روایت را ببینیم.
 

نبرد هور - 2

پس از جلسه 3 ساعته، به محل کار خودم – گردان سوم تیپ – بازگشتم. هنوز دست به کاری نزده بودم که تلگرافی از قرارگاه تیپ به دستم رسید که هرچه سریع‌تر خود را به قرارگاه تیپ برسانم! مجدداً برگشتم. سرهنگ ستاد هانی الحیالی در انتظار ما بود. از فرمانده تیپ خبری نبود. در خلال صحبت‌های هانی فهمیدم که از طرف استخبارات آمده‌اند و او را برده‌اند!