با موضوع «تدوین در تاریخ شفاهی»

نشست یازدهم تاریخ شفاهی ایران هشتم اسفند 1395 برگزار می‌شود

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، یازدهمین نشست تاریخ شفاهی ایران با عنوان «همایش ملی تدوین در تاریخ شفاهی» برگزار می‌شود. غلام‌رضا عزیزی، دبیر اجرایی این همایش گفت: «این دومین همایش تدوین تاریخ شفاهی است؛ در نشست هفتم که با عنوان تدوین بود، انتظارات ما برآورده نشد، در نتیجه در نشست یازدهم، دوباره به تدوین می‌پردازیم.»
با «مُهری از نانِ ساجی» او را می‌شناسیم

سرگذشت فرمانده جوان کرمانشاهی

نام کتاب برگرفته از عنوان یکی از بخش‌هاست: «مُهری از نانِ ساجی»*. در خاطره‌ای به این موضوع اشاره شده که سوژه کتاب یک بار برای یاد گرفتن نماز، از نان ساجی که یک نان محلی است، به عنوان مُهر استفاده کرده. او شهید ابراهیم رستمی (اول فروردین 1342 – دوم اردیبهشت 1365)، فرمانده پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی استان کرمانشاه است و کتاب به سرگذشت وی می‌پردازد.

تدوین تاریخ شفاهی انجمن اپراتورهای انرژی هسته‌ای

همکاران تاریخ، یک شرکت تحقیقات تاریخی در ایالات متحده، تاریخ انجمن جهانی اپراتورهای انرژی هسته‌ای را نوشته است. کتاب «ایمنی هسته‌ای مرز ندارد» از دوران پس از فاجعه چرنوبیل آغاز می‌شود، یعنی زمانی که اپراتورهای نیروگاه‌های هسته‌ای در سراسر جهان متوجه شدند به‌عنوان یک گروه نیاز به اقدامات بیشتری برای پیشگیری از چنین حوادث ویرانگری دارند. آنها گرد هم آمدند و سازمانی غیرانتفاعی ایجاد کردند که تنها مأموریتش بهبود ایمنی عملیاتی در این صنعت و عملکرد آن بود.

چشم در چشم آنان(23)

آن شب ما را به اتاق قبلی برگرداندند. جلو در اتاق را به اندازه یک پله بالا برده بودند تا اگر دوباره بارانی گرفت، به داخل نیاید. نفری یک پتوی دیگر هم به ما دادند. آن سال زمستان در مدتی که اوضاع جنگ، مقداری آرامش پیدا کرده بود و حمله‌ای پیش نیامده بود، عراق مرتب تبلیغ می‌کرد ما رفتارمان با اسرا انسانی است و در ایران با اسرا بدرفتاری می‌شود.
روایتی از عملیات مروارید

ماجرای تلاش بازماندگان ناوچه پیکان برای بقا در خلیج‌فارس

هفتم آذر 1359 با نام «عملیات مروارید» گره خورده و یادآور حماسه «ناوچه پیکان» در نبرد انهدام دژ البکر و نابودی نیروی دریایی ارتش صدام است. این ناوچه تاریخی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که یکی از زبده‌ترین واحدهای نداجا در ماه‌های آغازین جنگ تحمیلی بوده، پس از اتمام عملیات مروارید مورد حمله قرار گرفته، منهدم می‌شود و ناخدا محمد همتی، فرمانده ناوچه پیکان و جمعی از یارانش برای همیشه جاودان شدند.

خاطرات حمید قاسمی

حمید قاسمی، بسیجی دوران دفاع مقدس، مهمان سیزدهمین برنامه شب خاطره (2 دی 1372) بود. او در در زمان حضور در جبهه‌های مقابله با جنگ تحمیلی ارتش صدام علیه ایران 16 سال داشته و از خاطرات خود چنین می‌گوید که یکی از نیروهای دشمن به او نزدیک شده بود. اما اسلحه وی دچار مشکلی می‌شود و نمی‌تواند شلیک کند... . ادامه ماجرا را با دیدن فیلم خاطره‌گویی این رزمنده دفاع مقدس دنبال کنید.

تاریخ شفاهی جنگی که 60 سال از آن گذشته است

سی‌ام اکتبر 1956، جمال عبدالناصر قاطعانه از پذیرفتن التیماتوم فرانسه و بریتانیا برای پایان جنگی سرباز زد که تقریباً یک هفته قبل از اینکه آنتونی ادن رضایت کابینه‌اش را برای شروع عملیات نظامی علیه مصر جلب کند با ملی کردن کانال سوئز در بیست‌وششمم ژوئیه توسط جمال عبدالناصر آغاز شده بود. التیماتوم فرانسه و بریتانیا، کمتر از 24 ساعت بعد از حمله نیروهای اشغالگر فلسطین به صحرای سینا اعلام شد. این حمله شروع جنگ سه‌جانبه‌ای بود که اوج بحران سوئز به شمار می‌آمد.
انتشار دو کتاب از مجموعه «گنج» تاریخ شفاهی

انجام 80 ساعت مصاحبه برای تدوین «انقلاب رنگ‌ها» و «متولد بهمن»

«گنج» نام مجموعه‌ای است که دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به همراه نشر معارف و با محوریت تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر می‌کنند. در این مجموعه به تاثیر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بر هنر و فرهنگ ‌پرداخته می‌شود و کتاب‌های آن بر اساس مصاحبه با افرادی که در این حوزه‌ها فعالیت کرده‌اند، تدوین شده است.
274 قدم از «شب خاطره» گذشت

خاطره‌ای که برای نخستین بار بیان شد

به گزارش سایت تاریخ شفاهی ایران، دویست‌وهفتادوچهارمین برنامه از سلسله‌ برنامه‌های شب خاطره، عصر پنجشنبه چهارم آذر ۱۳۹۵ در حوزه هنری برگزار شد. در این برنامه محمد مجیدی، محمدابراهیم بهزادپور و امیرحسین حجت به بیان خاطرات خود از سال‌های دفاع مقدس پرداختند.
 

چشم در چشم آنان(22)

این اتاق‌ها مخصوص افراد خاصی بود که جهت تنبیه به آنجا برده می‌شدند. هر آسایشگاه یکی از این اتاق‌ها داشت. فردی که جزو افراد ثابت یکی از این اتاقک‌ها بود، سرگرد محمدی بود. بقیه را گاهی می‌بردند. گاهی برای راه رفتن یا هوا خوردن و همین‌طور برای گلدوزی به پشت محوطه آشپزخانه می‌رفتیم. در آنجا هیچ‌کس نبود.