خاطرات صمد شفیعی - 1

صمد شفیعی، رزمنده بسیجی دوران دفاع مقدس، مهمان صدوبیست‌ودومین برنامه شب خاطره (6 آذر 1382) بود. او درباره آزادسازی یکی از محورهای بُستان و دشواری رد شدن از رودخانه خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

سیصد و چهاردهمین مراسم شب خاطره -3

جنگ‌های نامنظمِ منظم

اولین‌ باری که برای دیدبانی ارتش، من را خواستند، یکی از سرهنگ‌ها ترک ]موتور[ِ ما نشست و رفتیم برای دیدبانی از پل کرخه‌نور. زمانی که رسیدیم، یکی از عراقی‌ها که هیکلی و درشت بود ما را دید، من موتور را برگرداندم و حرکت کردیم. عراقی‌ها به ستون چهار تا سه تایی یعنی دوازده نفر دنبال ما بودند. برای اینکه ما را گم کنند با موتور پریدم داخل گندم‌زار و دیگر رد چرخ موتور باقی نبود. ما را گم کردند و پیچیدند سمت خاک‌ریز خودشان.

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-65

از نتایج اولیه عملیات بیت‌المقدس و همچنین رسیدن نیروهای ایرانی به مرزهای بین‌المللی شرق بصره، می‌توان به محاصره شهر خرمشهر که از نخستین روزهای شروع جنگ به اشغال نیروهای عراقی درآمد، اشاره کرد. نیروهای ایرانی با استقرار در شرق رود کارون و ضلع شرقی و شمال غربی خرمشهر توانستند این شهر را 270 درجه به محاصره خود در آورند.

روش پژوهش در تاریخ شفاهی (تدوین طرح پژوهشی تاریخ شفاهی)

این نوشتار در پی این نیست که تعاریف متعددی که از تاریخ شفاهی وجود دارد یا دیدگاه‌ها و نظریه‌‌های مختلفی که در جنبه‌‌های مختلف آن وجود دارد ارائه دهد. هدف آن، روش پژوهش یا به عبارت بهتر روش تحقیق در تاریخ شفاهی است، بدین معنا که برای انجام یک طرح تاریخ شفاهی چه روشی را در پیش بگیریم؟ در حقیقت «طرح تاریخ شفاهی» به عنوان یک پژوهش تاریخی از مهمترین الزامات تاریخ شفاهی در نظر گرفته شده تا به یک مصاحبه خوب و یک منبع قابل اعتبار و اعتنا منتج شود.

تدوین ضعیف، واقعیت‌های تاریخی را پنهان می‌کند

آسیب‌های پیاده کردن متن در مصاحبه تاریخ شفاهی، یکی از مباحث مهم و جدی در حوزه تدوین و نگارش است؛ تا آنجا که می‌تواند بخشی از واقعیت‌های تاریخی را برای همیشه پنهان کند. آنچه پیشِ رو دارید گفت‌گویی کوتاه با سیدقاسم یاحسینی، از چهره‌های شناخته شده حوزه تاریخ شفاهی است که در نگاهی کلی به آسیب‌های پیاده کردن متن در مصاحبه پرداخت.

سیصد و چهاردهمین مراسم شب خاطره -2

عراقی‌ها از سه محور به اهواز حمله کرده بودند

به چند گروه یازده نفره تقسیم شده بودیم. به این صورت عمل می‌کردیم که یک گروه می‌رفتند به هر نحوی بود یکی از تانک‌ها را منهدم می‌کردند و برمی‌گشتند. نوبت گروه بعدی بود که از یک محور دیگر وارد عمل شود. این کار باعث می‌شد عراقی‌ها گیج شوند؛ چون باور نمی‌کردند چند نفر بتوانند این کار را انجام دهند.

خاطرات منصور کاظمیان

امیر سرتیپ منصور کاظمیان، کمک‌خلبان دوران دفاع مقدس، هم‌رزم شهید عباس دوران، مهمان صدوبیست‌ویکمین برنامه شب خاطره (1 آبان 1382) بود. او درباره روز شهادت شهید عباس دوران، ماجرای مأموریت به بغداد در سال 1361 و چگونگی اسارت خودش خاطره گفت. این روایت‌‌ را ببینیم.

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-64

من، سروان «صباح» و چند پزشک دیگر در منطقه قدیمی باقی ماندیم. واحدهای پیشتیانی اطراف ما منطقه را ترک کردند و این امر نگرانی ما را دو چندان نمود. منطقه به صورت محیطی ترسناک در آمده بود. شب فرا رسید. من و سروان «صباح‌المرایاتی» روی مرتفع‌ترین سنگر قرار گرفته و جبهه طاهری را از فاصله دور زیر نظر گرفتیم. احساس کردیم دامنه عملیات گسترش یافته است.
 

هنگ سوم: خاطرات یک پزشک اسیر عراقی-65

از نتایج اولیه عملیات بیت‌المقدس و همچنین رسیدن نیروهای ایرانی به مرزهای بین‌المللی شرق بصره، می‌توان به محاصره شهر خرمشهر که از نخستین روزهای شروع جنگ به اشغال نیروهای عراقی درآمد، اشاره کرد. نیروهای ایرانی با استقرار در شرق رود کارون و ضلع شرقی و شمال غربی خرمشهر توانستند این شهر را 270 درجه به محاصره خود در آورند.